بـاران نـشانـه
طراح قالب
ثامن تـــم
امکانات وب

🌹🌹🌹🌹
ای فرزند آدم در آنچه که به تو امر نمودم مرا اطاعت کن و آنچه صلاح توست به من نیاموز.
ای فرزند آدم لحظه ای در صبح مرا یاد کن و لحظه ای در عصر ، هرچه خواهی به تو می دهم.🌷🌷🌷🌷🌷🍃🍃🍃🍃

یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:33 .::. .::.


ای فرزند آدم چرا انصاف نمی دهی ؛ من بوسیله نعمتهای خود ، محبوب تو می شوم و تو بوسیله گناهان در نزد من مبغوض می شوی ، خیر و رحمت من به سوی تو نازل می گردد و شرّت به سوی من بالا میاید و پیوسته فرشته ای بزرگوار در هر شب و روز برایم عمل قبیحت را گزارش می دهد.
ای فرزند آدم اگر وصف خود را از دیگری بشنوی و حال آنکه ندانی مورد نظر ، خودت می باشی هر آینه نسبت به چنین فردی خشمگین خواهی شد.

یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:31 .::. .::.
 

ای فرزند آدم حاجت از من می طلبی ولی من بر آورده نمی کنم ، چرا که به منافع تو آگاهم ( و می دانم این را که از من می خواهی ضرر به تو می زند ) سپس تو نسبت به خواسته ات اصرار می کنی ، در نتیجه آنچه که می خواهی به تو می دهم. آنگاه از همان داده هایم بر معصیت و گناه کمک می جویی. پس اراده می کنم که آبروی تو را بریزم و تو دست به دعا بلند می کنی و من آبروی تو را حفظ می کنم. چقدر با تو با خوبی برخورد کنم و تو چقدر با بدی و زشتی با من معامله می کنی.
نزدیک است نسبت به تو به گونه ای خشمگین شوم که بعد از آن هیچگاه راضی نگردم.

یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:29 .::. .::.

ای فرزند آدم همانا من بی نیازی هستم که محتاج و فقیر نمی شوم. مرا اطاعت کن ، تو را بی نیاز کنم که محتاج کسی نشوی.
ای فرزند آدم من زنده ای هستم که نمی میرم ، مرا اطاعت کن ، تو را نیز زنده ای قرار دهم که نمی میرد.
ای فرزند آدم همانا من به شیء می گویم چنین و چنان شو ، تو نیز مرا اطاعت کن ( به چنان قدرتی ) تو را می رسانم که به هر چه بگویی چنین و چنان شو ، می شود.

یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:28 .::. .::.

اول: آنكه با وضو باشد.
* دويم: آنكه بخواند سلامهائى كه وارد شده است و مناسب خواندن آنها هنگام ورود به قبرستان است، آنها چند قسم است: بعضى عبارت آن نزديك با بعضى ديگر است، و جمع كردن به خواندن همهء آنها البته بهتر است.
يكى: از رسول خدا (صلى الله عليه وآله) با اصحاب كه به بقيع مى رفتند سه مرتبه: " السلام عليكم يا اهل الديار " بعد سه مرتبه: " رحمكم الله " مى فرمود.
ديگر (١) از آن حضرت است كه وقت عبور به قبرها مى فرمود: " السلام عليكم من ديار قوم مؤمنين وإنا إن شاء الله بكم لاحقون " (٢).
ديگر (٣): از امير المؤمنين (عليه السلام) كه گذشتند به قبور، اول ملتفت طرف راست شده فرمود: " السلام عليكم يا اهل القبور من اهل القصور، انتم لنا فرط ونحن لكم تبع، وانا ان شاء الله بكم لاحقون " و بعد ملتفت طرف چپ شده همين را خواندند. ديگر: چند سلام است قريب به هم، همه از حضرت امام جعفر صادق (١) (عليه السلام) نقل شده است در طريق سلام به اهل قبور: " السلام على اهل الديار من المؤمنين والمسلمين، انتم لنا فرط ونحن ان شاء الله بكم لاحقون ".
ديگر (٢): " السلام على اهل الديار من المؤمنين والمسلمين، رحم الله المستقدمين منكم والمستأخرين، وانا ان شاء الله بكم لاحقون ".
ديگر (٣): " السلام على اهل الديار من المؤمنين والمؤمنات والمسلمين والمسلمات انتم لنا فرط وانا بكم ان شاء الله لاحقون ".
ديگر (٤): " السلام على اهل القبور، السلام على من كان فيها من المسلمين والمؤمنين، انتم لنا فرط، ونحن لكم تبع، وانا بكم لاحقون، وانا لله وانا إليه راجعون. يا اهل القبور بعد سكنى القصور، يا اهل القبور بعد النعمة والسرور صرتم إلى القبور. كيف وجدتم طعم الموت؟ " پس بگويد: " ويل لمن صار إلى النار " و اشك بريزد و برگردد.
و اگر چه بعضى از اين سلامها با بعضى كمى تفاوت دارد، اگر همه خوانده شود كه به همهء روايات عمل شده باشد بهتر است. به يكى هم بخواهد اكتفا كند خوب است.
و از حضرت صادق (٥) (عليه السلام) است در داخل شدن " جبانه " - كه قبرستانى بوده -: " السلام على اهل الجنة ".
و فضيلت بسيار در سلامى است كه دعاى على (عليه السلام) است كه فرمودند:
از پيغمبر (صلى الله عليه وآله) شنيدم كسى كه اين دعا را در قبرستان بخواند، خداوند به أو دهد ثواب پنجاه سال، و از أو بردارد گناهان پنجاه سال، و از پدر و مادرش هم (١):
" بسم الله الرحمن الرحيم السلام على اهل لا إله الا الله، من اهل لا إله الا الله، يا اهل لا إله الا الله، به حق لا إله الا الله، كيف وجدتم قول لا إله الا الله من لا إله الا الله، يا لا إله الا الله به حق لا إله الا الله، اغفر لمن قال لا إله الا الله، واحشرنا في زمرة من قال لا إله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله " (٢).
و فقرهء ديگر (٣): از حضرت امير (عليه السلام) (٤) نقل است كه در مقام موعظه و تنبيه ندا كردند اهل قبرستانى را و اصحابشان خدمتشان بودند: " يا اهل التربة، و يا اهل الغربة، و يا
اهل الخمود، و يا اهل الهمود، اما اخبار ما عندنا فاموالكم قد قسمت ونساؤكم قد نكحت ودوركم قد سكنت فما خبر ما عندكم؟ ".
پس رو به اصحاب نموده فرمودند: اما والله اگر مأذون مى شدند در سخن گفتن، مى گفتند: توشه أي بهتر از تقوى نيست.
* سيم: خواندن آيه‌ها و سوره‌ها و دعا‌هاى چند كه رسيده است خواندن آنها در قبرستان، و آنها چند چيز است:
اول (٥): خواندن يازده سورهء " قل هو الله " براى همهء اموات شيعه كه به عدد همه ثواب به أو داده شود، كما نقله بعض العلماء (٦).
دويم: يازده سورهء " قل هو الله " به جهت اهل اين قبرستان كه الحال در أو
است، كه به عدد تمام آنها ثواب داده شود.
سيم (١): خواندن سورهء " يس " كه باعث تخفيف عذاب بر اهل اين قبرستان شود و از براى خواننده به عدد آنها حسنه باشد.
چهارم: آيه‌اى از آيه‌هاى قرآن. از پيغمبر (صلى الله عليه وآله) مرويست كسى كه بخواند آيه أي از كتاب خداوند در قبرستانى از قبرستانهاى مسلمانان، عطا كند أو را خدا ثواب هفتاد پيغمبر (٢).
پنجم (٣): " آية الكرسي " مخصوصا روايت از پيغمبر (صلى الله عليه وآله) شده مؤمن كه " آية الكرسي " بخواند و ثوابش را براى اهل قبور قرار دهد، برساند ثواب را خداوند به قبر هر ميتى، و بلند كند خدا براى خواننده درجهء شصت پيغمبر و خلق كند از هر حرفى ملكى كه تسبيح كند براى أو تا روز قيامت.
و بعضى علماء آية الكرسي را از براى وداع معين نموده اند كه هنگام مراجعت در آخر قبرستان خوانده شود.
ششم: خواندن " لا إله الا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد يحيي ويميت وهو على كل شئ قدير ". روايت شده عطا شود به أو هزار هزار حسنه و آمرزيده شود و روشن شود كل آن قبر.

جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 8:2 .::. .::.

یکی از اساسی ترین مسائل در بحث مهدویت «خلافت الهی » است; زیرا مساله خلافت الهی در زمین که خدای سبحان در قرآن کریم فرمود: «انی جاعل فی الارض خلیفة » (بقره: 30) همچون داستان سفینه نوح و یا کشتی موسی و خضر و مانند آن ها نیست که یک قضیه شخصی بوده و سپری شده باشد، بلکه خلافت الهی یک فیض متصل و فوز مستمر است که از اول با اندیشه دوام و انگیزه استمرار طرح شده; چنان که اصل خلافت از قلمرو نبوت و رسالت فراتر رفته و به امامت رسیده است.1 به این دلیل، یکی از نکته هایی که در عرفان اسلامی درباره حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه - مورد توجه قرار گرفته «خلافت الهی» اوست.
از این رو، برخی از بزرگان اهل معرفت از حضرت مهدی به عنوان خلیفه الهی یاد نموده و گفته اند: «بی تردید، برای خداوند خلیفه ای است که روزی ظهور خواهد کرد، و اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی بماند، باز هم خداوند آن روز را به اندازه ای طولانی خواهد نمود تا آن خلیفه الهی که از عترت رسول خدا و فرزند فاطمه و همنام پیامبر است، ظهور نماید .»2
یکی دیگر از عرفا در این باره می گوید: «هر گاه حق سبحانه بر بنده خود تجلی کند و او را از خویش فانی نماید، لطیفه الهیه در او پدید می آید که آن لطیفه گاهی ذاتی و گاهی صفاتی است; اگر ذاتی باشد، آن صورت انسانی است که از او به فرد کامل و غوث جامع یاد می شود و دایره هستی بر محور او می گردد و به واسطه او عالم حفظ می شود و او همان کسی است که از او به مهدی و خاتم تعبیر می شود و او خلیفه خدا در عالم است .»3
همان گونه که ملاحظه می شود، در سخنان عرفا، بر عنصر «خلافت الهی » حضرت مهدی علیه السلام تکیه گردیده و از او به عنوان خلیفه خداوند در زمین یاد شده است .
عارف قاسانی درباره خاتم ولایت بودن حضرت مهدی می‌گوید: «خاتم ولایت مهدی است که در آخر زمان می آید . همه انبیا و اولیا در معارف و حقایق تابع مهدی هستند. او در احکام تابع شرع محمدی است و باطن او با باطن حضرت محمد یکی است.»
حضرت مهدی علیه السلام و ولایت الهی
گرچه بحث ولایت در عرفان دامنه گسترده ای دارد، اما در این جا تنها به جلوه ای از آن مباحث اشاره می شود:
یکی از مهم ترین مسائل ولایت این است که «ولی » یکی از نام های خداوند است. در قرآن کریم فرمود: «فالله هو الولی» (شوری: 9) و بر اساس مبانی عرفان، اسماء الهی هیچ گاه بدون مظهر نیستند.4 پس مظهر اسم «ولی» همواره وجود خواهد داشت. بدین سبب است که ولایت یک حقیقت همیشه زنده و پایان ناپذیر است، به خلاف رسالت و نبوت که از اسماء الهی نیست و دوره‌اش با وجود خاتم الانبیا پایان پذیرفته است. عارف نامدار، محی الدین بن عربی در این باره می‌گوید: «بدون تردید، ولایت فلک است که احاطه و گستردگی خاصی دارد. به این دلیل، هیچ گاه قطع نمی شود. اما نبوت تشریعی و رسالت در پیامبر اسلام پایان یافته است.»5
امام زمان علیه السلام
برخی دیگر از بزرگان اهل عرفان درباره ولایت ائمه اطهار علیهم‌السلام بخصوص حضرت مهدی علیه‌السلام گفته‌اند: «خدای تعالی دوازده کس را از امت محمد برگزیده و مقرب حضرت خود گردانیده و به ولایت خود مخصوص کرده و اینان را نایبان حضرت محمد گردانیده، ولی در امت محمد صلی الله علیه و آله همین دوازده امام کسی بیش نیستند و ولی آخرین، که ولی دوازدهم باشد، خاتم اولیاء است و مهدی صاحب زمان نام اوست.»6
همچنین عارف قاسانی درباره خاتم ولایت بودن حضرت مهدی می‌گوید: «خاتم ولایت مهدی است که در آخر زمان می آید . همه انبیا و اولیا در معارف و حقایق تابع مهدی هستند. او در احکام تابع شرع محمدی است و باطن او با باطن حضرت محمد یکی است.»7
در جای دیگر نیز گفته است: «خاتم ولایت کسی است که صلاح دنیا و آخرت با اوست و با رحلت او از دنیا نظام عالم از هم فرو می پاشد. او عبارت از مهدی موعود در آخر زمان است.»8
یکی دیگر از بزرگان اهل عرفان می‌گوید: «ظهور تمامی ولایت و کمالش به خاتم اولیا خواهد بود؛ چون کمال حقیقت دایره، در نقطه اخیره به ظهور می رسد. خاتم اولیا عبارت از امام محمد مهدی است که موعود حضرت رسالت است و دور عالم به او کامل و تمام می‌شود و حقایق اسرار الهی در زمان آن حضرت تمام ظاهر می‌شود.»9 عارف عربی نیز از حضرت مهدی به خاتم ولایت یاد نموده و به تفصیل درباره او بحث کرده است. 10
پس، معلوم می شود یکی از مسائلی که در عرفان اسلامی درباره حضرت مهدی مورد توجه قرار گرفته و به تفصیل از جنبه های گوناگون درباره آن بحث شده مساله «ولایت الهی » آن حضرت است . از این رو، از او به عنوان مظهر اسم «ولی» و خاتم ولایت یاد نموده اند .

گروه دین و اندیشه تبیان
1 - عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، قم، اسراء، 1380، ج 3، ص 28 .
2 - محی الدین بن عربی، فتوحات مکیه، بیروت، دار صادر، ج 3، باب 366، ص 327 .
3 - عبدالکریم جیلی، الانسان الکامل فی معرفة الاواخر و الاوایل، چ پانزدهم، مصر، مکتبة مصطفی البابی الحلبی، ص 72 .
4 - امام خمینی، تعلیقة علی الفصوص الحکم، مؤسسه پاسدار اسلام، 1410ق، ص 26 .
5 - محی الدین بن عربی، شرح قیصری بر فصوص الحکم، چاپ سنگی، قم، نشر بیدار، فص عزیزی، ص 308 .
6 - عزیزالدین نسفی، انسان کامل، رساله «نبوت و ولایت » ، چ چهارم، تهران، کتابخانه ظهوری، 1377، فصل 6، ص 320 .
7 - عبدالرزاق قاسانی، شرح فصوص الحکم، قم، بیدار، 1370، فص شیثی، ص 42 .
8 - همو، اصطلاحات صوفیه، چ دوم، قم، بیدار، 1370، باب خاء، ص 158 .
9 - محمد فیاض لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، سعدی، 1371، ص 315 .
10 - فتوحات مکیه، ج 3، باب 366 .

جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:41 .::. .::.

 

قرآن: " نماز را براى ياد من، به پا دار. " - پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله): نماز واجب شده است... براى بر پا داشتن ياد خدا. - امام على (عليه السلام): خداوند ايمان را جهت پاك كردن از شرك، و نماز را براى دورى از كبر واجب كرد. - هشام بن الحكم: از امام صادق پرسيدم: با اينكه نماز مردم را از كار و زندگى باز مى دارد و تن هايشان را خسته مى كند، چرا واجب شده است؟ امام فرمود: در آن، علتهايى نهفته است. اگر مردم بدون هيچ آگاهى و يادآورى از پيامبر اكرم رها شوند و تنها به همان رسالت نخستين و حضور قرآن در ميان آنان بسنده شود، مانند امتهاى پيشين مى گردند كه به دين گرويدند و كتابهايى هم نوشتند و مردم را به دين خود فرا خواندند و حتى براى آن جنگيدند، اما با رفتنشان، دينشان هم رفت و اثرى از آنان باقى نماند. حال آنكه خداوند تبارك و تعالى خواست كه مردم حضرت محمد (صلى الله عليه وآله) را از ياد نبرند. از اين رو نماز را بر آنان واجب كرد تا او را هر روز، پنج بار ياد كنند و نام [مباركش] را بر زبان آورند و به نماز و ياد خدا فرمان داده شدند، تا غافل نگردند و او را فراموش نكنند مبادا يادش از خاطرها برود. - امام رضا (عليه السلام): حكمت نماز، اقرار به ربوبيت خداوند عز وجل و شريك نگرفتن براى اوست. ايستادن در پيشگاه جبروت الهى، با خوارى و بىچارگى، افتادگى و اعتراف و درخواست بخشش گناهان گذشته است. صورت نهادن بر خاك در هر روز براى بزرگداشت خداوند جل جلاله است، تا به ياد او - نه فراموشكار و گردنكش كه - فروتن و خوار و خواهان و مشتاق فزونى دين و دنياى خود باشد. افزون بر اين ها، نماز، ذكر خداوند عز وجل و دوام آن در شب و روز است تا بنده، مالك و مدبر و آفريدگارش را از ياد نبرد و اگر نه سركشى و طغيان مى كند و اين در ياد كردن پروردگار عز وجل و ايستادن در پيشگاهش نهفته است، كه او را از سرپيچى نهى مى كند و از انواع فساد باز مى دارد. - در تبيين حكمت نماز -: اطاعتى است كه [خدا] آنان را بدان امر كرده و آيينى است كه بر آن وادارشان ساخته است. در نماز بزرگداشت و گرامىداشت خداوند و فروتنى بنده هنگام سجده است و اقرار به اينكه بالاتر از او، پروردگارى است كه به عبادتش مى پردازد وبرايش سجده مى كند.

جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:23 .::. .::.
ولايت را واجب نمود و آن را كليد راه خود و رهنماى همه احكام و واجبات قرار داد.
برادران، دوستان و عزيزان! من خداوند و پيامبران و فرشتگان و اولياى او را گواه مى گيرم كه معتقدم هر كس به ولايت على بن ابى طالب و اولاد معصوم او - كه درود خدا بر همگى آنان باد - معترف باشد به توحيد و ولايت خدا و ولايت و رسالت محمد صلى الله عليه و آله و سلم اعتراف نموده، و هر كه جامه ولايت على و اولاد گرامى او را از تن در آورد جامه ولايت خدا و رسولش را از تن در آورده است، زيرا خداى بزرگ ولايت على عليه السلام را در جايگاهى نهاده كه اگر به مردم ابلاغ نگردد به منزله آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسالت الهى را انجام نداده و پيام خدا را به گوش مردم نرسانيده است، و بديهى است كه اگر رسالت الهى تبليغ نشده باشد اصلا اسلام تبليغ نگرديده است.
خواننده گرامى، به ديده انصاف به اين آيه بنگر و گفتار مفسران اهل سنت را درباره آن ملاحظه كن:
يا أيها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس ان الله لايهدى القوم الكافرين (٣).
(اى پيامبر، آنچه را كه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان، كه اگر نرسانى اداى رسالت نكرده اى، و خداوند تو را از گزند مردم نگاه مى دارد، خدا گروه كافران را راه نمى نمايد).
شهاب الدين آلوسى (م ١٢٧٠) گفته اند: مراد آيه آن است كه اگر پيامى را كه

اينك به تو گفته اند نرسانى گويى اصلا تبليغ رسالت نكرده اى (١).
و نيز گويد:
ابن عباس گفته است: اين آيه درباره على عليه السلام نازل شد، آنجا كه خداى سبحان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را دستور داد كه مردم را از ولايت على عليه السلام آگاه كند (در روز غدير خم)، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيم آن داشت كه مردم بگويند: جانب پسر عموى خود را گرفت و به او تمايل نشان داد، و در اين باره بر او طعن زنند، پس خداوند اين آيه را به او وحى كرد. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در روز غدير خم به معرفى ولايت على عليه السلام برخاست و دست او را گرفت و گفت: (هر كه من مولاى اويم پس على مولاى او است، خداوندا، دوست او را دوست بدار، و دشمن او را دشمن باش) (٢).
شيخ محمد عبده گويد: ابن ابى حاتم وابن مردويه وابن عساكر از ابى سعيد خدرى روايت كرده اند كه: اين آيه در روز غدير خم درباره على بن ابى طالب عليه السلام نازل شده است (١).
جلال الدين سيوطى گويد: ابن مردويه از ابن عباس روايت نموده كه گفت: ما در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين آيه را چنين مى خوانديم:
(يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك (أن عليا مولى المؤمنين)..).
و نيز به سندش از ابو سعيد خدرى آورده كه گفت: اين آيه در روز غدير خم بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد (٢).

فخر رازى (م ٦٠٦) گويد: مفسران در سبب نزول اين آيه وجوهى گفته اند...
وجه دهم: اين آيه در فضيلت على بن ابى طالب عليه السلام نازل شده است. چون اين آيه نازل شد پيامبر دست او را گرفت و گفت: (هر كه من مولاى اويم پس على مولاى او است، خداوندا! دوست او را دوست بدار، و دشمن او را دشمن باش). عمر، على را ديد و گفت: (گوارايت باد اى پسر ابو طالب، تو مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شدى)! و اين قول ابن عباس وبراء بن عازب و محمد بن على امام باقر) عليه السلام است (١).
حافظ ابو القاسم حسكانى گويد: ابو اسحاق حميدى گويد: اين آيه درباره على بن ابى طالب عليه السلام نازل شد (٢).
اينك براى تكميل بحث، نظر علامه طباطبائى رحمه الله را مى آوريم:
اين كه نرساندن اين پيام (ولايت) مستلزم نرساندن احكام ديگر است تنها به خاطر اهميت آن است و چنين مى رساند كه رابطه آن با ساير احكام به گونه اى است كه اگر بدان بى توجهى شود در حقيقت به ساير احكام بى توجهى شده و احكام مانند جسمى بى روح گرديده كه فاقد حيات و حس و حركت است. در اين صورت آيه كاشف از آن است كه خداى سبحان پيامبر خود صلى الله عليه و آله و سلم را مأمور حكمى نموده كه امر دين بدان كمال مى يابد و بر كرسى قرار مى نشيند. بديهى است كه در چنين امر مهمى انتظار رود كه مردم با آن مخالفت كنند و كار را بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چنان واژگون سازند كه بنايى كه از دين ساخته ويران شود و اجزاى آن از هم بپاشد. اين مطلب را پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به خوبى حدس مى زد و بر اين دعوت از مردم بيم داشت، و پيوسته تبليغ آن را به تأخير مى انداخت تا موقعيتى مناسبو فضاى امنى بيابد بدان اميد كه دعوتش ثمر بخشد و كوشش بى دريغش هدر نرود. اما خداوند او را به تبليغ سريع دستور داد و اهميت حكم را به او گوشزد نمود و وعده داد كه او را از گزند مردم نگاه دارد (يعنى حضرتش را نگاه داشت از اين كه در معرض تهمت قرار گيرد و بگويند او سلطان است نه پيامبر، و اگر نه خوف پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر خودش نبود)... و اين بيان تأييد مى كند رواياتى را كه از طريق عامه و خاصه رسيده كه اين آيه درباره ولايت على عليه السلام نازل شد و خداوند امر به تبليغ آن فرمود، و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيم داشت كه او را در مورد پسر عمويش متهم كنند (١)...(برگرفته از کتاب الامام علی بن ابی طالب)

 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:35 .::. .::.

مردی نزد امیرالمومنین (ع) آمده و گفت: از هفتاد فرسنگ دور به اینجا آمده ام تا هفت سوال از شما بپرسم:
1. چه چیز از آسمان عظیم تر است؟
2. چه چیز از زمین پهناورتر است؟
3. چه چیز از کودک یتیم ناتوان تر است؟
4. چه چیز از آتش داغ تر است؟
5. چه چیز از زمهریر سردتر است؟
6. چه چیز از دریا بی نیازتر است؟
7. چه چیز از سنگ سخت تر است؟

علی (ع) فرمود:
1. تهمت به ناحق از آسمان عظیم ترست.
2. حق از زمین وسیع تر است.
3. سخن چینی شخص نمام از کودک یتیم ضعیف تر است.
4. آز و طمع از آتش داغ تر است.
5. حاجت بردن به نزد بخیل از زمهریر سردتر است.
6. بدن شخص با قناعت از دریا بی نیازتر است.
7. قلب کافر از سنگ سخت تر است.

جامع الاخبار، فصل 5، فضائل امیرالمومنین (ع).

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 10:14 .::. .::.

گروهی از یهود نزد عمر آمده به او گفتند: تو والی و حاکم پس از پیامبرتان هستی و ما نزد تو آمده ایم تا مطالبی را از تو بپرسیم که اگر صحیح به ما پاسخ گویی به تو ایمان آورده از تو پیروی خواهیم نمود.

عمر گفت: بپرسید. گفتند: ما را آگاه کن از قفلهای آسمانهای هفتگانه و کلیدهای آنها؛ و از کسی که قوم خود را انذار نموده و نه پری بود و نه آدمی؛ و از پنج چیزی که در رحمی آفریده نشده اند؛ و از یک و دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت و نه و ده و یازده و دوازده.

عمر ساعتی در فکر شد و آنگاه به آنان گفت: چیزی از عمر بن خطاب پرسیده اید که به آن آگاهی ندارد، ولی پسر عم رسول خدا (ص) شما را از این مطالبی که پرسیده اید خبر خواهد داد.

پس نماینده ای به نزد آن حضرت فرستاده او را به نزد خود فراخواند، و چون آمد عمر جریان را خدمتش عرضه داشت. امیرالمومنین (ع) به یهودیان رو کرده و فرمود: مسائلتان را بر من عرضه بدارید. آنان همان سوالات یاد شده را مطرح کردند.

امام فرمود: آیا غیر از اینها هم سوالاتی دارید؟ گفتند: نه ای پدر شبیر و شبر.

امیرالمومنین (ع) به آنان فرمود: اما قفلهای آسمانها شرک ورزیدن به خدا است و کلیدهای آنها گفتار لا اله الا الله است. و اما آن کسی که قوم خود را ترسانده و نه پری بوده و نه انسی، مورچه سلیمان است.

و اما آن پنج موجود زنده ای که در رحمی آفریده نشده اند آدم و حوا و عصای موسی و ناقه صالح و قوچ ابراهیم است.

و اما یک، خدای یگانه است که او را شریکی نیست.
و اما دو؛ آدم و حواست.
و اما سه؛ جبرئیل و میکائیل و اسرافیل است.
و اما چهار؛ تورات و انجیل و زبور و قرآن است.
و اما پنج؛ نمازهای پنجگانه واجب است.

و اما شش؛ قول خدای تعالی است: «و لقد خلقنا السموات و الارض و ما بینهما فی سته ایام» (ق، 37) به تحقیق آفریدیم آسمانها و زمین را و آنچه که در بین آنهاست در شش روز.

و اما هفت؛ قول خدای تعالی است: «و بنینا فوقکم سبعا شدادا» (نبأ، 12) و بنا نهادیم بر بالای شما هفت آسمان محکم.

و اما هشت؛ قول خدای عزوجل است: «و یحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمانیه» (الحاقه، 17) و عرش پروردگارت را آن روز هشت ملک برگیرند.

و اما نه؛ آیاتی است که بر موسی نازل شده.

و اما ده؛ قول خدای عزوجل است: «و واعدنا موسی ثلثین لیله و اتممناها بعشر» (اعراف، 141) و با موسی سی شب وعده و قرار نهادیم، چون پایان یافت ده شب دیگر بر آن افزودیم.

و اما یازده؛ گفتار یوسف است به پدرش: «انی رایت احد عشر کوکبا» (یوسف، 3) من در عالم خواب یازده ستاره دیدم.

و اما دوازده؛ قول خدای عزوجل است به موسی: «فاضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنتا عشره عینا» (بقره، 59) عصای خود را بر سنگ زن، پس دوازده چشمه آب از آن سنگ بیرون آمد.

در این موقع یهودیان گفتند: گواهی می دهیم که نیست خدای غیر از خدا و این که محمد (ص) فرستاده اوست و تو پسر عم رسول خدایی، و آنگاه به عمر گفتند: به خدا سوگند او سزاوارتر است به این مقام از تو.

مناقب، سروی، قضایاه (ع) فی عهد الثانی.

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 10:7 .::. .::.

حدیث دوم
ای فرزند آدم هر زمان که مرا بخوانی و به من اُمید داشته باشی تمام آنچه که برگردن توست می بخشم و اگر به وسعت زمین همراه با گناه به پیش من آیی ، من به وسعت زمین همراه با مغفرت به نزد تو می آیم ، مادامی که شرک نورزی ، و اگر مرتکب گناه شوی بنحوی که گناهانت به مرز آسمان برسد سپس استغفار کنی ، تو را خواهم بخشید.

شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:34 .::. .::.

سَلامٌ عَلى آلِ یسَّ اَلسَّلا مُ عَلَیْكَ یا داعِىَ اللَّهِ وَ رَبّانِىَّ آیاتِهِ
سلام بر آل یاسین سلام بر تو اى دعوت كننده به خدا و عارف به آیاتش
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا بابَ اللَّهِ و َدَیّانَ دینِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خَلیفَةَ اللَّهِ
سلام بر تو اى واسطه خدا و سرپرست دین او، سلام بر تو اى خلیفه خدا
وَ ناصِرَ حَقِّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلیلَ اِرادَتِهِ
و یاور حق او، سلام بر تو اى حجت خدا و راهنماى اراده‌اش،
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا تالِىَ كِتابِ اللَّهِ وَتَرْجُمانَهُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ فى آناءِ لَیْلِكَ وَاَطْرافِ نَهارِكَ
سلام بر تو اى تلاوت كننده كتاب خدا و تفسیر كننده آیات او، سلام بر تو در تمام آنات و دقایق شب و سرتاسر روز
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا بَقِیَّةَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا میثاقَ
سلام بر تو اى بجاى مانده از طرف خدا در روى زمین، سلام بر تو اى پیمان محكم
اللَّهِ الَّذى اَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا وَعْدَ اللَّهِ الَّذى ضَمِنَهُ
خدا كه از مردم گرفت و سخت محكمش كرد، سلام بر تو اى وعده خدا كه تضمینش كرده
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصوُبُ وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَالْغَوْثُ
سلام بر تو اى پرچم برافراشته و دانش ریزان و فریادرس خلق
وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَیْرَ مَكْذوُبٍ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَقوُمُ
و رحمت وسیع حق، و آن وعده‌اى كه دروغ نشود. سلام بر تو هنگامى كه بپا مى‌ایستى
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَقْعُدُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَقْرَءُ و َتُبَیِّنُ
سلام بر تو هنگامى كه مى‌نشینى، سلام بر تو هنگامى كه (فرامین حق را) مى‌خوانى و تفسیر مى‌كنى
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تُصَلّى وَتَقْنُتُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ
سلام بر تو هنگامى كه نماز مى‌خوانى و قنوت می‌گیری، سلام بر تو هنگامى كه ركوع و سجده بجاى آورى
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تُهَلِّلُ وَ تُكَبِّرُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَحْمَدُ
سلام بر تو هنگامى كه "لا اله الا اللّه" و "اللّه اكبر" گویى. سلام بر تو هنگامى كه خدا را ستایش كنى
و َتَسْتَغْفِرُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسى اَلسَّلامُ عَلَیْكَ فِى
و از او آمرزش خواهى. سلام بر تو هنگامى كه بامداد كنى و شام كنى، سلام بر تو در
اللَّیْلِ اِذا یَغْشى وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّى اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الاِْمامُ الْمَاْموُنُ
شب هنگامى كه تاریكیش فرا گیرد و در روز هنگامى كه پرده برگیرد، سلام بر تو اى امام امین
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَاْموُلُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ بِجَوامِعِ
سلام بر تو اى مقدم (بر همه خلق و) مورد آرزو(ى آنان)، سلام بر تو به همه
السَّلامِ اُشْهِدُكَ یا مَوْلاىَ اَ نّى اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا
سلام‌ها. گواه گیرم تو را اى مولا و سرور من كه من گواهى دهم به این كه معبودى نیست جز خداى یگانه
شَریكَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ لا حَبیبَ اِلاّ هُوَ وَاَهْلُهُ
كه شریك ندارد و نیز (گواهى دهم كه) محمد بنده و رسول او است و محبوبى نیست جز او و خاندانش
وَ اُشْهِدُكَ یا مَوْلاىَ اَنَّ عَلِیّاً اَمیرالْمُؤْمِنینَ حُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ
و گواه گیرم تو را اى مولاى من كه على امیر مؤمنان حجت خدا است و حسن حجت او است
وَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِی حُجَّتُهُ
و حسین حجت او است و على بن الحسین حجت او است و محمد بن على حجت او است
وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍّ حُجَّتُهُ وَموُسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ موُسى
و جعفر بن محمد حجت او است و موسى بن جعفر حجت او است و على بن موسى
حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِی حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ بْنَ
حجت او است و محمد بن على حجت او است و على بن محمد حجت او است و حسن بن
عَلِی حُجَّتُهُ وَاَشْهَدُ اَ نَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ اَنْتُمُ الاَْوَّلُ وَالاْ خِرُ وَاَنَّ رَجْعَتَكُمْ
على حجت او است و گواهى دهم كه تو حجت خدایى ، شمایید اول و آخر و مسلماً بازگشت شما
حَقُّ لا رَیْبَ فیها یَوْمَ لا یَنْفَعُ نَفْساً ایمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ
حق است كه شكى در آن نیست، روزى كه سود ندهد كسى را ایمانش كه پیش از آن ایمان نیاورده یا در (مدت(
اَوْ كَسَبَتْ فى ایمانِها خَیْراً وَاَنَّ الْمَوْتَ حَقُّ وَاَنَّ ناكِراً وَنَكیراً حَقُّ
ایمان خویش كار خیرى انجام نداده و همانا مرگ حق است و ناكر و نكیر (دو فرشته سؤ ال قبر) حق است
وَاَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقُّ وَالْبَعْثَ حَقُّ وَاَنَّ الصِّراطَ حَقُّ وَالْمِرْصادَ حَقُّ
و گواهى دهم كه زنده شدن پس از مرگ حق است و برانگیخته شده حق است و صراط حق است و مرصاد (كمینگاه) حق است
وَالْمیزانَ حَقُّ وَالْحَشْرَ حَقُّ وَالْحِسابَ حَقُّ وَالْجَنَّةَ وَالنّارَ حَقُّ
و میزان حق است و حشر (در قیامت) حق است و حساب حق است و بهشت و دوزخ حق است
وَالْوَعْدَ وَالْوَعیدَ بِهِما حَقُّ یا مَوْلاىَ شَقِىَ مَنْ خالَفَكُمْ وَ سَعِدَ مَنْ
و وعده و تهدید درباره آن دو حق است اى مولاى من بدبخت است كسى كه مخالفت شما را كرد و سعادتمند است كسى كه
اَطاعَكُمْ فَاشْهَدْ عَلى ما اَشْهَدْتُكَ عَلَیْهِ وَاَ نَا وَلِىُّ لَكَ بَرىٌ مِنْ عَدُوِّكَ
پیرویتان كرد پس گواهى ده بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تواءم و بیزارم از دشمنت
فَالْحَقُّ ما رَضیتُموُهُ وَالْباطِلُ ما اَسْخَطْتُموُهُ وَالْمَعْروُفُ ما
حق آنست كه شما پسند كردید و باطل همانست كه شما بدان خشم كردید و كار نیك همان
اَمَرْتُمْ بِهِ وَالْمُنْكَرُ ما نَهَیْتُمْ عَنْهُ فَنَفْسى مُؤْمِنَةٌ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لا شَریكَ
بود كه شما بدان دستور دادید و منكر (و كار زشت) همان بود كه شما از آن جلوگیرى و نهى كردید، من ایمان دارم به خداى یگانه‌اى كه شریك ندارد
لَهُ وَ بِرَسوُلِهِ وَ بِاَمیرالْمُؤْمِنینَ وَبِكُمْ یا مَوْلاىَ اَوَّلِكُمْ وَ آخِرِكُمْ
و به رسول او و به امیر مؤمنان و به شما اى مولاى من از اول تا آخرتان
وَ نُصْرَتى مُعَدَّةٌ لَكُمْ وَمَوَدَّتى خالِصَةٌ لَكُمْ آمینَ آمینَ .
و یاریم براى شما آماده است و دوستیم خالص و پاك براى شما است آمین آمین.



منبع:
مفاتیح الجنان

شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:31 .::. .::.

حدیث اول
ای فرزند آدم سه مرحمت به تو نمودم :
پنهان نمودم از تو چیزهایی را که اگر خانواده ات علم به آنها پیدا می کردند ، هرگز تو را پنهان نمی نمودند.
به تو وسعت در رزق و روزی دادم ، آنگاه از تو قرض خواستم برای خودت ، اما تو چیزی پیش نفرستادی.
هنگام مرگ به تو اجازه دادم در ثلث مالت تصرف کنی اما تو چیزی پیش نفرستادی.

جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 9:22 .::. .::.

ای فرزند آدم
آنان که با من قهر کرده اند و از من بریده اند اگر می دانستند چه اندازه به دیدارشان مشتاقم و انتظارشان را می کشم
آنان که با من به دشمنی برخواسته و در مقابل اقتدار و عظمت من تیغ پیکار و کارزار کشیده اند اگر می دانستند چه مایه به دوستی و مهرشان دل بسته ام
آنان که روی از درگاه من برگردانده اند اگر می دانستند چقدر دلم برایشان تنگ شده است اگر می دانستند بند بند وجودشان به شوق من از هم می گسست
و پاره های جانشان به اشتیاق از هم می گسیخت و دل و قلبشان از خوشی آب می شد اگر می دانستند

جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 9:21 .::. .::.

مبحث هشتم آنکه حقتعالی در قدیم بودن شریک ندارد و هر چه غیر ذات جناب مقدس اوست حادث است و جمیع ارباب ملل بر این معنی اتفاق کرده‌اند و اگر چه حدوث و قدم را در عرف حکما بر چند معنی اطلاق میکنند اما آنچه اتفاقی ارباب ملل است آنست که آنچه غیر حقتعالی است وجودش ابتدائی دارد و ازمنه وجودش از طرف ازل متناهیست و بغیر حقتعالی وجودش ازلی نیست و این معنی اجماعی مسلمانان بلکه جمیع اهل ادیانست و آیات و اخبار که دلالت صریح بر این معنی دارد بسیار است و فقیر در کتاب بحار الانوار قریب به دویست حدیث از کتب معتبره خاصه و  عامه در این باب ایراد نموده‌ام بادله عقلیه و جواب شبهه فلاسفه در احادیث معتبره وارد شده است که هر که قائل شود بقدیمی غیر از حقتعالی کافر است.

جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:34 .::. .::.

مبحث هفتم آنکه حقتعالی با چیزی متحد نمیشود زیرا که اتحاد اثنین محالست و او را زن و فرزند نمی‌باشد و در چیزی حلول نمیکند چنانکه [صفحه 15] نصاری میگویند که حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) فرزند خدا است یا خدا در او حلول کرده است یا با او متحد شده است و اینهمه مستلزم عجز و نقص حقتعالی است و عین کفر است و آنچه بعضی از صوفیه میگویند که حقتعالی عین اشیاء است یا آنکه ماهیات ممکنه امور اعتباریه‌اند و عارض ذات حق شده‌اند یا آنکه خدا در عارف حلول می‌کند- و با او متحد میشود همه این اقوال عین کفر و است و آنچه بعضی از صوفیه میگویند که حقتعالی عین اشیاء است یا آنکه ماهیات ممکنه امور اعتباریه‌اند و عارض ذات حق شده‌اند یا آنکه خدا در عارف حلول می‌کند- و با او متحد میشود همه این اقوال عین کفر و زندقه است و همچنین آنچه بعضی از غالیان شیعه گفته‌اند که حقتعالی در رسول خدا و ائمه هدی حلول کرده است یا با ایشان متحد شده است یا بصورت ایشان ظاهر شده است همه کفر است و ائمه از ایشان تبرا کرده‌اند و بر ایشان لعنت کرده‌اند و امر بقتل بعضی از ایشان نمودند و حضرت امیر المؤمنین (ع) جمعی از ایشان را بدود هلاک کرد

جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:33 .::. .::.
مبحث ششم آنکه جناب مقدس الهی را نامهای بسیار هست
چنانکه فرموده است لله الاسماء الحسنی فادعوه بها یعنی خداوند عالم را نامهای بسیار نیکو هست پس بخوانید او را بآن نامها و اسماء بسیار که در آیات و اخبار و ادعیه وارد شده است و احوط آنست که خدا را بغیر نامها که در آیات و اخبار وارد شده است نخوانند و حق آنست که نامهای خدا حرفی چندند و مخلوقند و حادثند و بعضی از سنیان قائل شده‌اند که نامهای او عین او است و این سخن بهذیان شبیه است و در اخبار وارد شده است که هر که بر این قول قائل شود کافر است و هر که عبادت نام کند بی‌معنی کافر است و هر که عبادت نام کند و معنی هر بی‌معنی کافر است و هر که عبادت نام کند و معنی هر دو با خدا شریک قرار داده و هر که عبادت نام کند ذاتی را که این نامها بر او اطلاق میکنند خدا را بیگانگی پرستیده است.

جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:31 .::. .::.

مبحث پنجم آنست که جناب مقدس الهی محل حوادث نیست
که احوال مختلفه بر او وارد میشود مانند سهو و نسیان و خواب و دلتنگی و ماندگی و لذت و الم و درد و بیماری و جوانی و پیری و لذت خوردن و آشامیدن و جماع کردن و محل هیچ مقوله از مقولات عرض نیست زیرا که اتصاف باین عوارض همه دلیل عجز و نقص و احتیاج است و حقتعالی از عجز و نقص و احتیاج مبراست و مجمل سخن در این باب آنست که آنچه از صفات کمالیه الهی است حادث نتواند بود و از او منفک نتواند شد مانند علم و قدرت زیرا که اگر اینها حادث باشد حقتعالی پیش از عروض این صفات ناقص و عاجز و جاهل خواهد بود و اگر از او منفک شوند بعد از آن ناقص خواهد بود و در هیچ حال نقص بر او روا نیست و اگر آنچه حادث میشود و صفت نقص باشد عروض از محال خواهد بود و آنچه از صفات ذات نیست و صفت فعل است حادث میتواند بود مانند خالق و رازق و محیی و ممیت زیرا که در ازل حقتعالی خالق نبوده و الا باید که عالم قدیم باشد و خلق الهی همیشه بوده باشد و این صفت کمال حقتعالی نیست که از عدم آن نقص او لازم آید بلکه آنچه صفت کمال است قادر بودن بر ایجاد است که در هر وقت که مصلحت داند ایجاد نماید و آن قدیم است و هرگز از او منفک نمیشود و گاه باشد که دوام صفت فعلی نقص حقتعالی باشد مثل آنکه هرگاه مصلحت در ایجاد زید در این روز بوده باشد اگر پیش از این روز ایجاد کند خلاف مصلحت است و موجب نقص است و همچنین زید را معدوم کردن هرگاه خلاف باشد و بعمل آورد نقص او خواهد بود نه کمال او چنانچه گفته‌اند که صفت ذات آنست که حقتعالی بآن صفت موصوف گردد و بضد آن موصوف نتواند بود و صفت فعل آنست که به آن صفت و بضد آن موصوف تواند بود. و اما اول مثل علم که علم الهی بهمه چیز تعلق گرفته است و بجهل مطلقا موصوف [صفحه 14] نتواند بود و همچنین قدرت جناب حقتعالی قادر بر هر ممکن است و عجز را به هیچ وجه نسبت باو نتوان داد. دویم مثل خلق میتوان گفت که خداوند عالم هفت آسمان آفریده و زیاده از هفت آسمان چون مصلحت نبوده خلق نکرده و زید را خلق کرد و پسر او را خلق نکرده و بزنده کردن موصوف گردیده و بمیرانیدن موصوف گردیده و یکی را غنی و دیگری را فقیر گردانیده هیچ‌یک از اینها موجب تغییر در ذات مقدس او و نقص او نیست زیرا که کمال ذات مقدس او قدرت کامل و علم سابق و خیریت محض است و اختلاف در قابلیت مواد ممکناتست و هر چیزی را در خور قابلیت ماده و مصلحت نظام کل بهره از فیض شامل خوردن است اما زیاده از آن عطا فرماید مخالف علم شامل او خواهد بود بکل مصالح و مصالح کل بلا تشبیه از بابت باران رحمت که چون میبارد بر همه چیز نیکو میبارد اما باعتبار اختلاف مواد و قابلیات در یک زمین گل و سنبل میرویاند و در یک زمین خار بیمقدار ظاهر میگرداند و در یک زمین اشجار و اثمار و در دیگری آبها و انهار بعمل می‌آورد و یک خانه را آبادان می‌گرداند- و دیگری را ویران و همه از یک باران است. هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست و در این رساله زیاده از این بیان مناسب نیست

جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:29 .::. .::.
مبحث چهارم
آنست كه صانع عالم ديدنى نيست

و بديدۀ سر ادراك نتواند كرد نه در دنيا و نه در آخرت و اين ضرورى دين شيعه است و آيات و احاديث بسيار بر اين معنى وارد شده است آنچه توهم ميكنند بر خلاف اين وارد شده است مؤولست بادراك بديدۀ دل چنانكه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود نه بيند او را ديده‌ها بمشاهدۀ ديدن و ليكن ديده است او را دلها بحقيقتهاى ايمان و ببايد دانست كه كنه ذات و صفات كماليۀ خداى عالم را بغير او كسى نميداند و پيغمبر آخر الزمان كه اشرف مكونات است و افضل
عارفانست اقرار بعجز نموده و فرموده است كه «ما عرفناك حق معرفتك» يعنى نشناخته‌ايم ترا چنانكه سزاوار شناختن تست و حقتعالى فرموده است كه وَ مٰا قَدَرُوا اَللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ يعنى اندازه نكرده‌اند خدا را و تعظيم او نكرده‌اند چنانكه سزاوار او است و فرموده است لاٰ تُدْرِكُهُ اَلْأَبْصٰارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ اَلْأَبْصٰارَ وَ هُوَ اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ يعنى ادراك نكند او را ديده‌ها و او ادراك ميكند ديده‌ها را در احاديث وارد شده است كه يعنى ديدۀ دلها ادراك كنه او را نميكند چه جاى ديدۀ سر ايضا بساير حواس ظاهره ادراك او نتوان كرد يعنى شنيدن و بوئيدن و لمس كردن و چشيدن بحواس باطنه نيز ادراك او نتوان كرد مانند وهم و خيال.(حق الیقین)

پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:21 .::. .::.
مبحث سيم
آنكه صانع عالم مثل ندارد

چنانچه فرموده است لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ اَلسَّمِيعُ اَلْبَصِيرُ و شبيه و نظيرى ندارد كه در حقيقت ذات و كنه صفات با او شريك باشد و ضدى ندارد كه با او معارضه تواند كرد و در آفريدن اشياء معينى و يارى نداشته و اعتقادى كه بعضى از غلات دارند كه حقتعالى رسول و ائمۀ هدى را آفريد و خلق عالم را بايشان واگذاشت كفر است و خلق همه چيز بغير از افعال بندگان او است(حق الیقین)

پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:20 .::. .::.
مبحث دويم
آنكه حقتعالى مركب نيست

و جسم و جوهر و عرض نيست و او را مكانى و جهتى نيست بايد دانست كه موجود يا مركب است يا بسيط و مركب آنست كه اجزا داشته باشد در خارج مانند آدمى كه مركبست از اعضاء و اخلاط بدنى و عناصر اربعه يا در ذهن مانند جنس و فصل-و بسيط آنست كه جزوى نداشته باشد و حقتعالى بسيط مطلق است و او را جزوى نيست زيرا كه اگر جزو داشته باشد محتاج بآن جزو خواهد بود در وجود و ممكن خواهد بود و جوهر نيست زيرا كه جوهر از اقسام ممكن است و او واجب الوجود بالذاتست و عرض نيست مانند سفيدى و سياهى زيرا كه عرض محتاج است بمحل و هر محتاجى ممكن است و جسم نيست زيرا كه جسم مركب است از اجزا و مركب محتاج است باجزاء و در مكان و جهت نيست زيرا كه هر چه در مكان و جهت است يا جسم است يا در جسم حلول كرده است و خدا منزه است از هر دو و حركت و انتقال از مكانى بمكانى يا از محلى بمحلى بر او محال است زيرا كه اينها از لوازم جسم و جسمانيست.(حق الیقین)

پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:18 .::. .::.
مبحث اول
آنست كه او يگانه است

و شريكى ندارد نه در خداوندى و نه در خلق اشياء چنانچه مجوس بيزدان و اهرمن و نور و ظلمت قائل شده‌اند و نه در استحقاق عبادت و پرستيدن چنانكه كفار مكه بتها را شريك كرده بودند با خدا و پرستيدن و سجده كردن و اين مطلب باخبار جميع انبياء و ضرورت جميع اديان حقه ثابت
شده است و ببديهۀ عقل معلوم است كه نظام عالم وجود و انتظام احوال آن بدون وحدت الهى ميسر نميشود هرگاه تعدد دو كدخدا در خانه‌اى و دو حاكم در شهرى و دو پادشاه در مملكتى باعث اختلال اوضاع آنها گردد چون تواند بود كه احوال آسمانها و زمين و كارخانۀ ايجاد باين وسعت بدو اله منتظم تواند شد بلكه باندك تأملى معلوم ميشود كه جميع عالم باعتبار ارتباط ان باجزاء يكديگر بمنزلۀ يك شخص است و همچنانكه عقل تجويز نميكند كه دو نفس متعلق بيك بدن باشد تجويز نميكند كه دو اله مدبر عالم باشد-محقق دوانى گفته است كه اگر كسى ديدۀ تبصر و اعتبار بگشايد و گرد سر و پاى عالم برآيد از مفتتح آنكه عالم روحانات است تا آنكه منتهاى عالم جسمانياتست همه را يك سلسلۀ مشبك منتظم بيند بعضى در بعضى فرو رفته و هر يك بتالى خود مرتبط چنانچه پندارى يك خانه است و بر اصحاب بصيرة نافذه مخفى نيست كه مثل اين ارتباط و التيام جز بوحدت صانع صورت انتظام نپذيرد چنانچه از ملاحظۀ صناع متعدده متبصر تيزهوش را اين معنى منكشف گردد كه با وجود آنكه بحقيقت موجد همه يكى است چه نزد محققان اهل دانش و بينش مقرر است كه مؤثر حقيقى در همۀ اشيا جز واحد احد نيست بواسطۀ آنكه مصور صور مختلف است بسى منافرت و مناكرت ميان مصنوعات ايشان ظاهر ميگردد و از ملاحظۀ اين معنى و اخوات آن متفطن هوشمند را معلوم گردد كه اين چنين وحدت و انتظام كه در اجزاء عالم واقع است جز بوحدت صانع آن نميتواند بود چنانچه مضمون آيۀ كريمۀ لَوْ كٰانَ فِيهِمٰا آلِهَةٌ إِلاَّ اَللّٰهُ لَفَسَدَتٰا مبنى از آنست و اهل اعتبار را ادنى تنبيهى كافيست كه إِنَّ فِي خَلْقِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلاٰفِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهٰارِ لَآيٰاتٍ لِأُولِي اَلْأَلْبٰابِ تمام شد سخن محقق دوانى و از تحقيقات سابقه معلوم شد كه همچنانچه وجود صانع بديهى و فطرتيست وحدت او نيز بديهى و فطرتى است و همگى رو بيك اله دارند و مقيم يك درگاهند و اتفاق عقول مستقيم بر اين معنى واقع است و اكثر ثنويه نيز مبدأ اصلى را يكى ميدانند و ميگويند كه نور و يزدان قديم است و ظلمت و اهرمن از او بهم‌رسيده حادث است و قليلى از ايشان بظاهر اظهار قدم هر دو ميكنند و در باطن اگر اندك تأملى كنند اذعان بوحدت ميكنند و ترهات واهيۀ ايشان را هر جاهلى بشنود بطلان آنها را بالبديهه ميداند و ذكر آنها موجب تطويل كلام است و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده كه اگر خداى ديگر ميبود بايست كتابها و رسولان او نيز نزد ما آيد و اين برهانيست قاطع زيرا كه واجب الوجود بايد قادر بر كمال و فياض مطلق باشد هرگاه يك خدا صد و بيست و چهار هزار پيغمبر براى معرفت و عبادت خود بفرستد و خلق را هدايت كند كه اگر العياذ باللّه خداى ديگر ميبود او نيز بايد پيغمبرى براى شناسانيدن
خود و عبادت خود بفرستد پس يا قادر نيست و عاجز است يا حكيم نيست و بخيل و جاهل است و هيچ‌يك از اين صفات بر واجب الوجود روا نيست و بر اين مطلب دلايل بسيار است و اين رساله گنجايش ذكر آنها را ندارد و اما اينكه بتها كه جمادى چندند و نفع و ضررى از ايشان متصور نيست يا مخلوقى چند كه مقهور و مغلوب قادر مطلق‌اند مستحق عبادت نيستند از آن واضح تر است كه احتياج به بيان داشته باشد و نفى آن ضرورى دين اسلام است.(حق الیقین)

پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:16 .::. .::.

یحی بن نعمان می گوید:
محضر امام حسین علیه السلام بودم، عربی کندوم گون خدمت آن حضرت رسید و سلام کرد. امام پاسخ سلام او را داد.
عرب عرض کرد: یابن رسول الله پرسشی دارم.
امام فرمود: بپرس.
- چقدر میان باور و یقین فاصله است؟
- چهار انگشت.
- چطور؟
- باور از راه گوش و یقین به وسیله چشم حاصل می گردد، آنچه را که می شنویم باور می کنیم و آنچه را که می بینیم یقین پیدا می کنیم.
و فاصله بین گوش و چشم چهار انگشت است...
- شرافت آدمی در چیست؟
- در بی نیازی از مردم.
- زشت ترین چیزها چیست؟
حضرت فرمود:
1.فسق و گناه از پیرمرد.
2. تندی و سخت گیری از فرمانروا.
3.دروغ از بزرگان.
4.بخل از ثروتمندان.
5. حرص و آز از افراد دانشمند و عالم.(بحارالانوار)

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:32 .::. .::.
آراستگی اولیای من برای دیدارم خشوع، و خاکساری دلهای آنهاست
زینت دوستانم برای ملاقات من فروتنی بدنهایشان و خضوع اندام و اجسام ایشان است
هدیه ایشان قطره های اشکی است که از دیدگان خود فرو می ریزند
و آرایش ایشان سرمه حزن و اندوهی است
که در میان خنده های بی خبران بر دیده خود کشیده اند🌱🍂🌱🍂🌱🍂🌱🍂

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:27 .::. .::.

ای فرزند آدم
آیا دلت نمی خواهد به دیدارم بیایی؟ آیا دلت برای گفت و گوی من تنگ نشده است؟
آیا نمی خواهی جامه نو بپوشی و خود را خوشبو کنی و هدیه ای برداری
و شاخه گلی در دست بگیری
و به خانه معشوق رهسپار شوی؟💐💐💐💐💐💐

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:24 .::. .::.
ای فرزند آدم، راست نمی گوید آنکه از عشق من دم می زند اما چون شب بر دیارش پرده می کشد سر به بالین می گذارد و می خوابد
آیا هر عاشقی دوست ندارد که با معشوق خود تنها باشد؟
آیا هر عاشقی انتظار نمی کشد که فرصتی برای گفت و گوی معشوق در خلوت بیابد؟
آنکه مرا دوست دارد فراموشم نمی کند من هر شب به سراغ دوستان و یاران خود می آیم
و چشمانشان را بر دلهایشان می گشایم تا با من رو در رو سخن بگویند و در تاریکی شب با من حرف بزنند و مرا نزدیک خود بیابند و پاسخ مرا به پرسش های خود بشنوند🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:22 .::. .::.

یاد مرا پیش آدمیان فریاد کن تا نام تو را پیش فرشتگان خویش برآورم
که چون در خلوت به مناجات من می نشینی و به عبادت من بر می خیزی
به فرشتگان خود می گویم: بنگرید بنده ام چگونه از دیگران گسسته
و به من پیوسته و رشته مهر و الفت به ذکر من بسته است
شاهد باشید که او را آمرزیدم و او را برای خویش برگزیدم🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:20 .::. .::.
🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃ای فرزند آدم، به عبادتم روی آور تا دلت را از خودم پر کنم
و جانت را از سرخوشی همراهی ام آکنده سازم
و مشکلات تو را برطرف نمایم و روزی تو را مهیا گردانم، نام مرا بر زبان آور و مرا یاد کن تا من نیز به یاد تو باشم
اگر مرا پنهانی یاد کنی، تو را پنهانی یاد می کنم
و اگر نامم را آشکار و در حضور همگان بر زبان آوری در جمعی گرامی تر از جمع آدمیان از تو یاد میکنم🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:19 .::. .::.


🔸امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف فرمودند :

🔸«...إتَّقُوا اللَّهَ وَ سَلِّمُوا لَنَا وَ رُدُّوا الْأَمْرَ إِلَيْنَا فَعَلَيْنَا الْإِصْدَارُ كَمَا كَانَ مِنَّا الْإِيرَادُ وَ لَا تُحَاوِلُوا كَشْفَ مَا غُطِّيَ عَنْكُمْ...»

🔸از خدا بترسيد و تسليم ما باشيد ، و امور خود را به ما واگذار كنيد ،
چون وظيفه ما است كه شما را بی نياز و سيراب نمائيم همان طوری كه ورود شما بر چشمه معرفت به وسيله ما می باشد و سعی نمائيد به دنبال كشف آنچه از شما پنهان شده است نباشيد.

بحار ج 53 چاپ بیروت، ص179
═══✼🍃🌹🍃✼═══

دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 9:58 .::. .::.
علامه مجلسی در کتابی فضیلت خواندن دعا عهد را از امام صادق نقل کرده اند: هرکس چهل صبح این دعا را بخواند از یاران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدا او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد و حق تعالی به هر کلمه آن هزار حسنه به او کرامت فرماید؛ و هزار گناه او را محو می‌کند.
رابطه «گناه» و «فساد»
هر کار نادرست، چه در مقیاس محدود و چه گسترده، عکس العمل نامطلوبى دارد، و یکى از تفسیرهاى آیه «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ» همین است (این رابطه طبیعى «گناه» و «فساد» است).
در فرازهایی از دعای عهد می خوانیم:
فانك قلت و قولك الحق ظهر الفساد فی البر و البحر بما كسبت ایدی الناس فاظهر اللهم لنا ولیك و ...."
ای خدای من!
زیرا تو گفته بودی:
( و تو حق می گوئی)
" به سبب دست آورد مردم، در دریا و خشکی، تباهی پدیدار شده است".
پس، حال که چنین است، ولی خودت را، برای ما، هویدا ساز،
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ
به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشكى و دریا نمودار شده است تا [سزاى] بعضى از آنچه را كه كرده‏اند به آنان بچشاند باشد كه بازگردند.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِینَ
بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام كسانى كه پیشتر بوده [و] بیشترشان مشرك بودند چگونه بوده است.(41 و 42 روم)
سرچشمه فساد، اعمال خود مردم است!
ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاس (به واسطه ی آنچه که مردم کسب کرده اند، فساد در خشکی و دریا آشکار گشته).
من میخوام خودم، خودم را ربوبیت کنم، به هر شکل که به عقل خودم میرسد دلم می خواهد در عالم دخل و تصرف کنم و تغییرو تحول بدم، قوانین زندگی اجتماعی را خودم به میل خودم بنویسم و جهانی را بسازم، زاده ی میل و خواست خودم
نکته ی بسیار مهمی درباره‌ی عبارت بما کسبت أیدی الناس وجود دارد که بالاخره باید بفهمیم که مردم چه چیزی را کسب کرده اند تا به وسیله ی آن در خشکی و دریا، به این مقیاس عظیم فساد تولید کنند تا حدی که آشکار شود؟
در حقیقت این عبارت قسمتی از یک آیه ی قرآن است که ادامه ی آن در دعا نیامده، ادامه ای که بسیار بسیار جالب است. آیه کامل این است:
ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (روم . 41)
به واسطه ی آنچه که مردم کسب کرده اند، فساد در خشکی و دریا آشکار گشته تا خدا هم كیفر بعضى اعمالشان را به آنها بچشاند، باشد كه باز گردند.
از رنسانس به این طرف بشر به یک باره بی خیال ربوبیت خدا میشود و می گوید خدایا هستی یا نیستی من باهات کاری ندارم، من میخوام خودم، خودم را ربوبیت کنم، به هر شکل که به عقل خودم میرسد دلم می خواهد در عالم دخل و تصرف کنم و تغییرو تحول بدم، قوانین زندگی اجتماعی را خودم به میل خودم بنویسم و جهانی را بسازم، زاده ی میل و خواست خودم، با قائده ی کلی لا اکراه فی الدین و قد تبین الرشد من الغی بشر آزاد گذاشته شد برای به فعلیت در آوردن نیاتش در این عالم، البته هر شخص و امت و اجتماعی می توانند هر گونه که خواستند زندگی کنند اما باید بهای این مدل زندگی را هم بپردازند و معنی این قسمت آیه که (کیفر بعضی اعمالشان را می چشاند) هم همین است. اما رفته رفته بشر می فهمد که نمی تواند بدون وحی و هدایت خدا به سعادت حتی دنیایی رسید و اینجاست که (لعلهم یرجعون) یعنی (باشد که باز گردند) رخ می دهد و تشنه و پذیرای امر ظهور می شوند!
گناه
«خدا مى خواهد عکس العمل کارهاى مردم را به آنها نشان دهد، و نتیجه بعضى از اعمالى را که انجام داده اند، به آنها بچشاند، شاید بیدار شوند، و به سوى حق بازگردند»! (لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ).
آیه فوق معنى وسیع و گسترده اى را پیرامون ارتباط «فساد» و «گناه» با یکدیگر بیان مى کند، که نه مخصوص سرزمینی خاص است، و نه عصر و زمانی خاص، بلکه بیان مى کند، هر جا فسادى ظاهر شود، بازتاب اعمال مردم است، و در ضمن، یک هدف تربیتى دارد، تا مردم طعم تلخ نتیجه اعمالشان را بچشند، شاید به خود آیند.
در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: حَیاتُ دَوابِّ الْبَحْرِ بِالْمَطَرِ فَاِذا کَفَّ الْمَطَرُ ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ، وَ ذلِکَ اِذا کَثُرَتِ الذُّنُوبُ وَ الْمَعاصِى: «زندگى موجودات دریا به وسیله باران است، هنگامى که باران نبارد هم خشکى ها به فساد کشیده مى شود، و هم دریا، و این هنگامى است که گناهان فزونى گیرد»!.

درس هایی نهفته در دعای عهد
علاقه به امام زمان (عج) جمعی باشد
در دعای عهد داریم که: «اللَّهمَّ بَلغَ مَولَانَا الاَمامَ المَهدِیَّ القَائِمَ بِاَمرِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ عَلَی آبَائِهِ الطَّاهِرینَ عَن جَمیِعِ المُومِنیِنَ والمَومِنَات»، به امام زمان ابلاغ کن، از طرف چه کسی؟ «عن جمیع» از طرف همه مۆمنین و مۆمنات «عن جمیع المۆمنینَ والمُۆمنات»
امام جهانی باید مریدش هم جهانی فکر کند
وقتی زیارت می رویم بگوییم که این زیارت به نیابت از همه ی مۆمنین و مۆمنات. صدقه می دهیم بگوییم. دفع بلا از همه ی مۆمنین و مۆمنات بشود. نگوییم: خدایا، مۆمنینی که در این مسجد نماز خواندند بیامرز. حالا مۆمنینی که در مسجد دیگر نماز خواندند چه؟ همه را بگو. چرا می گویی: خدایا کسانی که در این هیأت سینه زده اند. چقدر تنگ نظر هستی! چقدر فکر کوچک است. مگر تو منتظر امام بین المللی نیستی؟ امام جهانی باید مریدش هم جهانی فکر کند. کسی که منتظر اصلاح عمومی است، باید خودش هم عمومی فکر کند. خودم و بچه ام و هیأت ام و مسجدم و برایش هیچ فرقی نکند. «عَن جَمیعِ المُۆمِنینَ و المُۆمِنَات».
این دعا می گوید که: «و زِنهَ عَرشِ الله و مدادَ کَلمِاتِه» به مقدار وزن عرش خدا و به مقدار کلمات الهی، «و مُنتهَی رِضَاه» به اندازه آخرین درجه ی رضایت او، «وَعَدَدَ مَا احصَاهُ کِتَابُهُ» به عدد آنچه کتاب شمارش کرده، «وَ احَاطَ بِهِ عِلمُه» به عدد علمت. یعنی مهدی جان!(عج) ای امام زمان (عج) سلام بر تو به عدد وزن عرش، به عدد هر چه که نوشته شده، به عدد هر چه خدا بر آن علم دارد... به تو سلام و درود می فرستم
علاقه به امام زمان (عج) بدون مرز است
این علاقه بدون مرز، از کجای دعای عهد فهمیده می شود؟ این جمله که می گوید: «فِی مشَارقِ الارضِ و مغَاربَها» در مشرق ها و مغرب ها، «وَسَهِلهَا وَجَبَلهَا»
زمین های هموار و کوهستانی، «و برها و بحرها» دریا و خشکی؛ همه، دریا و خشکی. سطحی و کوهستانی، مشرق و مغرب، علاقه بدون مرز است.

چه مقدار به امام زمان (عج) صلوات بفرستیم؟
این دعا می گوید که: «و زِنهَ عَرشِ الله و مدادَ کَلمِاتِه» به مقدار وزن عرش خدا و به مقدار کلمات الهی، «و مُنتهَی رِضَاه» به اندازه آخرین درجه ی رضایت او، «وَعَدَدَ مَا احصَاهُ کِتَابُهُ» به عدد آنچه کتاب شمارش کرده، «وَ احَاطَ بِهِ عِلمُه» به عدد علمت.
یعنی مهدی جان!(عج) ای امام زمان (عج) سلام بر تو به عدد وزن عرش، به عدد هر چه که نوشته شده، به عدد هر چه خدا بر آن علم دارد... به تو سلام و درود می فرستم.
اعلام هر روزه علاقه به امام زمان (عج)
می گوید: «اللَّهم أجَدَّدُ لَهُ فِی هَذَا الیَومِ وَ فِی کُلُ یَوم» مهدی جان، امروز و هر روز، «اَجَدَّدُ» یعنی بیعتم را تجدید می کنم

یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 10:35 .::. .::.

متون پیش‌گویی آسمانی و غیر آسمانی ادیان و ملل مختلف جهان، آکنده از اخباری است که گویای رخداد خشکسالی‌های متعدّدی است که در گوشه گوشه جهان در پایان دوران رخ می‌دهند. تجربه قحطی برای بشر، تجربه‌ای جدید نیست و به طور مشخّص در دوره‌های پیشین، زمانی که قرار بود یوسف پیامبر(علیه السلام) برای نجات بنی‌اسرائیل مأموریت یابد، اندکی پیش از آن بحرانی دامن مصریان را گرفت و در پی وفور نعمت، تجربه خشکسالی عجیبی را نمودند. این قحطی چنان وسیع و شدید بود که بانوی ثروتمندی چون زلیخا به فقر و گدایی می‌افتد.(1) بنا بر آنچه از پیش‌گویی‌ها بر می‌آید پیش از آمدن منجی جهانی و آخرین نجات بخشی الهی نیز، جهان دچار قحطی و خشکسالی فراگیر و شدیدی می‌شود. شاید قرار است خداوند همگان را دچار اضطراری کند که از صمیم دل، آمدن منجی را طلب کنند و از هر که غیر اوست دل بکنند.
با نگاهی گذرا و سریع در «انجیل»، برخی از پیش‌گویی‌ها دربارة قحطی آخرالزّمان را چنین می‌توان یافت:
خداوند روزهای صالحان را می‌داند و میراث ایشان ابدی خواهد بود در زمان «بلا» خجل نخواهند شد و در ایّام قحطی سیر خواهند بود؛(2) زیرا که وقوع این همه لازم است، لیکن انتها هنوز نیست، زیرا قومی با قومی و مملکتی با مملکتی مقاومت خواهند نمود و قحطی‌ها و وباها و زلزله‌ها در جای‌ها پدید آید.(3)
تصوّری که ما از قحطی داریم همراه با خشکسالی و بی آبی است، امّا واقعیت این است که با تحوّلات دورة جدید، حتّی مفهوم قحطی نیز دچار تغییر شده است. برای اینکه بدانیم به راستی آیا ما در دوره افزایش قحطی و گرسنگی به سر می‌بریم یا خیر نقل این صحبت لستربرون، مدیر مجمع اندیشمندان «واشنگتن»، خالی از لطف نیست. وی می‌گوید:
در دوره‌ای از پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌ها، اکتشافات فضایی، شبکه‌های اینترنتی و جرّاحی پیوند اعضا؛ انسانیّت ناگاه درگیر مشکلات کهن شد: اینکه چگونه محصول غذایی خود را فراهم کند.(5)
مۆسسه پژوهشی بین المللی صلح استکهلم» گزارش می‌دهد: هزینه نظامی جهان، سالانه میانگینی بین 900 میلیارد تا یک تریلیون دلار است. این بدین معناست که رقم نجومی یک تریلیون دلار یا دو میلیون دلار در دقیقه، صرف نظامی گری کشورها می‌شود!
از زمانی که این مقاله را در دست گرفته‌اید، اگر با سرعت متوسط مطالعه کرده باشید، حدّاقل 200 انسان به علّت گرسنگی جان خود را از دست داده‌اند. برآوردها نشان می‌دهد اگر اوضاع جهان به سرعت بهبود نیابد، سالانه بیش از چهار میلیارد نفر جان خود را از دست خواهند داد.

ریشه‌های قحطی
ریشه‌های قحطی را در دو دستة کلّی می‌توان مورد مطالعه قرار داد:
دسته اوّل: عواملی که به طور مستقیم باعث بروز قحطی و خشکسالی می‌شوند:
با نگاهی گذرا و سریع به اطراف خود ریشه‌های جالبی را از وقوع قحطی در دنیای امروز و اذعان کارشناسان غربی خواهیم دید:
«سازمان ناظر بین الملل» مانند بسیاری کارشناسان، گرم شدن آب و هوای کره زمین را در گرسنگی جهان مقصّر می‌شناسد. سرجان هاوتون، متخصّص آب و هوا و رئیس «انجمن رویال انگلیس»، با هشدار در مورد آلودگی‌های محیطی، خاطرنشان می‌کند، ما هنوز باید شاهد ادامه ویرانی‌های ناشی از گرم شدن هوای کرة زمین باشیم، جنگل‌ها از بین خواهند رفت، بیماری‌هایی چون مالاریا گسترش خواهند یافت و مهاجران گرسنه در مرزها سرگردان خواهند شد.(7)
نقش جنگ‌ها را در وقوع قحطی نباید نادیده گرفت؛ چرا که قحطی و جنگ همزاد و همراه همیشگی‌اند. معمولاً، جنگ مساوی است با قحطی و گرسنگی بیشتر. آیزنهاور، رئیس جمهور اسبق ایالات متّحده، در سخنان خود به فجایع ناشی از جنگ اعتراف کرده و می‌نویسد:
هر تفنگی که ساخته می‌شود، هر کشتی نظامی که به آب انداخته می‌شود، هر موشکی که آتش زده می‌شود، حکایت از دزدی از کسانی دارد که گرسنه‌اند، کسانی که از سرما بر خود می‌لرزند و لباس ندارند. جهان در جنگ تنها پول خرج نمی کند؛ جنگ نیروی کارگران، نبوغ و استعداد دانشمندان، امید کودکان و... را نیز هزینه می‌کند. در زیر ابر تهدید کننده جنگ، این انسانیّت است که به صلیب آهنین کشیده می‌شود... آیا راه دیگری برای زندگی بشر وجود ندارد.(8)
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «سالی از سالی كم‏باران‏تر نیست، ولی خدا آن را هر جا خواهد ببارد. به راستی چون مردمی نافرمانی كنند خدای جلّ جلاله آنچه از باران برای آنها مقدّر است در آن سال، از آنها به دیگران گرداند و به بیابان‏ها و دریا و كوه ببارد،...
در اینجا به بعضی از حقایق معاصر اشاره می‌کنیم تا موضوع را روشن‌تر درک کنیم:
تنها جنگ خلیج فارس در سال 1991م. نیم میلیارد دلار در روز یا حدود 350 هزار دلار در دقیقه برای هم پیمانان هزینه در بر داشت. یک هواپیمای جنگی 25 میلیون دلار؛ یک موشک کروز توماهاک 3/1 میلیون و یک موشک هوا به هوا 800 هزار دلار هزینه در بر دارد. اگر بخواهیم هزینه‌ها را گویاتر مطرح کنیم، باید بگوییم هزینه یک موشک راداری «اسپارو» برابر با هزینه غذای روزانه یک مدرسه پر از دانش آموز گرسنه به مدّت پنج سال است. این ارقام در برابر میلیون‌ها رقمی که سالانه به سمت تسلیحات و جنگ افزارها سرازیر می‌شود، بسیار ناچیز است.
«مۆسسه پژوهشی بین المللی صلح استکهلم» گزارش می‌دهد: هزینه نظامی جهان، سالانه میانگینی بین 900 میلیارد تا یک تریلیون دلار است. این بدین معناست که رقم نجومی یک تریلیون دلار یا دو میلیون دلار در دقیقه، صرف نظامی گری کشورها می‌شود!
هزینه تأمین آب سالم برای مردم فقیر کشورهای در حال توسعه به مدّت ده سال، تنها ده روز از خرج‌های نظامی را در برمی گیرد.(9)
علاوه بر جنگ‌ها، یکی از عوامل مهمّ بروز قحطی‌ها، سیاست‌های اقتصادی و تعدیلی است که در کشورهای مختلف اتّخاذ می‌شود. در حالی که کودکان بی‌گناه گرسنگی می‌کشند، کشورهای ثروتمند میلیون‌ها تن موادّ غذایی را برای بالا نگه داشتن قیمت‌ها نابود می‌کنند یا دست به احتکار می‌زنند. «آسوشیتدپرس» به نقل از «سازمان نان جهان» چنین گزارش می‌دهد:
فقر
گرسنگی جهان ریشه در فرو ریختن ارزش‌های انسانی دارد. براساس گزارش‌های سازمانی که از لوایح و برنامه‌های ضدّ فقر سخن می‌گوید، خشونت، قدرت سیاسی کم، فقر، تبعیض نژادی و فشارهای محیطی از مهم‌ترین عوامل سوءتغذیه به شمار می‌روند.(12)
دسته دوم: عواملی که در پی اثر وضعی، قحطی به بار می‌آورند:
باید توجّه داشت که قحطی و کمبود موادّ غذایی تنها ریشه در خشکسالی‌ها و بلایای طبیعی ندارد، بلکه بی‌کفایتی دولت‌ها و فساد حاکم بر آنها، جنگ‌ها، تحریم‌های اقتصادی و از همه مهم‌تر بی عاطفگی انسان امروز نیز بر این قحطی و کمبود دامن می‌زند. بنابر اعتقادی که از آیات قرآن برآمده، بلایا محصول اعمال و کردار خود ماست و از ماست که برماست.(13) از این رو باید ریشه‌های قحطی را در رفتار و کردار خود جست‌و‌جو کنیم، متون اسلامی به زیبایی برای ما از این امر رمزگشایی کرده است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در روایتی فرمود:
«اگر در میان شما مردم، پنج چیز پدید آید، به پنج چیز گرفتار می‏شوید؛ اگر ربا بخورید، ذلّت و خواری شما را می‏گیرد و اگر زنا شیوع یابد، مرگ‌های ناگهانی فراوان رخ می‏دهد و اگر حاكمان به ستم پرداختند، حیوانات می‏میرند و اگر مردم به همدیگر ستم كنند، اقتدار و نظمشان می‏شكند و اگر سنّت را ترك كنند، بدعت آشكار می‏گردد.»
و نیز فرمود:
«اگر نقض پیمان در میان مردم رایج گردد، دشمنان بر آنها مسلّط می‏شوند و اگر به یكدیگر ستم روا دارند، قتل در میانشان گسترش یابد و اگر زكات ندهند، باران كم می‏بارد و اگر زنا شیوع یابد، به مرگ ناگهانی گرفتار می‏شوند و هر قومی در مكیال و میزان خیانت كند، گرفتار قحطی می‏گردد.»(14)
سازمان ناظر بین الملل» مانند بسیاری کارشناسان، گرم شدن آب و هوای کره زمین را در گرسنگی جهان مقصّر می‌شناسد. سرجان هاوتون، متخصّص آب و هوا و رئیس «انجمن رویال انگلیس»، با هشدار در مورد آلودگی‌های محیطی، خاطرنشان می‌کند، ما هنوز باید شاهد ادامة ویرانی‌های ناشی از گرم شدن هوای کره زمین باشیم، جنگل‌ها از بین خواهند رفت، بیماری‌هایی چون مالاریا گسترش خواهند یافت و مهاجران گرسنه در مرزها سرگردان خواهند شد
امام باقر(علیه السلام) فرمودند:
«سالی از سالی كم‏باران‏تر نیست، ولی خدا آن را هر جا خواهد ببارد. به راستی چون مردمی نافرمانی كنند خدای جلّ جلاله آنچه از باران برای آنها مقدّر است در آن سال، از آنها به دیگران گرداند و به بیابان‏ها و دریا و كوه ببارد،... سپس امام پنجم(علیه السلام) فرمود: «عبرت گیرید ای صاحبان بصیرت» و فرمود: «در كتاب علی یافتیم كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: چون زنا پدیدار شود، مرگ ناگهانی فراوان گردد و چون كم فروشی شود، خدا قحطی و كم زراعتی آرد. چون زكات ندهند، زمین بركت در زراعت و میوه و معادن ندهد و چون به ناحق قضاوت كنند، معاونت بر ظلم و عدوان كرده‏اند و چون نقض عهد كنند، خدا دشمن بر آنها مسلّط كند و چون قطع رحم كنند، خدا مال را به دست اشرار دهد و چون امر به معروف و نهی از منكر نكنند و پیرو نیكان خاندان من نشوند، خدا بدان آنها را بر آنها مسلّط كند و نیكانشان دعا كنند و او مستجاب نكند.»(15)
در روایتی از پیامبر(صلی الله علیه و آله) به نقل از امام صادق(علیه السلام) آمده است که فرمودند:
«امّت من، تا زمانی كه به یكدیگر خیانت نكنند و امانت را به صاحب آن برگردانند و زكات بدهند، در خیر و خوشی خواهند بود و چون چنین نكنند به قحطی و خشكسالی مبتلا خواهند گشت.»(17)

راه حلّ بحران خشکسالی
در قرآن کریم در این باره تصریحات جالبی یافت می‌شود که اگر مردمان به تقوا و پارسایی روی آورند، خداوند برکات و باران‌ها را فرو می‌فرستد و خشکی و کم آبی، در مناطق بسیاری بر طرف می‌شود و این وعدة الهی که درباره جامعه تقوا پیشگان مژده داده است، آشکار می‌گردد:
«وَ یَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْكُم مِّدْرَارًا وَیَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِینَ؛ (18)
و ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنید، سپس به سوی او بازگردید، تا(باران) آسمان را پی در پی بر شما بفرستد؛ و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید! و گنهكارانه، روی(از حق) بر نتابید!»
یا در جایی دیگر این قاعدة کلّی و سنّت الهی بیان می‌شود که:
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ؛ (19)
و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان می‏آوردند و تقوا پیشه می‏كردند، بركات آسمان و زمین را بر آنها می‏گشودیم؛ ولی(آنها حق را) تكذیب كردند؛ ما هم آنان را به كیفر اعمالشان مجازات كردیم.»

پی‌نوشت‌ها:
1. النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین، ص172.
2. عهد عتیق، کتاب مزامیر، مزمور 72، بندهای 1ـ2، به نقل از بشارات عهدین، ص248 و أنیس الاعلام، ج5، صص92ـ93.
3. کتاب مقدّس، انجیل متّی، ص41، باب 24، بندهای 1ـ8، 23ـ37 و 42ـ46.
5. Reuter: Evans, Eddie World Forces AncientChallenge of Growing Food 18 may 1996
7. Reuter: Global Warming Means Third World bardship 15 Feb 1996.
8. Eisen hower, Dwight D. A chance for peace16 Apr 1953. Speech to the American Soceity of News paper Editors
9. ر.ک: پیش‌گویی‌ها و آخرالزّمان: مقاله اینک آخرالزّمان، شفیعی سروستانی، فاطمه (ارجاعات انگلیسی بالا نیز به نقل از این منبع است).
10. http:// www .jamejamonline .ir / newstext.aspx ? newsnum = 100903902172
12. AP, B Oct 1994.
13. این مفهوم در آیات متعدّدی بیان شده که به طور مشخّص به آیة30 سوره شوری(42)، می‌توان اشاره کرد: «هر مصیبتی به شما رسد به دلیل اعمالی است كه انجام داده‏اید و بسیاری را نیز عفو می‏كند.»
14. إرشاد القلوب إلی الصواب، ج‏1، ص71.
15. أمالی الصدوق، ص308.
17. الحیاة، با ترجمه احمد آرام، ج ‏6، ص 341.
18. سوره هود (11)، آیة 52.
19. سوره اعراف (7)، آیة 96.

شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:19 .::. .::.

پس چگونه کتابم را زیر پا می نهی و دنیا را بر سر خویش می گذاری
چگونه خانه خویش را برافراشته ای اما خانه مرا فرو میریزی؟
چگونه به خانه خود دل می بندی اما از خانه من می گریزی؟
مساجد خانه های من در زمین هستند
آیا می شود کسی به دیدنم بیاید و در خانه ام قدم بگذارد اما از او پذیرایی نکنم و میهمان خود را گرامی ندارم؟

شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:18 .::. .::.

هر که به دوستی کسی اعتماد کند
به او اعتماد می کند
هر که به دوستی کسی مشتاق باشد
در حرکت به سوی او سستی نمی کند
پس چرا؟، چرا؟، چرا؟

شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:17 .::. .::.

ناگهان زمان ظهور می رسد! همه در بهت فرو می روند و در این لحظه که حجت زنده و زیبای خداوند، در برابر مردم آشکار می شود دیگر انکار کنندگان خاموش می شوند. در این زمان شیعیان امام را چون نگینی در حلقه ی خویش می گیرند و بر دست پایش بوسه می زنند...
ایست!
پیش از رسیدن به زمان شیرین ظهور بد نیست به سوالی درباره ی زمان ظهور پاسخ بدهیم!
اینکه زمان ظهور ناگهانی است، هشداری از سوی خداوند برای شیعیان و نشانه ای برای کسانی است که زمان ظهور را مشخص می کنند. (1)

اما آیا خود امام زمان (عج) از زمان ظهور باخبرند؟
الف) برخی معتقدند که خداوند، زمان ظهور را مانند رازی به پیامبر خود فرموده است و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز این راز را به امام علی (علیه السلام) فرموده اند و از این طریق این راز از سینه ی امامی به سینه ی امام دیگر راه یافته است تا به حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) رسیده است.
برخی روایات نیز بیانگر همین نکته است که امامان ما رازهایی در سینه دارند که نمی توانند آن را با مردم در میان بگذارند، بلکه در زمان خودش آن راز آشکار می شود. (2)
ب)برخی معتقدند ظهور از رازهای الهی است و تنها خداست که زمان آن را می داند. در این صورت سوال دیگری به وجود می آید:
امام کاظم (علیه السلام) نیز در حدیثی به این علم امام اشاره کرده اند و فرموده اند که امامان سه علم دارند. یکی مربوط به گذشتگان است که می دانند، یکی مربوط به آینده است که آنها می دانند ولی هنوز زمان آن نرسیده که باقی مردم نیز بدانند و برخی علوم نیز در شرایط خاصی ایجاد می شود و از طریق الهام به آن دست می یابند
امام زمان (عج) چگونه از زمان ظهور خویش مطلع می شود؟
به این پرسش دو پاسخ می توان داد:
1. شیوه های اعجاز آمیز:
برخی احادیث بیان می کنند که در زمان ظهور، پرچم رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) که نزد حضرت صاحب الزمان (عج) است، به اهتزاز در می آید و ندا می دهد:
«ای ولی خدا! ظهور کن و دشمنان خدا را بکش!» (3)
و برخی همین جمله را از زبان شمشیر حضرت نقل می کنند.
2. الهام
از آنجایی که خداوند و ائمه ی معصومین راه های ارتباط مخصوصی دارند، می توان گفت زمان ظهور از طریق «الهام» و خبر گرفتن از طریق دل صورت می پذیرد.
امام کاظم (علیه السلام) نیز در حدیثی به این علم امام اشاره کرده اند و فرموده اند که امامان سه علم دارند. یکی مربوط به گذشتگان است که می دانند، یکی مربوط به آینده است که آنها می دانند ولی هنوز زمان آن نرسیده که باقی مردم نیز بدانند و برخی علوم نیز در شرایط خاصی ایجاد می شود و از طریق الهام به آن دست می یابند. (4)
به نظر می رسد نحوه ی رسیدن به این پیام درونی همانند مشاهده ی علوم غیبی است و مخصوص امامان است.

پی نوشت:
1. مقاله ی ظهور ناگهانی فرا می رسد، موعود 79
2. کافی، ج 8، ص 362
3. خرایج و الجرایح،ص 198
4. کافی، باب جهات علوم ائمه

شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:16 .::. .::.

منظور روایاتى که ظلم وستم را در آخر الزمان فراگیرد یاد کرده چیست؟
پاسخ: چنانکه بارها ذکر شد، رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) در خصوص آخر الزمان فرمود: (مهدى از فرزندان من است... براى او غیبت وحیرتى است که در آن مردمان بسیارى گمراه مى شوند، آنگاه همانند (شهاب ثاقب) مى آید، وزمین را پر از عدل وداد خواهد کرد همچنان که پر از ظلم وستم شده بود).(1)
با کمى دقت در این روایت شریف، معلوم مى گردد که مراد، فراگیرى ظلم وستم است نه بى دینى وکفر الحاد، یعنى چنان نیست که در هیچ جا، اهل اعتقاد ودین یافت نشوند، وکسى کلمه اى از حق واعتقاد ودیانت واحکام را بر زبان نیاورد، بلکه مردم معتقد یافت مى شوند، وسخن از حق وایمان گفته مى شود، حتى توده هایى چند، مۆمن به مهدى وپدران مهدى اند، ومنتظر ظهور اویند.
در احادیث رسیده است که: (مسلمانان، در آخر الزمان، به وسیله مهدى از فتنه ها وآشوبها خلاصى مى یابند، چنانکه در آغاز اسلام، به وسیله پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، از شرک وگمراهى خلاصى یافتند).(2)
آنچه مشخصه دوران قبل از ظهور است، شیوع ظلم وستم وعدوان وبیداد است، واگر درست بنگریم، هم اکنون جهان چنین است، واز ظلم وستم آکنده است
این بیانها ونیز احادیث بسیار دیگر، دلالت دارد که دین ومتدینین، در عصر ظهور - در جاهایى - هستند. آنچه نیست عدالت ومساوات، در کمال عقلى، وروابط انسانى است، در سطح جهان، ومهدى اینها را تامین مى کند، ودین را به بسیارى از مناطق دیگر جهان، به کمک مۆمنان مى رساند.
آنچه مشخصه دوران قبل از ظهور است، شیوع ظلم وستم وعدوان وبیداد است، واگر درست بنگریم، هم اکنون جهان چنین است، واز ظلم وستم آکنده است.
با توجه به این واقعیت، مى توان، مترقب پدیدار گشتن حوادث بزرگ، وطلایع طلوع دولت حقه بود، وبا توجه به همین واقعیات، باید به آماده سازى جوانان شیعه، ودیگر معتقدان به حق، براى یارى مهدى (علیه السلام) دل بست، وبه آن توجه عمیق کرد. جریان آمادگى، دیگر نباید در جامعه ما فراموش شود، بلکه باید زنده وفعال بماند، وبه دیگر جامعه هاى اسلامى و... سرایت داده شود. (3)

پی نوشت ها :
1- کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق، ص 287.
2- بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 51، ص 93.
3- خورشید مغرب، محمد رضا حکیمى، ص 322.

شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:15 .::. .::.

ای فرزند آدم
هر که دل به دوستی کسی بندد
سخنش را راست می داند و تایید می کند
هر که از دوستی کسی خوشنود باشد
از کارهای او خوشنود می گردد

شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:13 .::. .::.

ای فرزند آدم، من همدل آن کسم که همراهم باشد
پس به سوی کرامت و مصاحبت من بشتاب
و با من انس بگیر تا با تو انس بگیرم
مرا انتخاب کن تا من هم تو را برگزینم
از من بپذیر تا من نیز از تو بپذیرم و در محبت به تو شتاب کنم

شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:12 .::. .::.

به من اعتماد داشته باش، از من مگریز
زبانت را با نام من دلت را با عشق من و قلبت را
با یاد من تازه کن، من دوست آن کسم که دوستم بدارد
من همنشین آن کسم که با من بنشیند
من همدم آن کسم که با من مانوس شود

شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:11 .::. .::.
ای فرزند آدم دل تو حرم من است
چگونه در حرم من بیگانه را راه می دهی؟
جان تو منزلگاه عشق من است
چگونه در این منزلگاه محبت دیگران را پذیرایی می کنی؟
وجود تو فرش قدمهای یاد من است، چگونه یاد دیگران قدم بر این فرش می نهد؟

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:57 .::. .::.

 

اسوه ‌پذیری از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مهدی زیستی، یکی از مهم‌ ترین رسالت ‌هایی است مؤمنان منتظر همواره باید دغدغه انجام آن را داشته باشند و این مهم جز در سایه آشنایی با سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امکان‌پذیر نیست. امام زمان، رهبر و الگوی کامل برای شیعیان است؛ از این ‌رو مرد و زن وظیفه دارند تا در حد امکان، از اهداف بلند آن حضرت بهره برده و خود را به او نزدیک نمایند.(1)
سیرت خلقی
«مهدی، صاحب حشمت و سكینه و وقار است. جامه ‌هایی درشتناك پوشد و نان جو خورد. علم و حلمش از همه‌ مردمان بیشتر است. همنام پیامبر است و خُلق او، خُلق محمدی است».(2)

سیرت تربیتی
«در آن روزگار قدرت عقلی توده ‌ها تمركز یابد. مهدی به تأیید الهی، خردهای مردمان را به كمال رساند و در دل همگان فرزانگی پدید آورد».(3)
«در روزگار ظهور دولت مهدی، عیب و آفت از شیعه برطرف گردد و دل ‌های آنان چون پاره‌ های پولاد شود. یك مرد ‌به نیرو، چون چهل مرد باشد و حكومت و سروری روی زمین به دست آنان افتد».(4)
مهدی، بخشنده است ‌و بی ‌دریغ، مال و خواسته به این و آن دهد. نسبت به عمال و كارگزاران و مأموران دولت خویش بسیار سخت‌ گیر باشد و با ناتوانان و مستمندان، بسیار دل رحم و مهربان
سیرت مالی
«همه‌ اموال جهان، در نزد مهدی گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین. آنگاه مهدی به مردمان بگوید: "بیایید و این اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایی است كه برای به دست آوردن آنها، قطع رَحِم كردید و خویشان خود را رنجاندید، خون ‌های به ناحق ریختید و مرتكب گناهان شدید. بیایید و بگیرید". پس دست به عطا گشاید، چنان كه تا آن روز كسی آنچنان بخشش اموال نكرده باشد».(5)
«مهدی، اموال را به صورت مساوی میان همگان تقسیم كند و كسی را بر كسی امتیاز ندهد».(6)

سیرت اجتماعی
عدالت
«عدالت مهدی چنان باشد كه بر هیچ كس، در هیچ چیز به هیچ گونه ستمی نرود. نخستین نشانه‌ عدل او آن است كه سخنگویان حكومت او در مكه فریاد زنند: "هر كس نماز فریضه‌ خویش را در كنار حَجَرالأسود و محل طواف خوانده است، اكنون می ‌خواهد نماز نافله بخواند، به كناری رود تا حق كسی پایمال نگردد و هر كس می ‌خواهد نماز فریضه بخواند، بیاید و بخواند.»(7)
«چون مهدی، درآید ـ پس از سختی ‌ها كه افتد و جنگ‌ ها كه رَوَد ـ ظلم و ستم را براندازد و سراسر زمین را از عدل و داد به پا كند. هیچ جای در زمین باقی نماند، مگر اینكه از بركت عدل و احسان او فیض برد و زنده شود، حتی جانواران و گیاهان نیز از این بركت و عدالت و داد و نكویی بهره ‌مند گردند».(8)

سیرت سیاسی
«مهدی، به نفوذ یهود و مسیحیت در جهان خاتمه دهد. از غار اَنطاكیه، تابوت سكینه را بیرون آورد، نسخه‌ اصلی تورات و انجیل در آن است و بدین گونه در میان اهل تورات، با تورات و در میان اهل انجیل، با انجیل حكم كند و آنان را به متابعتِ خویش فرا خواند. برخی به او بگروند».(9)
«با دیگران جنگ كند ‌و هیچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی ـ چه از اهل كتاب و چه از دیگر مسلك ‌ها و مرام ‌ها ـ باقی نماند و دیگر هیچ سیاستی و حكومتی، جز حكومت حقه‌ اسلامی و سیاست عادله‌ قرآنی، در جهان جریان نیابد. بدین گونه حكومت مهدی،‌ شرق و غرب عالم را فرا گیرد. عیسی از آسمان فرود آید و پشت سر مهدی نماز گزارد و فریاد زند كه: "درِ بیت المقدس را باز كنید" در را باز كنند. در این میان، دَجال با هفتاد هزار یهودی مسلح پدیدار شود ... و چون عیسی آهنگ كشتن دجال كند، دجال بگریزد. عیسی بگوید: من تو را با یك ضربت بكشم و چنین شود. او را بگیرد و بكشد. یهودیان در گوشه و كنار ‌و در پناه هر سنگ و درخت و جانور و چیز دیگری پنهان شوند؛ اما همه چیز به سخن آید و بانگ بردارد: ای بنده‌ مسلمان خدا، اینجا یك یهودی است، بیا و او را بكش».(10)
هنگامی كه جهان را فتنه و آشوب آكنده سازد و همه جا را غارتگری و فساد و ستم بپوشد، خداوند مصلح بزرگ را بفرستد تا دژهای ضلالت و گمراهی را از هم فرو پاشد و فروغ توحید و انسانیت و عدالت را در دل‌ های تاریك و سنگ شده، بتاباند
سیرت عملی
«مهدی، بخشنده است ‌و بی ‌دریغ، مال و خواسته به این و آن دهد. نسبت به عمال و كارگزاران و مأموران دولت خویش بسیار سخت‌ گیر باشد و با ناتوانان و مستمندان، بسیار دل رحم و مهربان».(11)
«مهدی، در رفتار چنان است كه گویی با دست خود، ‌كره و عسل به دهان مسكینان می‌ نهد. چونان امیرالمؤمنین زندگی كند، نان خشك بخورد و با پارسایی بِزید».(12)

سیرت دینی
«مهدی، عادل است و خجسته و پاكیزه. او ذرّه ‌ای از حق را فرو نگذارد. خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند ... مهدی، همواره بیم خداوند را به دل دارد و به مقام تقربی كه نزد خدا دارد، مغرور نشود. او به دنیا دل نبدد و سنگی روی سنگ نگذارد. در حكومت او به احدی بدی نرسد، مگر آنجا كه حد خدایی جاری گردد».(13)

سیرت اصلاحی
«یاران قائم به سراسر جهان پا نهند و همه جا قدرت را در دست گیرند. همه كس و همه چیز مطیع آنان شوند، حتی درندگان صحرا و مرغان شكاری، ‌همه و همه، رضا و خشنودی آنان را بطلبند. شادی و شادمانی یافتن به این پیام آوردنِ دین و صلاح و عدالت، تا بدانجاست كه قطعه ‌ای از زمین بر قطعه ‌ای دیگر مباهات كند كه یكی از یاران مهدی بر آنجا پا نهاده است».(14)
«مهدی، فریادرسی است كه خداوند او را بفرستد تا به فریاد مردم عالم برسد. در روزگار او، همگان به رفاه و آسایش و وفور نعمتی بی ‌مانند دست یابند، حتی چهارپایان فراوان گردند و یا دیگر جانواران، خوش و آسوده باشند. زمین گیاهان بسیار رویاند. آب نهرها فراوان شود. گنج ‌ها و دفینه ‌های زمین و دیگر معادن استخراج گردد».(15)
«هنگامی كه جهان را فتنه و آشوب آكنده سازد و همه جا را غارتگری و فساد و ستم بپوشد، خداوند مصلح بزرگ را بفرستد تا دژهای ضلالت و گمراهی را از هم فرو پاشد و فروغ توحید و انسانیت و عدالت را در دل‌ های تاریك و سنگ شده، بتاباند».(16)

سیرت قضایی
«چون قائم قیام كند، ‌مانند داوود یعنی بر حسب باطن، ‌قضاوت كند ‌و بی ‌هیچ نیازی به شاهد حكم دهد. خداوند حكم را به او الهام كند و او بر طبق الهام الهی حكم كند. مهدی، نقشه ‌های پنهانی هر گروه را بداند و به آنان آن نقشه ‌ها را بگوید. مهدی، دوست و دشمنِ خود را با نگاه بشناسد» .(17)
«در قضاوت ‌ها و احكام مهدی و در حكومت وی، سر سوزنی ظلم و بیداد بر كسی نرود و رنجی بر دلی ننشیند».(18)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
1. ر.ک: رسول جعفریان، تاریخ فكری و سیاسی امامان شیعه، ص596.
2. العسکری، نجم الدین جعفر، المهدی الموعود المنتظر، ج1، ص281ـ282.
3. اصول كافی، ج1، كتاب العقل، حدیث 21.
4. بحارالانوار، ج52، ص317، 335.
5. همان، ج51، ص29.
6. المهدی الموعود، ج1، ص264 و 275.
7. الكافی، ‌ج4، ص427.
8. بحارالانوار، ج10، ص 115.
9. المهدی الموعود المنتظر، ج1، ص254.
10. همان، ج1، ص254ـ255.
11. همان، ص277ـ276.
12. بحارالانوار، ج52، ص359.
13. المهدی الموعود المنتظر، ج1، ص280 و 300.
14. بحارالانوار، ج52، ص327.
15. المهدی الموعود المنتظر، ج1، ص277.
16. همان، ص310.
17. الارشاد، ص365ـ366.
18. المهدی الموعود المنتظر، ج1، ص 283ـ284.

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:52 .::. .::.
اگر شیعیان ما در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد و اتّفاق مى‌داشتند و عهد و پیمان را محترم مى‌شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى‌افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى‌شدند.

امام زمان
حضرت مهدی(علیه السلام) می فرمایند:
� لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا:
اگر شیعیان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پیمان را محترم مى‌شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى‌افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى‌شدند.�

زیارت امام زمان (عج)
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حُجَّةَ اللَّهِ فی‏ اَرْضِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَیْنَ اللَّهِ فی‏ خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نُورَ اللَّهِ الَّذی‏ یَهْتَدی‏ بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَیُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُۆْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخآئِفُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْوَلِیُّ النَّاصِحُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا سَفینَةَ النَّجاةِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَیْنَ الْحَیوةِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ صَلَّی‏اللَّهُ عَلَیْكَ وَعَلی‏ آلِ بَیْتِكَ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَظُهُورِ الْأَمْرِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلایَ اَنَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُولیكَ وَاُخْریكَ اَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ تَعالی‏ بِكَ وَبِآلِ بَیْتِكَ وَاَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَظُهُورَ الْحَقِّ عَلی‏ یَدَیْكَ وَاَسْئَلُ اللَّهَ اَنْ یُصَلِّیَ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ یَجْعَلَنی‏ مِنَ الْمُنْتَظِرینَ لَكَ وَالتَّابِعینَ وَالنَّاصِرینَ لَكَ عَلی‏ اَعْدآئِكَ وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْكَ فی‏ جُمْلَةِ اَوْلِیآئِكَ یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْكَ وَعَلی‏ آلِ بَیْتِكَ هذا یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَهُوَ یَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فیهِ ظُهُورُكَ وَالْفَرَجُ فیهِ لِلْمُۆْمِنینَ عَلی‏ یَدَیْكَ وَقَتْلُ الْكافِرینَ بِسَیْفِكَ وَاَنَا یا مَوْلایَ فیهِ ضَیْفُكَ وَجارُكَ وَاَنْتَ یا مَوْلایَ كَریمٌ مِنْ اَوْلادِ الْكِرامِ وَمَأْمُورٌ بِالضِّیافَةِ وَالْإِجارَةِ فَاَضِفْنی‏ وَ اَجِرْنی‏ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْكَ وَعَلی‏ اَهْلِ بَیْتِكَ الطَّاهِرینَ!
درود بر تو ای حجّت خدا در زمینش! درود بر تو ای دیده خدا بر خلقش! درود بر تو ای نور خدا كه ره یابند بدان، رهجویان، و گشایش شود بدان بر مۆمنان! درود بر تو ای خوش نهادِ هراسان! درود بر تو ای دوستِ خیرخواه! درود بر تو ای كشتی نجات! درود بر تو ای چشمه حیات! درود بر تو، رحمت خدا بر تو و خاندان پاك و پاكیزه‏ات! درود بر تو، بشتابد خدا برایت آنچه را به تو وعده كرده از یاری و ظهور امام امر امامت. درود بر تو ای مولای من! من وابسته به توام. عارف به آغاز و انجامت. تقرّب جویم به خدای تعالی‏ به تو و خاندان تو و انتظار ظهورت و ظهور حق را به دستت دارم، و از خدا خواهم كه رحمت فرستد بر محمّد و خاندانش، و مرا از منتظران تو مقرّر دارد، و از پیروان و یاران تو علیه دشمنانت، و از دوستانی كه در ركاب تو به شهادت می‏رسند، ای مولایم، صاحب الزّمان! صلوات خدا بر تو و بر خاندانت! این روز جمعه، روز توست كه در آن، توقّع ظهورت می‏رود و فَرَج برای مۆمنان به دست تو و كشتار كافران به شمشیرت، ای سرورم! من در روز جمعه، مهمان توام و پناهنده به تو و تو ای سرورم، كریم و كریم زاده‏ای و مأمور و مهمان‏نوازی و پناه دادنی (نگهداری). مرا مهمان كن و پناه دِه. صلوات خدا بر تو و بر خاندان پاكت!

تسبیح ویژهِ روز جمعه
بِسْمِ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَوَفازَ بِهِ، سُبْحانَ مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَكَرَّمَ بِهِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ مَنْ اَحْصی‏ كُلَّ شَیْ‏ءٍ بِعِلْمُهُ، سُبْحانَ ذِی الْطَّوْلِ وَ الفَضْلِ، سُبْحانَ ذِی المَنِّ وَالنَّعَمِ، سُبْحانَ ذِی الْقُدْرَةِ وَ الْكَرَمِ. اَللّهُمَّ! اِنّی‏ اَسْئَلُكَ بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَی الرَّحْمَةِ مِنْ كِتابِكَ، وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ وَذِكْرِكَ الأَعْلَی‏، وَ بِكَلِماتِكَ التَّآمَّةِ الَّتی‏ تَمَّتْ صِدْقاً وَ عَدْلاً لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِكَ ِانَّكَ أَنْتَ العَزِیزُ الْكَرِیمُ یَا ذَالجَلالِ والإِكْرامِ! أَسْأَلُكَ بِمَالَا یَعْدِلُهُ شَیْ‏ءٍ مِنْ مَسَائِلكَ أَنْ تُصَلِی‏ عَلَی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَجْعَل لِی مِن أَمْرِی فَرَجاً وَمَخْرَجاً وَأَنْ تُوسَّعَ عَلَیَّ رَزْقِی فِی یُسْرِمِنْكَ وَعَافِیَةٍ، سُبْحانَ الْحَیِّ الْحَلِیمِ سُبْحانَ الْحَلِیمِ الْكَرِیمِ، سُبْحانَ الباعِثِ الْوارثِ، سُبْحانَ اللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، سُبْحانَهُ وَبِحَمْدِهِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّیْتَ وَبارَكْتَ عَلی‏ ِابْراهِیمَ وَالِ اِبراهیِمَ إِنَّكَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ.

 

 

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:31 .::. .::.

من به تو نیازمند نیستم اگر همه مخلوقات من جمع شوند
و صف در صف به طاعت من بایستند و سر به آستان من بسایند
به اندازه سر سوزنی در ملک و اقتدار من نخواهند افزود
این تو هستی که به من نیاز داری
و این دل توست که تنها با من خو می گیرد و آرام می یابد

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:28 .::. .::.

 

 

 

ای فرزند آدم تو را نیافریده ام تا تنهایی و بی کسی مرا برطرف سازی
و بیمناک و غمگین نبودم تا تو بخواهی انیس و همدم من شوی
بلکه تو را خلق کردم تا مرا بشناسی
و روزگاری دراز عبادتم کنی و مرا همواره سپاس گویی
و صبحگاه و شامگاه تسبیح گوی من باشی

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:26 .::. .::.

باب 2 آنچه در باره مادر گرامی حضرت رضا علیه السّلام و اسم ایشان روایت شده است
(1) 1- محمّد بن یحیی الصّولی گفته است: «ابو الحسن الرّضا علیه السّلام همان علیّ بن- موسی بن جعفر بن محمّد بن علیّ بن الحسین بن علیّ بن ابی طالب علیهم السّلام است، و ما در آن جناب «أمّ ولد «1»» ی بود به نام «تکتم» و این نام زمانی بر ایشان گذاشته شد که امام کاظم علیه السّلام مالک ایشان شدند.
(1)- «امّ ولد» کنیزی را گویند که از صاحب و مولای خود، فرزند آورد.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج 1،ص:27
(1) 2- بیهقیّ از صولیّ و او از کندیّ و او از ابو الحسن علیّ بن میثم- که کندیّ در باره اش گوید: «کسی را در باره تاریخ ائمّه از او آگاه تر ندیده ام».- نقل کرده اند که: مادر امام کاظم یعنی جناب حمیده مصفّاة که از اشراف و بزرگان عجم بود، کنیزکی مولّده «1» به نام تکتم خریداری نمود، تکتم از نظر عقل و دین و احترام به مولی و بانویش- حمیده- جزء بهترین زنان بود بگونه ای که از زمانی که در ملک جناب حمیده در آمد، از روی احترام و ادب، در مقابل آن بانو نمی نشست، لذا جناب حمیده به فرزندش حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام گفت:
پسرم، تکتم کنیزی است که بهتر از او کنیزی ندیده ام و شکّ ندارم که اگر نسلی از او بوجود آید خداوند آن نسل را پاک و مطهّر قرار می دهد؛ او را به تو بخشیدم، با او به نیکی رفتار کن. زمانی که جناب تکتم حضرت رضا علیه السّلام را به دنیا آورد،
(1)- کنیز مولّده (جاریة مولّدة)، کنیزی را گویند که در بین عربها متولّد شده و با اولاد آنان بزرگ شده و با آداب و رسوم ایشان پرورش یافته باشد. به نقل از: محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، تصحیح محمد باقر بهبودی.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج 1،ص:28
امام کاظم علیه السّلام او را طاهره نامید.
(1) علیّ بن میثم ادامه داد: حضرت رضا علیه السّلام بسیار شیر می نوشید و نوزاد درشتی بود، لذا مادر ایشان در جستجوی دایه ای بر آمد؛ اطرافیان سؤال کردند: آیا شیر شما کم شده است؟، فرمود: «نه، به خدا سوگند شیر کم نشده است ولی نمازها و اذکاری برای خودم دارم که از زمان تولّد این نوزاد نمی توانم به تمام آنها برسم».
حاکم ابو علیّ از قول صولی گوید: «و دلیل بر اینکه نام مادر حضرت رضا علیه السّلام تکتم بوده است، این شعر است که شاعری در مدح آن حضرت سروده است:
1- بهترین مردم، علیّ بزرگوار است که بهترین پدر و اجداد و قوم و عشیره را داراست.
2- تکتم او را زاده است که هشتمین پیشوا باشد در علم و حلم، و حجّت الهی را بر مردم تمام کند.
صولی گوید: و عدّه ای این شعر را به عموی پدرم، ابراهیم بن عبّاس نسبت داده اند ولی از او چنین چیزی برای من روایت نشده است و چیزی که برای من
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج 1،ص:29
روایت نشده باشد و از کسی نشنیده باشم، نه آن را قبول می کنم و نه ردّ می نمایم.
(1) اما شعری که شکّ ندارم مربوط به عموی پدرم، ابراهیم بن عبّاس است، این شعر است:
1- اعمال شخص عالم، کافی است که برای اهلش شاهدی عادل باشد.
2- می بینم که مالی نو و تازه و قابل توجّه دارند و این مال تازه شباهتی به آن مال قدیمی «1» ندارد.
3- بر شما (ای اهل بیت پیامبر) با اموال خودتان منّت می گذارند و فقط یک صدم از اموالتان را به شما می پردازند.
4- آن کسی که (یا آن شیعه ای که) دشمنان شما را مدیحه سرائی کند، خداوند را حمد و سپاس نگفته است.
5- تو بر مأمون (که هر دو نسل هشتم از عبد المطّلب هستید) برتری داری همان طور که پدرانت بر پدران او برتری داشتند.
صولی گوید: این ابیات را با خطّ پدرم، پشت دفتری که مال او بود یافتم.
(1)- مراد از «مال تازه» (طارف) حضرت رضا علیه السّلام و مراد از مال قدیمی (تالد) مأمون است. (مجلسیّ)
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج 1،ص:30
(1) پدرم در باره این اشعار می گفت: «برادرم این اشعار را برایم خوانده و گفته مربوط به عمویمان است که در باره علیّ یعنی «رضا» علیه السّلام سروده است.
و در آن دفتر حاشیه ناخوانائی با این مضمون به چشم می خورد: «مراد از «قسیمه فی القعدد» مأمون است». زیرا حضرت رضا علیه السّلام و مأمون هر دو با هشت پشت به جناب عبد المطلب می رسیدند. «1»»
و تکتم اسمی است عربی که در اشعار، زیاد به چشم می خورد، از جمله:
طاف الخیالان فهاجا سقماخیال تکنی و خیال تکتما صولی گوید: ابراهیم بن عبّاس عموی پدرم مدایح زیادی در باره حضرت رضا علیه السّلام سروده بود که آنها را آشکارا بیان می کرد، ولی سپس ناچار شد که همگی را مخفی نماید و بعدها به دنبال آنها گشت و از اینجا و آنجا آنها را گردآوری کرد. و عدّه ای روایت کرده اند که نام مادر گرامی حضرت رضا علیه السّلام «سکن النّوبیة» بوده است و همچنین به نامهای «أروی»، «نجمه» و «سمانه»
(1)- مراد از «قعدد» فاصله شخص با جدّ اکبر او است. همان مأخذ.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج 1،ص:31
نیز نامیده شده است؛ کنیه آن بانو «امّ البنین» بوده است.
(1) 3- علیّ بن میثم از پدرش، نقل کرده است: وقتی حمیده مادر امام کاظم علیه السّلام نجمه مادر امام را خریداری نمود، گوید: در خواب، حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله را دیدم که به من می فرمود: حمیده! نجمه را به پسرت «موسی» ببخش زیرا از او فرزندی به دنیا خواهد آمد که بهترین انسان روی زمین خواهد بود، من نیز او را به پسرم موسی بخشیدم، و زمانی که نجمه حضرت رضا علیه السّلام را به دنیا آورد امام کاظم علیه السّلام او را «طاهره» نامید، و اسامی دیگری نیز داشت؛ از جمله: نجمه، اروی، سَکَن، سمانه و تکتم که آخرین نام او بود.
علیّ بن میثم اضافه می کند که از پدرم شنیدم که می گفت: از مادرم شنیدم:
زمانی که حمیده نجمه را خرید، او دوشیزه بود.
(2) 4- هشام أحمر گوید: امام کاظم علیه السّلام به من فرمودند: آیا کسی از اهل
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج 1،ص:32
مغرب را می شناسی که به این جا آمده باشد؟ عرض کردم: خیر. فرمودند: چرا، مردی سرخ روی آمده است، بیا با هم به نزد او برویم، با هم سوار شدیم و نزد آن مرد رفتیم، مردی بود از اهل مغرب که تعدادی برده به همراه داشت، حضرت فرمودند: برده هایت را به ما نشان بده، آن مرد نُه کنیز به حضرت ارائه نمود، امام کاظم علیه السّلام در مورد هر یک از آنان می فرمود: «نیازی به او ندارم» (این را نمی خواهم)، سپس فرمودند: بقیّه را نشان بده، مرد پاسخ داد: دیگر چیزی ندارم، حضرت فرمودند: چرا، داری، نشان بده، مرد قسم خورد: نه به خدا، فقطّ یک کنیزک مریض باقی مانده است، حضرت فرمودند: چه مانعی دارد که آن را نیز نشان بدهی؟ ولی مرد امتناع نمود، سپس حضرت برگشتند و فردای آن روز مرا به سراغ آن مرد فرستادند و فرمودند: «به او بگو: آخرش چند؟ و وقتی گفت:
فلان قدر، بگو: قبول است، خریدم» هشام گوید: «نزد آن مرد رفتم، او
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج 1،ص:33
گفت: (1) «از فلان قدر کمتر نمی دهم، گفتم: قبول است، این پول مال تو، او نیز گفت: آن کنیزک هم مال تو ولی بگو ببینم مردی که دیروز به همراهت بود، کیست؟ گفتم: مردی است از بنی هاشم، گفت: از کدام تیره بنی هاشم؟ گفتم:
از بزرگان آنها است، مرد گفت: بیشتر از این توضیح بده، گفتم: بیشتر نمی دانم، مرد گفت: بگذار برایت بگویم، این کنیزک را از دورترین شهرهای مغرب خریداری کرده بودم که زنی از اهل کتاب مرا دید و گفت: این کنیزک چطور با تو همراه است؟ گفتم: برای خود خریده ام، زن گفت: این کنیز نمی تواند و شایسته نیست که نزد امثال تو باشد، او باید نزد بهترین مردم روی زمین زندگی کند و بعد از مدّت کمی در آن خانه فرزندی به دنیا خواهد آورد که مشرق و مغرب عالم در مقابل او خاضع خواهند شد.
هشام گوید: «پس از خریداری، او را به نزد امام کاظم علیه السّلام آوردم و بعد از مدّت کمی علیّ بن موسی علیهما السّلام را به دنیا آورد».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج 1،ص:34
و این حدیث را به همین شکل، برایم محمّد بن علیّ ماجیلویه از عمویش محمّد بن قاسم از محمّد بن علیّ کوفیّ، از محمّد بن خالد و او از هشام احمر نقل کرده است.

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:22 .::. .::.

باب 1 علّت ملقّب شدن حضرت علیّ بن موسی علیهما السّلام به «رضا»
(1) ابو جعفر محمّد بن علیّ بن حسین بن موسی بن بابویه قمّی، فقیه، ساکن شهر ری، مؤلّف این کتاب- که خداوند او را بر طاعت و بندگی کمک فرماید و بر توفیقاتش بیفزاید- گوید: (2) 1- از احمد بن محمّد بن ابی نصر بزنطیّ نقل شده است که گفت: به امام جواد علیه السّلام عرض کردم: گروهی از مخالفین شما می پندارند که چون مأمون پدر شما را برای ولایت عهدی خود پسندید و برگزید، ایشان را «رضا «1»» نامید.
(1)- «رضا» یعنی «پسندیده»، «مورد پسند»، «مورد رضایت».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج 1،ص:25
حضرت جواد علیه السّلام فرمودند: به خدا دروغ می گویند، خلاف می گویند، بلکه خداوند- تبارک و تعالی- او را «رضا» نامید، زیرا او برای خداوند- عزّ و جلّ- در آسمانش، و برای رسولش و ائمّه بعد از او علیهم السّلام در زمینش مرضیّ بود. بزنطی گوید: عرض کردم: آیا مگر سایر پدرانتان علیهم السّلام برای خدا و رسولش و أئمّه علیهم السّلام راضی نبودند؟ حضرت فرمود: چرا، عرض کردم: پس برای چه از این میان فقط پدرتان «رضا» نامیده شده است؟ فرمود: چون همان طور که دوستان و طرفدارانش به ایشان رضایت داده و ایشان را پذیرفتند، مخالفین نیز ایشان را قبول کرده، به ایشان رضایت داده بودند، و این حالت برای پدران و اجداد ایشان اتّفاق نیفتاد؛ و لذا، از بین آنان فقط ایشان «رضا» نامیده شده اند.
توضیح: «مراد آن است که دولت وقت هم او را پذیرفت، و الّا فرقه ضالّه واقفه به او رضایت ندادند».
(1) 2- از سلیمان بن حفص مروزیّ روایت است که: امام کاظم علیه السّلام
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج 1،ص:26
فرزندش علیّ علیهما السّلام را «رضا» می نامید و مثلا می فرمود: «فرزندم «رضا» را صدا کنید» و یا «به فرزندم «رضا» گفتم» و یا «فرزندم «رضا» به من گفت» و زمانی که با حضرت «رضا» صحبت می کردند، ایشان را با «ابا الحسن» خطاب می فرمودند.

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:19 .::. .::.

 

آیا اندیشیده ای چقدر تنها خواهی بود؟
ساعتی؟ روزی؟ ماهی؟ سالی؟ چند هزار سال؟ چند میلیون سال؟
با خودت فکر کن و بیاندیش
هر قدر که قرار است پس از مرگ با من تنها باشی
در دنیا با من انس بگیر، اگر لحظه ای لحظه ای، و اگر همیشه همیشه

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:13 .::. .::.
ای فرزند آدم در شگفتم چگونه تو با مردم انس می گیری
و به دیگران دل می بندی در حالی که می دانی
تنها خواهی مرد و می دانی تنها در قبر خواهی خفت
و تنها در پیشگاه من خواهی ایستاد
و تنها حساب پس خواهی داد؟

 

 

 

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:9 .::. .::.

به دل خود نگاه کن
هر قدر دلت به دنیا بسته باشد
همان قدر محبت مرا از دلت بیرون کرده ای
چرا که هیچگاه من محبت خود و محبت دنیا را
در یک دل جمع نمی کنم

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:8 .::. .::.

اگر چشم تو می دید آنچه را برای اولیای خود آماده کرده ام
قلب تو آب می شد
و جان تو به شوق از تن به در می رفت
این ها پاداش دلی است که تنها به من گره خورده
و فقط مرا در خود جای داده

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:7 .::. .::.

ای فرزند آدم دل به دنیا مبند و با دنیا انس مگیر
دنیا بسیار کوچکتر از آن است که پاداش و مزد حتی لحظه ای از خاطر تو باشد
و بهای حتی پاره ای از دل تو شمرده شود
جان آسمانی تو جز من قیمتی ندارد
و جز بهشت من هیچ چیز نمی تواند هزینه وجود تو را جبران کند

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 7:5 .::. .::.
در خلوت خود به اندیشه بنشین و در تنهایی خود سخنان مرا بشنو
نعمت های مرا بشمار و خطاهای خودت را به یاد آر
مرا دوست داشته باش و محبتم را در دل دیگران نیز بیانداز
مهربانی های مرا برایشان بازگو کن
و سایه سار لطف مرا بر فراز وجودشان نشان ده

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:58 .::. .::.

ای فرزند آدم
من همنشین کسی ام که به یاد من باشد
من از رگ گردن به تو نزدیکترم و تو را از خودت بهتر می شناسم
در هیچ حالی فراموشم مکن و یاد مرا
از خود دور مساز

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:55 .::. .::.

ای فرزند آدم
از کسی جز من بیم نداشته باش و مهراس
به یاد آور که هیچ قدرتی یارای مقابله با اراده من را ندارد
از یاد مبر که هیچ اتفاقی در عالم
جز به خواست من نمی افتد

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:42 .::. .::.

ای فرزند آدم
اگر با من انس بگیری
تو را از همگان بی نیاز می کنم
و اگر با غیر من مانوس شوی
در هر کاری محتاج و گرفتار خواهی ماند

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:39 .::. .::.

ای فرزند آدم
من سخنانت را می شنوم وقتی که با من حرف می زنی
و درد دل باز می گویی
تو نیز سخنان مرا در کتاب من بخوان که فرشتگانم بر تو فرود آورده اند
و من بدان وسیله با تو سخن می گویم

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:38 .::. .::.

تو را برای خودم درست کرده و پرداخته ام
به من روی آور و با من انس بگیر
از دیگران بگریز و در من بیاویز
تو مال منی نه از آن دیگران
اگر یک قدم به سوی من بیابی ده قدم سوی تو بر خواهم داشت

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:37 .::. .::.

ای فرزند آدم من تو را آفریده ام و از حال درون تو با خبرم
اسرار تو را می دانم و برملا نمی کنم
تنها کسی هستم که مطمئنی به تو خیانت نمی ورزم
از تو کوچکتر نیستم و هیچگاه پایان نمی پذیرم
سرچشمه و منبع همه عشق ها و محبتها منم

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:35 .::. .::.

تفکر شیعه در غیبت پیوسته انتظار رسیدن به جامعه عدل قائم (عجل الله فرجه الشریف) است؛ جامعه ای که از وجود قاسطین (بیدادگران سلطه جو), مارقین (منافقان فرصت طلب و جنایت پیشه) و ناکثین (پیمان شکنان مرتد) خالی است. جامعه ای یکپارچه, مومن و جهانی. [1]
وقتی مردم در دولت عدالت گستر حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) به کلی تغییر روحیه دادند و از لحاظ مادیات و معنویات به حد کمال رسیدند و صلح و صفا و صمیمیت جهان را فرا گرفت, خداوند نیز برکات خود را به اهل زمین نازل می کندو رحمت پروردگار و فیض او به حد بی نهایت, همه افراد جامعه را فرا می گیرد و در نتیجه تمام گرفتاری ها, قحطی ها, بدبختی ها پایان می پذیرد.
زیرا تمام بدبختی ها و کمبودها و گرفتاری ها و حتی نزول بلاهای آسمانی و زمینی همه در اثر طغیان و نافرمانی بندگان و عدم خضوع آنان در برابر خالق جهان است؛ به این معنی, وضع عمومی مردم, با وضع روحیه و افکار و اخلاق و شایستگی آنها بستگی دارد و این سنت تغییر ناپذیر الهی است؛
«... إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ...» [2]
لذا روایات اسلامی, به دنبال تغییر روحیه مردم, از نزول برکات, فراوانی نعمت و امنیت و آبادانی گزارش داده اند. [3]
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «مهدی (عجل الله فرجه الشریف) از عترت و اهل بیت من است و در آخر الزمان قیام می کند, آسمان به برکت او, باران می فرستد و زمین بذرهای خود را می رویاند, زمین را از عدل و داد پر می نماید, همچنان که اقوام قبل, از ظلم و جور پر کرده باشند». [4]
ابوسعید خدری نیز در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که ایشان فرمودند: « مهدی (عجل الله فرجه الشریف) در امت من خواهد بود, به هنگام عصر و زمان او, امت من از نعم الهی متنعم و بهره مند خواهند شد و خداوند پیاپی از آسمان باران می فرستد, زمین هیچ روئیدنی را در دل خود نگاه نمی دارد».[5]
و در روایت دیگری از امام محمد باقر علیه السلام چنین نقل شده است که ایشان فرمودند: «همه اموال و گنجینه های دنیا و نیز هر آنچه از ذخائر که در زمین پنهان است و هر آنچه که آشکار است, نزد مهدی (عجل الله فرجه الشریف) گرد آید؛ آنگاه آن حضرت به مردم می گوید: بیائید اینها همان چیزهایی است که برای بدست آوردن آنها از خویشاوندانتان بریدید و خونها ریختید و کارهای حرام مرتکب شدید».[6]
لازم به ذکر است که حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) مبتنی بر بهره مندی عاقلانه, عالمانه و عابدانه از تمام منابع موجود و ظرفیت های ممکن در کره زمین است و این بدان معناست که مردم در عین بهره مندی از تمام مواهب الهی هرگز گرد اتراف و اسراف نمی گردند؛ به علاوه با وجود فراوانی نعمت حالت استغنایی در روح انسان ها به وجود می آید که باعث می شود به رغم در اختیار داشتن مواهب فراوان هرگز دست به طغیان و عصیان نزنند. [7]
اساساً میان رحمت‌های الهی و برکات آسمانی و زمینی، از یک‌سو و عمل‌کرد مردم در روی زمین از سوی دیگر، رابطه‌ای تنگاتنگ برقرار است، یعنی اگر مردم، اهل تقوا، ایمان و عمل صالح باشند، خداوند متعال نیز از زمین و آسمان، برکت‌ها و رحمت‌های خویش را بر آنها نازل می‌فرماید، ولی اگر مردم برعکس عمل کنند، نتیجة معکوس می‌گیرند؛ چنان‌که قرآن کریم به این حقیقت اشاره می‌فرماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ یكْسِبُونَ»؛ [8].
با توجه به این‌که در حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) علم، عدالت، حق، ایمان و تقوا در میان مردم گسترش می‌یابد، خداوند نیز رحمت و برکات فراوان خویش را فزونی می‌دهد تا جایی که همه از آن بهره‌مند می‌گردند. علاوه بر این، کیفیت نعمت، در سطح بسیار مطلوبی خواهد بود و خوراکی‎ها، پوشیدنی‎ها، دیدنی‎ها و سایر لذت‌ها از نظر لذت‎بخشی در سطح بالایی قرار خواهد گرفت و هم‌چنین از لحاظ تنوع، چون زمین هرچه دارد، از درون خود بیرون خواهد ریخت و آسمان از دادن باران، دریغ نخواهد ورزید و انسان‌ها نیز در کار خویش با آگاهی و بینش، علم و تقوا عمل خواهند کرد، همه مردمان از این دو عامل، در جهت بهبود نعمت‎های الهی و تنوع آنها بیشترین استفاده را خواهند کرد. [9]

پی نوشت:
1. منتظر, حسین, ذهنیت مستشرقین واصالت مهدویت, نشر آفاق, چاپ دوم, 1403ق, ص97
2. الرعد/ 11: ... در حقیقت، خدا حال قومى را تغییر نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند.....
3. داود الهامی/ علی اکبر مهدی پور, او خواهد آمد, قم, نشر مرتضی, چاپ هشتم, ص165
4. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج51, ص74, ح25
5. إربلى، على بن عیسى, كشف الغمة، بنى هاشمى تبریز، 1381ق, ج2, ص467
6. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج51, ص29, ح2
7. سلیمیان, خدامراد, پرسمان مهدویت, قم: شباب الجنه, چاپ دوم, 1385ش, ص276
8. الاعراف/96: « و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏گشودیم، ولى تكذیب كردند؛ پس به [كیفر] دستاوردشان [گریبان] آنان را گرفتیم»
9. ر.ک: مقاله: تحلیل و بررسی ویژگی‌های حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) : امینه‌سادات سیدی‌تبار

سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 10:20 .::. .::.
انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) از دیگر نهضتها جدا نیست، بلکه همان روند طبیعی را خواهد پیمود، نه اینکه همه چیز با معجزه تمام شود و هیچ قطره خونی ریخته نشود. برعکس، آنچه از روایات استفاده می‌گردد و از بیان اوصاف شخص حضرت مهدی(عج) روشن می‌شود، این است که ایشان دارای چنان قدرت جسمانی است، که به فرموده امام رضا(علیه‌السلام): با اینکه سن زیادی دارد، ولی جوان و بدن او قوی است. حتی اگر دستهای مبارکش را به طرف بزرگترین درخت دراز کند و آن را به طرف زمین آورد، می شکند؛ اگر صیحه ای بین کوهها زند از فریاد او کوهها درهم می ریزند....1هر یک از یاران آن حضرت نیز قوه چهل مرد را دارا و از نظر صلابت همچون پاره های آهن هستند. اینها نشانگر آن است که حضرت جنگ سختی در پیش خواهند داشت. و اگر کارها با معجزه تمام می شد دیگر نیازی به یارانی با چنین قدرت جسمانی و صلابت و شجاعت نبود. در حالی که روایات به ما می فهمانند که کار حضرت حجت(علیه‌السلام) سخت تر از کار جدش رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خواهد بود؛ زیرا مردمی که در برابر پیامبر خدا ایستاده بودند افراد جاهلی بودند که سنگ و چوب و... می پرستیدند ولی جاهلانی که در مقابل امام عصر(عج) می ایستند کسانی هستند که قرآن به دست می گیرند و با تأویل کردن آیات قرآن و مستمسک قرار دادن آن با حضرت می جنگند. لذا باید ایشان یاورانی باهوش داشته باشد که مانند یاوران حضرت امیر در جنگ صفین فریب مکرها و حیله های دشمن را نخورند.
فضیل بن یسار میگوید از امام صادق(علیه‌السلام) شنیدم که میفرمود:
هنگامی که قائم ما(عج) بر می خیزد مردمان جاهل [عصر او] برخوردی بسیار شدیدتر از برخوردی که جاهلان عصر جاهلیت با پیامبر خدا داشتند، با او خواهند داشت. پرسیدم: چگونه؟ فرمود: پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) در حالی در میان مردم آمد که آنها سنگ و صخره، چوبهای کنده کاری شده می پرستیدند، اما قائم ما(عج) هنگامی که به پا می خیزد در حالی در میان مردم می آید که همه آنها در برابر او به تأویل کتاب خدا می پردازند و بر اساس آن با او احتجاج میکنند.2
لازم به ذکر است که ما منکر امدادهای الهی و غیبی خدای متعال نیستیم.
سیره و روش حکومت امام عصر(عج) همان سیره جد بزرگوارش می‌باشد که جاهلیت را از بین می‌برد و اسلام را از بدعتها و زواید پیراسته می‌کند و اسلامی نو به دور از هرگونه بدعت و زواید به دنیا عرضه می‌کند.
همانگونه که خداوند پیامبران را با امدادهای خود با فرستادن ملائکه یا معجزات دیگر؛ مانند عصای حضرت موسی و... کمک کرد، در انقلاب حضرت حجت(عج) بیشتر کمک خواهد کرد؛ چرا که حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) نتیجه زحمات طاقت فرسای همه پیامبران و اوصیای پیامبران و ثمره خون پاکان و نیکانی است که در راه رفع ظلم و ستم و استقرار
امام زمان
عدل و عدالت ریخته شده است و این حکومت صالحان و وعده حتمی خداوند است.
بنابر این سیره و روش حکومت حضرت همان سیره جد بزرگوارش می باشد که جاهلیت را از بین می برد و اسلام را از بدعتها و زواید پیراسته می کند و اسلامی نو به دور از هرگونه بدعت و زواید به دنیا عرضه میکند:
او آنچنان که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عمل کرد عمل می کند آنچه را قبل از او موجود بوده نابود می سازد - همچنانکه پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) مظاهر جاهلیت را نابود ساخت - و اسلام را با چهره ای جدید برمیگرداند.3
در اینجا ما به بعضی از خصال یاوران آن حضرت که در قرآن کریم و روایات معصومین(علیه‌السلام) وارد شده اشاره میکنیم. تا این عزیزان را بهتر بشناسیم و الگوی راه خود قرار دهیم و اوصاف و ویژگیهای آنها را در راه خودسازی خویش به کار گیریم تا زمینه ساز حضور حضرت شویم و از جمله اصحاب و یاران ایشان قرار گیریم.

1. یارانی بلند آوازه
از روایات به خوبی استفاده میشود که یاران مهدی(عج) افرادی شناخته شده، خوشنام، و حسب و نسبشان کاملاً معلوم و صاحب مناصب اجتماعی، اشراف و قضات و حکام اند:
آنها از افراد نیک نژاد، قاضیان، فرمانروایان و فقهای در دین هستند.4
حتی بر روی سلاح آنها نام و نسب و اوصاف آنها نوشته شده است.5 چنانکه مولای متقیان علی(علیه‌السلام) می فرمایند:
آنها در آسمان شناخته شده اند و در زمین [تا آمدن آن حضرت] ناشناخته می مانند.
صادق آل محمد(علیه‌السلام) در تأویل و تفسیر آیه 148 سوره بقره میفرماید:
این آیه که می فرماید: «در هر کجا باشید خداوند همه شما را حاضر می کند» درباره ناپدید شوندگان از اصحاب قائم(عج) نازل گشته است. آنان شبانگاهان از بسترهایشان ناپدید می شوند و بامدادان در مکه خواهند بود و بعضی از آنها در روز بر ابرها حرکت می کنند که نام آنها و نام پدرشان و خصوصیات و نسبشان معروف است.6
راوی می گوید: عرض کردم: فدایت شوم، کدام یک ایمانشان قویتر است؟ حضرت فرمودند: آن که در روز بر ابر حرکت می کند.
کار حضرت حجت(علیه‌السلام) سخت تر از کار جدش رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خواهد بود؛ زیرا مردمی که در برابر پیامبر خدا ایستاده بودند افراد جاهلی بودند که سنگ و چوب و... می پرستیدند ولی جاهلانی که در مقابل امام عصر(عج) می ایستند کسانی هستند که قرآن به دست می گیرند و با تأویل کردن آیات قرآن و مستمسک قرار دادن آن با حضرت می جنگند. لذا باید ایشان یاورانی باهوش داشته باشد که مانند یاوران حضرت امیر در جنگ صفین فریب مکرها و حیله های دشمن را نخورند.
2. پیشگامان در کارهای خیر
امام زمان ،حوزه ،رسالت ،تبیان ،علما ،ظهور

یکی از اوصاف و ویژگیهای «عباد الرحمن» اقدام در کارهای خیر است. آنها نه تنها در کارهای خیر وارد می شوند و از انجام کارهای نیک بهره مند می گردند، از خداوند نیز می خواهند که آنها را امام و پیشوای نیک اندیشان و نیکوکاران قرار دهد. قرآن کریم ضمن شمارش دوازده صفت از اوصاف «عبادالرحمن» میفرماید:
یکی از اوصاف آنها این است که از خداوند می خواهند آنها را از رهبران و پیشگامان راه خیر قرار دهد:
واجعلنا للمتقین إماماً. (فرقان ،آیه 74، «و ما را برای پرهیزکاران پیشوا گردان»)
از این رو یکی از اوصاف یاران حضرت مهدی(عج) سبقت گرفتن در کارهای خیر است.
چنانکه امام صادق(علیه‌السلام) در تفسیر آیه 148 سوره بقره که میفرماید:
پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید. هر جا باشید، خداوند همه شما را حاضر میکند.
میگویند:
منظور از خیرات «ولایت» است. و منظور از «یأت بکم الله جمیعاً»، 313 تن از یاران قائم(عج) می باشند. به خدا سوگند! در یک لحظه همچون قطعات ابر پاییزی گرد شمع وجود حضرتش جمع می شوند. و به خدا قسم «امت معدوده» (ذکر شده در قرآن) آنها هستند.7
آری مصداق بارز و اتم خیرات «ولایت» است؛ ولایت خدای متعال، ولایت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ائمه هدی(علیه‌السلام) که اصحاب حضرت با جان و دل آن را پذیرفته و تا آخرین قطره خون در احیا و ترویج و دفاع از آن سر از پا نمی شناسند.

3. دارای شخصیتی بی نظیر
شخصیت انسان - که برگرفته از مجموعه عوامل اعتقادی، اجتماعی، وراثتی و... است - سبب می‌گردد تا هر فردی در درجه خاصی از مکانت اجتماعی و موقعیت دینی قرار گیرد و مجموعه رفتارهای عملی انسان نیز از این شخصیت ریشه میگیرد. قرآن کریم میفرماید:
بگو: هر کس به طریقه خویش عمل می کند. ( اسراء ، آیه 84)
به قول معروف: از کوزه همان برون تراود که در اوست. بنابراین هر چه شخصیت انسان والاتر باشد، مکانت اجتماعی و موقعیت انسانی بالاتری خواهد داشت، لذا امیر مؤمنان (علیه‌السلام) در اشاره به شخصیت منحصر به فرد یاران حضرت مهدی(عج) میفرماید:
آنان به مقامی رسیده اند که نه گذشتگان بر آنان پیشی گرفته اند و نه آیندگان به مقام والای آنان می رسند.8
برخی از آنان به مقامی می رسند که با ابرهای آسمان از مکانی به مکان دیگر سیر می کنند،9 بعضی دیگر زمین بسان طوماری در زیر پایشان درهم پیچیده می‌شود و آنان مسافت طولانی را در مدتی کوتاه می پی مایند.
امام صادق(علیه‌السلام) نیز در مورد آنان می فرمایند:
یاران مهدی از نقاط مختلف زمین به سوی او حرکت می کنند و زمین زیر پای آنان درهم پیچیده می‌شود. 10

هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
1 . علامه بحرانی، المحجّه فی ما نزل فی القائم الحجّه، ص106؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص327.
2 . علامه بحرانی، حلیه الأبرار، ج5، ص327.
3 . حلیه الأبرار، ج5، ص321.
4 . علامه بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج2، ص24.
5 . فیض کاشانی، نوادر الأخبار، تصحیح مهدی انصاری، ص269.
6 . البرهان، ج2، ص22؛ کمالالدین و تمام النعمه، ج2، ص672؛ حلیه الأبرار، ج5، ص312.
7. البرهان، ج2، ص22.
8. معجم أحادیث الإمام المهدی، ج3، ص100.
9. حلیه الأبرار، ج5، ص312، ح6؛ المحجه، ص21؛ سیمای حضرت مهدی(عج) در قرآن، ص46.
10. معجم احادیث الإمام المهدی، ج3، ص29.

سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 10:16 .::. .::.
انقلاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف, بزرگترین قیامی است که بشریت در تاریخ، نظاره گر آن خواهد بود, و چنین انقلاب عظیمی را باید دارای افراد شایسته و خاص یاری کنند. با اندکی تأمل در میان روایات تبیین کننده‌ی تعداد و احوال یاران حضرت مهدی علیه السلام, این امر که تعداد یاران خاصّ حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف), سیصد و سیزده نفر است؛ به وضوح تبیین گردیده است. در میان این دسته از روایات برای این افراد ویژگی ها و خصوصیاتی ذکر گردیده که تا حدودی, حاکی از تمایز و خاص بودن این افراد می باشد. در ادامه به گوشه ای از این روایات اشاره می گردد.
1- جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: «بین رکن و مقام سیصد و اندی به عدد اهل بدر با قائم(عجل الله فرجه الشریف) بیعت خواهند کرد, در میان آنان نجیبانی از اهل مصر, و ابدالی از اهل شام, و اخیاری از اهل عراق وجود دارد, آن گاه دین را تا مقداری که خداوند بخواهد بر پا خواهند داشت.»[1]
2- امیرالمومنین علی علیه السلام در خصوص ویژگی های یاران حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) می فرماید: «یاران مهدی جوان هستند و پیر در میان آنها وجود ندارد, مگر فقط به مقدار سرمه در چشم و نمک در توشه راه, و کمترین چیز در توشه راه, نمک است».[2]
مفضل بن عمر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: آیه ی ««... فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْاتِ أَیْنَ مَا تَكُونُواْ یَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعًا ...» [3] در باره ی آن عده از اصحاب امام قائم(عجل الله فرجه الشریف) که غائب هستند نازل شده است که ناگاه شب هنگام از بسترهایشان غایب می شوند و صبح در مکه هستند, بعضی از آنها در میان ابر حرکت می کنند, اسم آنها, نام پدرشان و سیما و قیافه و نسبشان شناخته می شود.» مفضل می گوید: عرض کردم : «فدایت شوم, ایمان کدام یک قویتر است؟» فرمود: «آنکه در میان ابر حرکت می کند».[4]
جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: «... به خدا سوگند 313 تن از مردان نزد او می آیند, که در میان آنان پنجاه زن نیز هستند....». [5]
بیشتر یاران حضرت در سن جوان اند و بزرگسالان در میان آنان کم هستند. این یاران دارای افکاری متحد و دیدگاههایی یکنواخت بوده و دل هایشان به هم پیوسته است
3- امام صادق علیه السلام در وصف یاران خاصّ حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) فرمود: «مردانی که گویی قلب هایشان مانند پاره های آهن است. هیچ چیز نتواند دل های آنان را نسبت به ذات خداوند گرفتار شک سازد. سخت تر از سنگ هستند. اگر بر کوه ها حمله کنند, آنها را از هم خواهند پاشید ... گویی که بر اسبان خود مانند عقاب هستند. بر زین اسب امام دست می کشند و از این کار برکت طلب می کنند. گرد امام خویش چرخیده, در جنگ ها جان خود را سپر او می سازند و هر چه بخواهد برایش انجام می دهند. مردانی که شب ها نمی خوابند؛ در نمازشان همهمه ای چون صدای زنبور عسل دارند. شب ها بر پای خویش ایستاده و صبح بر مرکب خود سوارند. پارسایان شب اند و شیران روز. اطاعت آنان در برابر امام شان, از اطاعت کنیز برای آقایش زیادتر است. مانند چراغ ها هستند .... گویی که دل های شان قندیل است. از ترس خدا بیمناک و خواهان شهادت اند. تمنای شان شهید شدن در راه خدا است. شعارشان این است: «ای مردم! برای خون خواهی حسین به پا خیزید». وقتی حرکت می کنند, پیشاپیش آنان به فاصله یک ماه ترس و وحشت حرکت کند, آنان دسته دسته به سوی مولا می روند. خدا به وسیله آنان امام راستین را یاری می فرماید».[6]
ظهور
از مجموع روایاتی که در باب معرفی یاران و اصحاب حضرت ولی عصر(عجل الله فرجه الشریف) در دست است, صفات و ویژگی های این بزرگان را می‌توان اینگونه بیان کرد:
1- آنان از مناطق مختلف جهان به صورتی خارق العاده گرد هم می آیند.
2- آنها نخستین بیعت کنندگان با حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) هستند.
3- آنان سرسپردگان ویژه و مدافعان خاصّ حضرت حجت (عج) هستند.
4- آنان پرچم داران و حاکمان روی زمین از طرف حضرت مهدی (عج) هستند.
5- آنان مصداق عذاب الهی برای ستمگرانند.
6- به عنوان یکی از شرایط ظهور, فراهم آمدنشان, نشان از قطعی شدن ظهور دارد.
7- آنان در پرتو عنایت های الهی همواره پیروز میدان نبرد خواهند بود.
8- آنان دارای روحی تأئید شده از طرف خداوند هستند که هرگز تردیدی درباره ی حقّ در آنان راه نخواهد یافت.
9- ایشان در مبارزه با دشمنان و از بین بردن آنها, کارگزاران آن حضرت در روی زمین خواهند شد.
10- بیشتر یاران حضرت در سن جوانی اند و بزرگسالان در میان آنان کم هستند. این یاران دارای افکاری متحد و دیدگاههایی یکنواخت بوده و دل هایشان به هم پیوسته است.
جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: «... به خدا سوگند 313 تن از مردان نزد او می آیند, که در میان آنان پنجاه زن نیز هستند....»
11- حضور زنان در میان یاران حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف), خود حاکی از دو نکته است:
الف) زنان که در طول تاریخ از حقوق خویش محروم بودند و شخصیت آنان تحقیر گشته بود, در دوران آن انقلاب بزرگ, شخصیت واقعی خویش را باز خواهند یافت و به عنوان کارگزاران اصلی تحوّل عظیم, در جامعه جهانی شرکت خواهند داشت. این موضوع اهمیت ویژه ای دارد که ارزش واقعی و پایه قدرت و توانمندی نوع زن و ارزشیابی استعدادهای او را مشخص می سازد.
ب) زنان اگر در جهاد و رویارویی مستقیم شرکت نکنند, در دیگر پست ها و مسئولیت ها و سازندگی ها, می توانند مشارکت داشته باشند. همچنین در گسترش فرهنگ اسلامی, تبیین خطوط اصلی دین, آموزش معارف الهی و جایگزین ساختن معیارها و اصول انقلاب مهدوی, می توانند کارآمد بوده و نقش های اصلی و برجسته ای را بر عهده گیرند و در دوران ظهور, شایستگی شرکت در آن حرکت بزرگ و کمک رساندن به داعی حق را داشته باشند. [7]

پی نوشت:
1. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج52, ص334, ح64 و نیز: الغیبةللطوسی, ص476
2. النعمانى, محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، مكتبة الصدوق، 1397ق, صص 316و 315, ح10
3. بقره/148: « ... پس در كارهاى نیك بر یكدیگر پیشى گیرید. هر كجا كه باشید، خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مى‏آورد ....»
4. مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، پیشین, ج52, ص286, ح21
5. تفسیر عیاشی, ج1, صص64و65, ح117
6. مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، پیشین, ج52, ص308, ح82
7. ر.ک: سلیمیان, خدامراد, پرسمان مهدویت, قم: شباب الجنه, چاپ دوم, 1385ش, صص 259-261

سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 10:15 .::. .::.

آنچه از روايات استفاده مي شود اين است كه در عصر طلايي ظهور حضرت حجت (عج)، مشكلات اقتصادي جامعه بشري در سـطـح كلان حل خواهد شد. رفاه و آسايش پديد خواهد آمد و عوامل سلطه بر فكر و فرهنگ و اقتصاد از بين خـواهد رفت و با زدودن فقر و تهيدستي، زمينه رشد و تكامل مادي و معنوي انسان ها فراهم خواهد شد، احــاديث و رواياتي كه رونق اقتصادي در عصر ظهور را بيان مي كند، فراوان است، لذا به چند دسته از اين روايات اشاره مي شود :

الف: نزول بركات آسماني
محصولات كشاورزي عمده ترين عنصر در رونق اقتصاد جوامع بشري محسوب مي شود كه خود وابسته و متوقف بر نزولات آسماني و باران هاي مناسب فصلي است. طبق تصريح آيات و احاديث شريفه، رعايت تقوا، احكام الهي و اجراي عدالت و برابري و رفع ستم، تبعيض و بيدادگري... نزولات آسماني را درپي خواهد داشت، لذا در سوره نوح مي خوانيم: «سپس گفتيم: از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است تا از آسمان براي شما پي درپي باران فرستد و شما را به اموال و فرزندان، مدد كند و برايتان بستان ها و نهرها بيافريند».(1)
و در آيه اي ديگر مي خوانيم :
«اگر مردم آبادي ها، ايمان آورده و تقوا پيشه ساخته بودند، بركات آسمان و زمين را به روي ايشان مي گشوديم» (2)
در عصر ظهور حضرت حجت (عج) با تــوجــه بــه حاكميت اصـل عـدالـت و بـرابري و اجراي دقيق احكام الهي بركل جهان هستي، رحمت الهي و بركات آسماني در قالب نزول باران هاي مناسب فصلي، تجلي بيشتري پيدا خواهد كرد و زمينه رشد محصولات كشاورزي فراهم خواهد شد.
از پيامبر گرامي اسلام نقل شده است كه : «امت من در زمان ظهور مهدي ، به نعمت هايي دست مي يابند كــه پيش از آن ، در هيچ دوره اي دست نيافته بودند. در آن روزگار آسمان باران فراوان دهد و زمين هيچ رويدني رادر دل خود نگاه ندارد.» (3)
اگر مردم آبادي ها، ايمان آورده و تقوا پيشه ساخته بودند، بركات آسمان و زمين را به روي ايشان مي گشوديم
در جمله ديگر از پيامبر اكرم(ص) مي خوانيم: «در آخر الزمان در ميان امتم، مهدي قيام مي كند، خداوند كران تا كران قلمرو حكومت جهاني او را توسط باران، سيراب مي سازد، زمين، گياه و نبات خود را مي روياند، او اموال را عادلانه به مردم اعطا مي كند و به دامداري و دامپروري و رونق اقتصادي اهميت مي دهد و امت را عظمت مي بخشد.»(4)
و نيز فرموده اند: «آب ها در دولت مهدي، فراوان مي شود و زمين بركات خود را چندين برابر مي كند.»(5)
حضرت علي (ع) نيز راجع به رونق اقتصادي در عصر ظهور و نزول بركات آسماني در آن دوره طلايي مي فرمايد :
«چون قائم قيام كند ، آسمان چنان كه بايد ، باران بارد و زمين گياه روياند ... بــه گـونـه اي كــه زن از عـراق درآيد و تا شام برود و جز بر زمين ها سرسبز گام ننهد...» (6) (مناجات :: نکته جالب ديگر اين حديث امنيت است که زني از عراق تا شام پياده خواهد رفت !)

ب. آباداني زمين واستخراج منابع
در عصر ظهور حضرت حجت(عج) از يك طرف با اجراي احكام و استقرار نظام عدالت و برابري، ونابودي ظلم، ستم و تبعيض و بي عدالتي در تمامي چهره و ابعادش، زمين نيز بركات «منابع و ذخاير» خود را بدون هيچ گونه امساكي عرضه خواهد كرد. و ازطرف ديگر با پيشرفت علوم و فنون، كشاورزي و دامداري نيز رونق گرفته و محصولات شان چندين برابر خواهد شد. با توسعه علم و دانش، تمامي منابع و ذخاير روزميني و زيرزميني، شناسايي و كشف شده همه و همه دست به دست هم خواهند داد و درجهت تأمين رفاه و آسايش انسان، در آن عصر طلايي و رؤيايي بسيج و استخدام خواهند شد.
در حديثي راجع به عصر ظهور مي خوانيم: «انسان در عصر حاكميت جهاني حضرت مهدي، هرآنچه از انواع دانه هاي زراعي بر زمين بيفشاند، هفتصدبرابر، برداشت مي كند همان گونه كه خداي متعال در قرآن كريم فرموده است: «مثل آنان كه مال شان را در راه خدا انفاق كنند، به مانند دانه اي است كه از يك دانه، هفت خوشه برويد و در هر خوشه اي صد دانه باشد، و خداوند براي هركس كه بخواهد مي افزايد» (7)
در جاي ديگر مي خوانيم: «حكومت او شرق و غرب جهان را فرامي گيرد و گنج هاي زمين، براي او ظاهر مي شود و در سرتاسر جهان جاي ويراني باقي نخواهد ماند، مگر اينكه آن را آباد خواهد ساخت.»(8)
در عصر ظهور حضرت مهدي(عج) با كشف منابع و ذخاير زميني و توزيع عادلانه آن، درآمد سرانه آحاد جامعه، بالا رفته و با رفع نيازهاي افراد، فقر و تهيدستي، از كل جهان، رخت بربسته، غنا و بي نيازي تحقق عيني پيدا خواهد كرد.
لذا از حضرت علي(ع) نيز نقل شده است كه: «زمين آنچه در اعماق خويش دارد، براي او، بيرون دهد و همه امكانات و بركات خويش را دراختيار او گذارد.»(9) امام باقر(ع) نيز مي فرمايد: «زمين براي قايم ما درهم پيچيده مي شود... و در روي زمين جاي ناآبادي باقي نمي ماند.»(10)

ثروت
ج. اخذ ماليات و استرداد ثروت هاي غصبي:
ازجمله اقدامات و برنامه هاي اقتصادي حكومت حضرت مهدي(عج) كه نقش مؤثري در ايجاد رفاه و آسايش اقتصادي و خشكاندن ريشه هاي فقر و محروميت در كل جهان دارد؛ اخذ ماليات اسلامي و توزيع عادلانه آن، در بين افراد مستمند، عليل و بيمار و مستحق خواهد بود. آنگونه كه در روايات آمده است، تاركين ماليات اسلامي و مانعين از پرداخت زكات، مجازات سنگين در انتظارشان خواهد بود.
لذا در روايتي مي خوانيم: «خون دوكس در اسلام هدر است، ولي اين حكم را كسي اجرا نمي كند تا حضرت قايم(عج) قيام كند، يكي خون مرد زن دار زناكار است كه آن حضرت او را سنگسار مي كند و ديگر خون كسي است كه از پرداخت زكات خودداري مي كند. حضرت مهدي(عج) گردن او را خواهد زد.»(11)
در عصر ظهور، ماليات اسلامي به صورت دقيق، جمع آوري و كاملاً عادلانه توزيع و تقسيم مي گردد و نظام طبقاتي حاكم قبل از ظهور، نابود گرديده و جامعه اي مبتني بر معيارهاي اسلامي و انساني، به وجود خواهد آمد. جامعه اي كه درآن، با نفي تبعيض و بي عدالتي، همه از امكانات رفاهي، بهره مند خواهندشد. درعصر حكومت حضرت مهدي(عج) حقوق غصب شده انسان هاي مظلوم، حتي اگر در زير دندان هاي انسان هاي ظالم و ستمگر هم باشد، گرفته شده و به صاحبان اصلي آن، مسترد خواهدشد.(12)
بذل و بخشش هاي خودسرانه و غاصبانه اي كــه قبل از ظهور صورت مي گيرد. و عده اي ازطريق رفاقت و پارتي بازي به نان و نوايي مي رسند ، در دوره حكومت حضرت مهدي (عج)، اين اموال و اراضي به صاحبان اصلي آن برگردانده خواهدشد و نظام هاي ظالمانه و غاصبانه حاكم فعلي بر جهان ، نابود خواهدگرديد.
لذا از امام صادق(ع) نقل شده است كه :
«هنگامي كه قائم آل محمد (ص) قيام كند ، قطايع از ميان مي رود و ديگر اقطاعي درميان نخواهدبود.» (13)
قطايع، زمين هايي از اراضي خراجي است كه از راه امتياز ، به نزديكان حكام و سلاطين ، داده مي شود و ايــن گــونه بذل و بخشش هاي خودسرانه ، موجب تشكيل طبقه ممتاز درجامعه مي گردد.
آري ! حضرت حجت (عج) با قاطعيت و نظارت دقيق ، جريان اقتصادي جامعه بشري را، سرو سامان مي دهد، تمام ثروت ها و ذخاير زيرزميني و روزميني كه در اختيارش قرار مي گيرد، به صورت عادلانه، تقسيم و توزيع نموده، جلوي فعاليت هاي خودسرانه و آزمندانه زراندوزان دنياطلب را مي گيرد و از چپاول ثروت هاي مردمي و مكيدن خون انسان هاي مظلوم و مستضعف ، توسط افراد زالوصفت و فرصت طلب ، جلوگيري نموده و عوامل اصلي فقر ، محروميت و كمبود را از ميان برمي دارد.
در عصر ظهور، ماليات اسلامي به صورت دقيق، جمع آوري و كاملاً عادلانه توزيع و تقسيم مي گردد و نظام طبقاتي حاكم قبل از ظهور، نابود گرديده و جامعه اي مبتني بر معيارهاي اسلامي و انساني، به وجود خواهد آمد
از امام باقر(ع) نقل شده است كه :
«همه اموال جهان درنزد مهدي گرد آيد ، آنچه در دل زمين است و آنچه بر روي زمين ، آنگاه حضرت مهدي به مردم بگويد : بياييد و ايــن اموال را بگيريد. اينها ، همان چيزهايي است كه براي به دست آوردن آن ، قطع رحم كرديد. و نزديكانتان را رنجانيديد، خون هاي بناحق ريختند و مرتكب گناهان شديد، بياييد و بگيريد.» (14)
در جاي ديگري مي فرمايد :
«مهدي در سال دوبار به مردم مال بخشد و درماه دوبار امور معيشت بر آنان دهد .... تــا نيازمندي به زكات باقي نماند و صاحبان زكات ، زكاتشان را نزد محتاجان آورند ، و ايشان نپذيرند ، پس آنــان زكـات خـويش در كيسه هــا نهاده در اطراف منازل و خانه ها بگردند تـــا محتاجي را پيداكند و مردم بيرون آيند و گويند : ما را نيازي به پول شما نيست ... پس دست بخشش گشايد چنان كه تا آن روز كسي آنچنان بخشش اموال نكرده باشد.» (15)

ترازوي عدالت
د - اجراي عدالت اجتماعي:
از ويژگي هاي منحصر به فرد دوران حكومت هاي مهدي(عج) كه در احاديث و روايات معصومين(ع) فراوان ذكر شده و مورد تأكيد و توجه قرار گرفته است، استقرار عدالت اجتماعي درتمام زواياي زندگي جامعه بشري از جمله عدالت در تقسيم بيت المال و توزيع ثروت هاي ملي و مردمي؛ مي باشد. تعبير «يملأالارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلماً و جوراً» تعبير آشنايي است كه ازطرق مختلف، در ده ها حديث كه دوران طلايي و زندگي ساز عصر ظهور را ترسيم مي كنند؛ آمده است. در پرتو اصل محبوب عدالت اجتماعي است كه نابساماني هاي سياسي، ستم اجتماعي و ظلم اقتصادي كه زائيده نظام ظالمانه تبعيض، ستم و بي عدالتي است، سامان مي يابد.
طبق حديث شريفي از امام صادق(ع) لطافت و نسيم زندگي ساز عدالت اجتماعي در عصر ظهور، تا اقصي نقاط جهان و زواياي ناپيداي منازل و خانه هاي مردم نفوذ كرده، مأمن و مسكن آنان را گرما وحرارت ويژه اي خواهد بخشيد.» (16) و در پرتو گرما ولطافت عدالت اجتماعي و بستر مناسب آن عصر و زمان است كه دين و دنياي مردم؛ حيات انساني و زندگي معنوي جوامع بشري، سرو ساماني گرفته و همه چيز، جان تازه اي خواهندگرفت.
فراهم آوردن رفاه و آسايش و ايجاد شرايطي كه در آن، آحاد جامعه جهاني، كتاف زندگي داشته و اضطراب و نگراني ازاين ناحيه احساس نكنند، درسرلوحه برنامه هاي كاري حكومت حضرت مهدي(عج) قراردارد. حضرت با توزيع عادلانه بيت المال و درآمدها و نظارت دقيق به دستگاه هاي اجرايي و اقتصادي حكومت، زمينه لازم، براي رفاه و آسايش همگاني را فراهم خواهندكرد. به گونه اي كه ساكنان آسمان ها و زمين، از شرايط به وجود آمده، راضي و خشنود خواهندشد.
ابوسعيد خدري مي گويد: «پيامبر(ص) فرمود: به مهدي بشارت تان مي دهم. او به هنگام اختلاف مردمان، ازميان امت من ظهور خواهدكرد و ساكنان آسمان ها و زمين از او خشنود خواهندشد. او مال را درست درست تقسيم مي كند. مردي پرسيد: درست درست چيست؟ فرمود: ميان همه به صورت مساوي(17) درحديث ديگري مي خوانم كه: مهدي(عج) ميان مردم، در تقسيم اموال، به مساوات رفتار مي كند به طوري كه ديگر نيازمند و محتاجي يافت نمي شود.» (18)
از مجموع آيات و روايات درخصوص عصر ظهور به اين باور و استنباط مي رسيم كه با حاكميت نظام عدالت گستر آن حضرت و نزول بركات آسمان ها و زمين و نظارت دقيقت بر امور اقتصادي، معضل بزرگ فقر و محروميت كه موثرترين عامل در بروز ناهنجاري اجتماعي، به حساب مي آيد، از جامعه بشري برچيده خواهدشد. و با ايجاد رفاه و آسايش موعود، پديده هاي دزدي، تجاوز، بي عفتي، رشوه و اختلاس كه مولود ناميمون فقر و تهيدستي است، ازبين رفته، ترس، نگراني، اضطراب و ناامني، جايش را به محيط صلح، صفا صميميت و امنيت خواهدداد.

در آخر دونكته مهم و اساسي را يادآورمي شويم :
الـف : اگـــر راه كارهاي مطرح شده عصر ظهور، در شرايط فعلي نيز ، رعايت شود ، يقينا خـيـلـي از مشكلات و نارسايي هاي فعلي از جـمـلـه مشكلات اقتصادي جهان ، مرتفع خواهد شد و فاصله هــاي عـمـيـق و آزاردهنده طبقاتي از بين خواهد رفت. زيرا اگر در دنياي متمدن و صنعتي امروز كه اكثريت جمعيت جهان را انسان هاي گرسنه و برهنه تشكيل مي دهند علت آن كمبود امكانات اقتصادي و فقدان ابـزار و وسايل رفاهي نيست بلكه زاييده و معلول نظام ظالمانه اي است كه فعلا بر جهان حكومت مي كند. نظام ظالمانه استضعاف و استكباري كه در سـايه آن عده اي بر توسن مراد خويش نشسته اند، غرق و در تنعمات و افراط در لذائذ، آنان را به گونه اي مست و مغرور ساخته است كه دنيا را براي تاخت و تاز و جولان خويش ، كوچك و محدود مي بينند و هيچ گونه مانعي را دربرابر خواسته هاي خويش احساس نمي كنند.
در طـرف ديـگـر عــده كثيري از انسان هاي فقير و بـي بضاعت كــه حتي از تأمين مايحتاج اوليه خويش عاجز و ناتوان هستند ، صحنه هاي رقت انگيزي را ايجاد كرده اند كه تماشاي آن، دل هر انسان منصفي را به درد مي آورد. به جرأت مي توان گفت يـكـي از عـمـده تــريـن علل و عوامل تراژدي تلخ دردناك انساني معاصر، تبعيض و بي عدالتي است كه اگر روزي اين دوگانگي محو و نابود شود و عدالت و برابري ، جايش را بگيرد ، يقينا اوضاع و احوال انسان و جهان ، دگرگون خواهدشد.
ب : تأمين رفاه و آسايش درعصر ظهور، بدين معني نيست كه انسان ، گل سرسبد هستي، خليفه خــدا در زمين، بسان حيوانات وحشي، بدون مانع و رادعي، سرگرم لهو ولعب شده و به عيش و نوش بپردازد. منزلت و جايگاه رفيع انساني خويش را فراموش كند.
زيرا چنين تلقي و رويكردي، نه تنها با هدف خلقت انسان سازگاري ندارد بلكه در زاويه كاملا مخالف آن قراردارد. و هــدف آن اسـت كــه انـسان در فضاي سالم به وجود آمده ، بدون داشتن مشكلات جانبي ، بتواند روح و روان خويش را در اقيانوس بي كران معارف الهي و انساني ، صيقل دهد. راه سعادت و رستگاري را با دقت و سرعت بيشتري طي كند. و در نهايت لياقت و شايستگي راه يابي درجوار حق را به دست آورد.

تنظيم: گروه دين و انديشه تبيان
پانوشت ها :
1- نوح/ 12-10
2- اعراف/ 96
3- بحارالانوار، چاپ تهران، ج51، ص83
4- همان
5- عقدالدرر، باب7، چاپ مسجد جمكران، ص194
6- بحارالانوار، ج10، ص104
7- عقدالدرر، فصل 7، ص211
8- نهج البلاغه، خطبه 138
9- نهج البلاغه، خطبه 138
10- كمال الدين، ص331؛ بحارالانوار، ج52، ص191
11- معجم احاديث الامام المهدي، ج4، ص140؛ بحارالانوار، ج79، ص42
12- المهدي الموعود المنتظر، ج1ص.279
13- بحارالانوار، ج52، ص.309
14- غيبت نعماني، ص.237
15- بحارالانوار، ج52، ص.390
16- بحارالانوار، ج52،ص.362
17- صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر، چاپ دوم، انتشارات حضرت معصومه(ع) ص.197
18- بحارالانوار، ج51، ص.88
مركز فرهنگ و معارف قرآن

سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 10:12 .::. .::.

هدف اصلی و اولی از بعثت انبیاء, کامل کردن شرایط برای رشد و تکامل آزادانه و آگاهانه انسان ها بوده که به وسیله قرار دادن وحی الهی در دسترس مردم, تحقق یافته است و در نهایت, انبیاء الهی در صدد تشکیل جامعه ایده آل بر اساس خداپرستی و ارزش های الهی, و گسترش عدل و داد در سراسر زمین بوده اند و هر کدام در حد امکان, قدمی در این راه برداشته اند و بعضی از ایشان توانسته اند در محدوده جغرافیایی و زمانی خاص, حکومت الهی را برقرار سازند و ولی برای هیچکدام از ایشان شرایط تشکیل حکومت جهانی, فراهم نشده است.
با توجه به اینکه امامت, متمّم نبوت, و تحقق بخش حکمت خاتمیت است, می توان نتیجه گرفت که این هدف بوسیله آخرین امام (علیه السلام) تحقق خواهد یافت. و این, همان مطلبی است که در روایات متواتری که درباره حضرت مهدی (علیه السلام) وارد شده, مورد تأکید قرار گرفته است. (1)
با استناد به روایات, جهان در آستانه ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) مملو از فساد, تباهی و ظلم و جور خواهد بود؛ از طرفی خداوند متعال در آیاتی از قرآن کریم, فراگیر شدن دین حق بر کل عالم هستی را به مومنان بشارت و وعده داده است که مستلزم این امر, تغییر و تحول در سرتاسر دنیاست.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ یَكُونَ الدِّینُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما یَعْمَلُونَ بَصِیر» (2).
بنابراین, به موجب این آیه, جهاد با معاندان و کافران تا زمانی که هیچگونه ظلم, ستم و فتنه ای در جهان نباشد و دین (و پرستش) همه مخصوص خداوند باشد, ادامه دارد.
جنگ و جهاد در اسلام، براى كشور گشایى نیست، بلكه با هدف گسترش مكتب اسلام, مقابله با فتنه و سلطه كفّار و ایجاد فضاى سالم براى دعوت به حقّ است. «فتنه»، معناى وسیعى دارد و شامل هر گونه اعمال فشار مى‏شود. در قرآن کریم، فتنه به معناى «شرك» نیز آمده است، شاید به این لحاظ كه از سوى مشركان انواع محدودیّت‏ها و اعمال فشارها بر فكر و روح حق‏طلبان و جامعه آنان انجام مى‏گیرد، یا از آن جهت كه شرك، موجب عذاب ابدى مى‏شود. (3) و برخی نیز,كوشش هاى دشمنان براى سلب آزادى فكرى و اجتماعى مسلمانان را از مصادیق فتنه می دانند. (4) و علامه (ره) بر این باور است که «فتنه» بیشتر در پیش‏آمدهاى جنگى و ناامنى‏ها و شكستن پیمان‌هاى صلح استعمال مى‏شود(5). در قرآن کریم، فتنه بالاتر از قتل (6) ، بلكه شدیدتر از آن (7), شمرده شده است.
برآیند موارد فوق, را می توان اینگونه بیان داشت که در این آیه مراد از «فتنه», فساد است كه شامل كفر, شرك, ضلالت, ظلم, فسق و فجور می شود, و از آنجایی که باید تمام این ها از روى زمین, به قرینه «حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ», كنده و ریشه‏كن شود, می توان نوشت که تحقق کامل و اتم این تعابیر, در سایه ظهور حضرت بقیة اللَّه (عجل الله تعالی فرجه شریف) صورت خواهد پذیرفت. بنابراین امر «و قاتلوهم» متوجه اصحاب آن حضرت می باشد(8).
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده كه ایشان فرمودند: «هنوز تاویل و تفسیر نهایى این آیه، فرا نرسیده است, هنگامى كه قائم ما قیام كند، كسانى كه در آن زمان بر روى زمین باشند، تاویل این آیه را خواهند دید و به خدا سوگند که دین محمد (صل الله علیه و آله وسلم)، به تمام نقاطى كه شب پوشش خود را بر آن مى‏افكند, خواهد رسید تا در پهنه گیتى شرك و بت‏پرستى باقى نماند» (9).
مسلم و قطعی است که بنا بر فرموده نبی مکرم اسلام در خصوص آینده جهان (10), با ظهور حضرت بقیة اللَّه (عجل الله تعالی فرجه شریف), و تشکیل حکومت از سوی ایشان, تمامی فتنه ها و مفاسد از جامعه رخت خواهد بست و اسلام با تمامی زوایای خود در جامعه جاری می شود.

پی نوشت:
1) مصباح یزدی, محمد تقی, آموزش عقاید, موسسه انتشارات امیر کبیر, 1377ش, صص329 و330
2) الانفال / 39
3) ر.ک: قرائتى, محسن, ‏تفسیرنور, تهران, مركز فرهنگى درسهایى از قرآن,‏1383ش، ج‏4، صص 322و 323
4) ر.ک: مكارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ اول، تهران, دار الكتب الإسلامیة، ‏1374ش, ج‏7، ص166
5) موسوى همدانى, سید محمد باقر, ترجمه تفسیر المیزان‏, قم, دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏, چاپ پنجم, ‏1374ش, ج‏9، ص99
6) البقره/217 :« ...وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى یَرُدُّوكُمْ عَنْ دِینِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ...»
7) البقره/ 191:«وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ...»
8) طیب, سید عبد الحسین, اطیب البیان فی تفسیر القرآن,‏ تهران, انتشارات اسلام‏, چاپ دوم، ‏1378ش, ج‏6، ص123
9) الطبرسى, فضل بن حسن‏, مجمع البیان فى تفسیر القرآن,‏ تحقیق: با مقدمه محمد جواد بلاغى‏‏, چاپ سوم‏, تهران‏, انتشارات ناصر خسرو, 1372ش‏, ج‏4، ص834
10) مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج51, ص102: «اگر از دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد, خداوند آن روز را چنان طولانی می‌کند تا مردی از اهل بیت مرا که همنام من است, بفرستد و زمین را همانگونه که پر از ظلم و ستم شده, مملو از قسط و عدل نماید.

سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 10:11 .::. .::.
 بسم الله الرحمن الرحیم

باور داشت مهدویت و اندیشه ظهور مهدی (عج) بخش مهمی از عقاید اسلامی به حساب می آید که بر اساس بشارت های پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) میان تمام فرقه ها و مذاهب اسلامی شکل گرفته است. احادیث مربوط به حضرت مهدی (عج) در بسیاری از کتاب های معروف اهل سنت نیز آمده است و با دقت کافی در این احادیث می بینیم که بین دو مذهب تشیع و تسنن مشترکاتی در رابطه با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وجود دارد.
امام زمان
آیا تفاوت هایی بین نگاه شیعه و اهل سنت درباره امام زمان(عج) وجود دارد؟
مسئله مهدویت و عقیده به مهدی منتظَر(عج) در بین مسلمانان اهمیت زیادی دارد و این مطلب اختصاص به شیعه ندارد، بلکه اهل سنت در این موضوع به طور عموم با شیعه موافقت دارند و روایات زیادی که به حد تواتر معنوی می رسد، درباره حضرت مهدی (عج) نقل می کنند.
احادیثی که در رابطه با حضرت مهدی(عج) در نظر اهل سنت به تواتر معنوی رسیده بالغ بر صد حدیث است و در تمامی این احادیث به ظهور حضرت مهدی (عج) اشاره شده است. آنان معترف اند بالغ بر بیست نفر از صحابه، از زبان پیامبر اکرم (ص) در رابطه با حضرت مهدی (عج) روایت نقل کرده اند که همه این ها در بسیاری از منابع معروف اسلامی و متون اصلی حدیثی اعم از: سنن، معاجم، مسانید، مانند: سنن ابوداوود، سنن ترمذی، ابن ماجه، مسند احمد، صحیح حاکم، بزاز، معجم طبرانی و ... دیده می شود.
از منابع و گفته های علمای اهل سنت، می توان برداشت کرد که مهدی (عج) از اولاد فاطمه (سلام الله علیها) است و ظهور خواهد نمود.
با توجه به تحقیقاتی که انجام شده به این نتیجه می رسیم که در مسئله مهدویت بین اهل سنت و شیعه مشترکاتی وجود دارد و اندیشه ی مهدویت و اعتقاد به حکومت جهانی در آخرالزمان با غلبه اسلام در همه ی فرق اسلامی وجود دارد چرا که اندیشه ای است برگرفته از اشارات قرآنی، بدین ترتیب میان شیعه و اهل تسنن درباره ی کلیات و اصل ظهور مهدی(عج) اختلافی وجود ندارد و اگر اختلافی هست مربوط به مسائل دیگری می شود که البته ریشه در نگاه به امامت و ولایت دارد
علمای اهل سنت در رابطه با موضوع ظهور این گونه اظهار نظر کرده اند:
راجع به ظهور مصلح آخرالزمان در میان اصحاب و تابعین از قرن اوّل هجرت و بعد از آن تا به امروز اختلافی نبوده و همه (علمای اهل سنت) بر ظهور آن حضرت اتفاق داشته و دارند و اگر کسی در صحت احادیث آن و صدور این بشارت از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) تردید می کرد، حمل بر عدم استقامت یا بی اطلاعی او می کردند. به همین جهت تاکنون کسی مدعیان مهدویت را به انکار اصل ظهور حضرت مهدی (عج) رد نکرده است.
در این راستا سویدی می گوید: آنچه بر آن اتفاق دارند این است که مهدی (عج) آن کسی است که در آخرالزمان قیام می فرماید و زمین را پر از عدل و داد می کند. (سبائک الذهب، ص 78)
خیرالدین آلوسی یکی دیگر از علمای اهل سنت می گوید: بر اساس صحیح ترین گفته ها نزد اکثر اندیشمندان ظهور مهدی (عج) از جمله نشانه های قیامت است و نظر برخی از اهل سنت که آمدن وی را انکار نموده اند فاقد ارزش و اعتبار است. (اقتباس از کتاب اسلام و آینده جهان، مصطفی محقق راد)
با توجه به تحقیقاتی که انجام شده به این نتیجه می رسیم که در مسئله مهدویت بین اهل سنت و شیعه مشترکاتی وجود دارد و اندیشه ی مهدویت و اعتقاد به حکومت جهانی در آخرالزمان با غلبه اسلام در همه ی فرق اسلامی وجود دارد چرا که اندیشه ای است برگرفته از اشارات قرآنی، بدین ترتیب میان شیعه و اهل تسنن درباره ی کلیات و اصل ظهور مهدی(عج) اختلافی وجود ندارد و اگر اختلافی هست مربوط به مسائل دیگری می شود که البته ریشه در نگاه به امامت و ولایت دارد.

یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:59 .::. .::.

فاطمةُ الزَّهراءُ عليها السلام
ـ فِي المُناجاةِ ـ : اللّهُمَّ بِعِلمِكَ الغَيبَ ، وقُدرَتِكَ عَلَى الخَلقِ ، أحيِني ما عَلِمتَ الحَياةَ خَيرا لي ، وتَوَفَّني إذا كانَتِ الوَفاةُ خَيرا لي .
فاطمه زهرا عليها السلام
ـ در مناجات ـ گفت : بار خدايا!تو را به علم غيبت و تواناييت بر آفرينش، سوگند مى دهم كه مرا، تا وقتى مى دانى زنده بودن برايم بهتر است، زنده بدارى و هر گاه مرگ برايم بهتر بود، بميرانى.
بحار الأنوار : 94/225/1 .

یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:43 .::. .::.


فاطمة بنت رسول اللّه صلي الله عليه و آله ـ في دُعائِها ـ :
يا أكرَمَ الأَكرَمينَ ، ومُنتَهى اُمنِيَّةِ السّائِلينَ ، أنتَ مَولايَ ، فَتَحتَ لي بابَ الدُّعاءِ وَالإِنابَةِ ، فَلا تُغلِق عَنّي بابَ القَبولِ وَالإِجابَةِ .
فاطمه عليها السلام ـ در دعايش ـ :
اى گرامى ترينِ گراميان و نهايتِ آرزوى خواستاران ! تو سرور منى كه درِ دعا و توبه را براى من گشودى. پس درِ قبول و اجابت دعا را بر من مبند .
فلاح السائل : 175.

یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 6:41 .::. .::.

اگر دوره آخرالزمان را دوره سلطه فرهنگ شیطانی بنامیم، سخن به گزاف نگفته ایم؛ دوره ای که شاخص عمومی جهت گیری ها و حرکت ها به سمت اهداف، منویات و برنامه های شیطانی است. چند قرنی است، شعار « خدا مُرد» نیچه سرلوحه برنامه ریزی ها و استراتژی ها شده است؛ اما در این میان برخی از خلقیات و رفتارهاست که بیش از دیگر رفتارها و منش ها مورد اقبال و توجه قرار گرفته است. در اینجا نگاهی اجمالی به دنیای اطراف خود می اندازیم:
تفاخر
دیدیم شیطان در ابتدای نافرمانی خود در برابر خداوند چنین گردن کشید که من بهتر از اویم مرا از آتش آفریده ای و او را از گِل. این خُلق از اهم خلقیات آخر الزمانی مردم شده و افراد با تمام قوا به دنبال خود برتر نمایی در مقایسه با دیگران افتاده اند. آنچه در پی تکاثر و زیاده طلبی اتفاق می افتد و در واقع زمینه ساز ظهور رفتار زیاده خواهی در انسان می شود، گاهی خود حب دنیاست؛ ولی در بسیاری از موارد در مقایسه با داشته های دیگر و فخر فروشی به آنها معنا پیدا می کند. انسان ها زیاده خواه می شوند تا به دیگران فخر بفروشند که ما بیشتر از شما داریم و از این جهت بالاتر از شماییم.

حرص، زیاده خواهی و تکاثر
تکاثر یا زیاده خواهی در حالتی اتفاق می افتد که شخص بیش از آنچه را نیاز دارد، طلب و برای به دست آوردن آن تلاش کند. آسیب های ناشی از تکاثر به حدی است که یک سوره از قرآن به آن اختصاص یافته و درجایی دیگر نیز مصداق حیات دنیوی خوانده شده و چنین آمده:
« اعملوا انما الحیاه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد کمثل غیث اعجب الکفار نباته ثم یهیج فتراه مصفرا ثم یکون حطاما و فی الاخره عذاب شدید و مغفره من الله و رضوان و ما الحیاه الدنیا الا متاع الغرور؛
بدانید که زندگی دنیا، در حقیقت، بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی شما به یکدیگر و فزون طلبی در اموال و فرزندان است. [مثل آنها] چون مثل بارانی است که كشاورزان را رُستنی آن [ باران] به شگفتی اندازد. سپس [ آن کشت] خشک شود و آن را زرد بینی، آن گاه خاشاک شود و در آخرت [دنیا پرستان را ] عذابی سخت است و [مۆمنان را ] از جانب خدا آمرزش و خشنودی است و زندگانی دنیا جز کالای فریبنده نیست.»
از جمله ابزارهایی که با آن تنوع طلبی، معنا و مصداق می یابد، فرهنگ مُد است. از مد می توان به تقلید جاهلانه و جهالت مدرن یادکرد که شخص بی توجه به نیاز، ضرورت ها و حتی علاقه و سلیقه خود، صرفاً بر اساس آنچه مدسازان یا ابزارهای تبلیغاتی برای او تعریف می کنند، مطلوب و محبوبش می شود
مفهوم سرمایه با مجموعه تحولاتی که در پی رنسانس داشته بارزترین مصداق تکاثر است.
یکی از ویژگی های جالب دنیا که در آیات و روایات به آن اشاره شده اعتباری و غیر واقعی بودن دنیاست. با توجه به سلطه جدی فضای مجازی و سایبری بر زندگی ها در این روزها، زندگی های مردم سراسر زمین به سمت مجازی شدن پیش می رود و خودنمایی و زیاده طلبی ها در این عرصه معنی می شود. انسان ها تمام تلاش خود را می کنند که با چپاول اموال و ضایع کردن حقوق دیگران، دزدی و سرقت، آمیختن حلال و حرام، نپرداختن حقوق واجب، مانند خمس و زکات یا پرداختنی های لازم و موظف مانند صدقه، صرفاً به دنبال افزودن صفرهای حساب های خود در بانک ها هستند.

تنوع طلبی، مصرف زدگی و مدگرایی
یکی از روحیاتی که در قرآن، قوم بنی اسرائیل را با آن وصف کرده، تنوع طلبی است. در دوره ای که آنان با حضرت موسی(علیه السلام) در حال سفر از مصر بودند، خداوند به آنان مرحمت کرده و غذاهای بهشتی برای آنان از آسمان می فرستاد تا رنج کشیدن بار غذا را بر دوش تحمل نکرده و بتوانند سریع تر حرکت کنند. پس از مدتی، آنان در نهایت جسارت و صراحت به موسی (علیه السلام) گفتند: به خدا بگو ما نمی توانیم به یک غذا صبر و عادت کنیم از خدا بخواه برای ما عدس و پیاز بفرستد تا تنوع در آن ایجاد شود. این روحیه تنوع طلبی تا قرن ها اختصاص به یهود و بنی اسرائیل داشت تا اینکه با رنسانس، روال یهودی سازی جهان دنبال شد و این روزها فرهنگ قوم یهود مبنای تمام رفتارها و منش ها گشته است؛ بی آنکه بسیاری از ما متوجه آن باشیم.روحیه تنوع طلبی را در میان ما جاری ساخته اند تا با مصرف گرایی ما چرخ صنعت و تولید آنان رونق بیشتری پیدا کند به این ترتیب ما نیز بیشتر از پیش در فرهنگ یهودی خداگریز، غوطه ور می شویم.

عنوان زدگی (حب جاه و برتری جویی نوین)
جاه طلبی از جمله خصایص و خلقیات شیطانی است که مبنای بسیاری مفاسد به شمار می آید. در زندگی مدرن با تأسیس ادارات، نهادها و مۆسسات ، این فرصت برای همه فراهم شد که عنوان داشته باشند و این عنوان مبنای تفاخر نسبت به هم قرار گیرد. عنوان ها در ساختارهای تشکیلاتی رتبه پیداکردند و اگر کسی را این روزها با رتبه و عنوان و مقامی پایین تر از آنچه حکم کارگزینی اش تعریف کرده، خطاب کنند، توهین غیر قابل بخشش و گذشتی به حساب می آید و حتماً باید با آن برخورد شود! اخلاقی که به شدت در قرآن مورد نهی قرار گرفته است.
تجمل
تجمل گرایی
خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد، اما گاه زیبایی گرایی تمام توجه فرد را به خود جلب می کند و بهانه ای برای تفاخر و خودنمایی می شود. این روحیه نیز مصرف زدگی، اسراف و تبذیر را به دنبال می آورد. ترکیب تنوع طلبی، تجمل گرایی و مدزدگی، فرهنگی را به دنبال می آورد که فرد، تمام هم و غم زندگی اش را در خرید و نمایش آنچه خریده و خود برتر نمایی خلاصه می کند. این سبک یکی از مۆثرترین راه های غفلت از خدا و یاد خداست. علت ها و آثار مختلفی را برای تجمل گرایی می توان برشمرد؛ مثلاً یکی از آنها چشم و هم چشمی است.

مدگرایی (جهالت مدرن) و تبلیغات زدگی (تقلید نوین)
از جمله ابزارهایی که با آن تنوع طلبی، معنا و مصداق می یابد، فرهنگ مُد است. از مد می توان به تقلید جاهلانه و جهالت مدرن یادکرد که شخص بی توجه به نیاز، ضرورت ها و حتی علاقه و سلیقه خود، صرفاً بر اساس آنچه مدسازان یا ابزارهای تبلیغاتی برای او تعریف می کنند، مطلوب و محبوبش می شود.

غرب زدگی (تغییر قبله اعمال و آمال)
زیباترین و بهترین رنگ برای زندگی و حیات بشر، رنگ خدایی است و کعبه نمادی است که ما این جهت را گم نکنیم و زندگی را بر اساس آن جهت دهی کنیم. در دوره مدرن جهت بسیاری از پیروان ادیان، مذاهب و ملل مختلف جهان یا به تعبیر دقیق تر عموم آنان به یک سو شده و همه مناسبات زندگی ما را رسانه ها، آزمایشگاه ها و گویندگان و نویسندگان غربی تعیین می کنند. همین قدر که گفته شود بنابر آزمایش های انجام شده در آزمایشگاه های آمریکا یا فلان کشور اروپایی به چنان نتیجه رسیده اند، برای ما کافیست تا آن را به راحتی قبول کنیم. حال اگر برای ما مسلمانان روایات معتبر و گاه متعددی در خلاف این ادعا وجود داشته باشد. آنچه کنار گذاشته می شود روایت است نه نتایج آزمایش هایی که معلوم نیست آیا واقعاً انجام شده یا تبلیغات رسانه هاست. این امر به خوبی نشان می دهد که قبله اعمال کجاست. علاوه بر آن برای بسیاری از مردم سفر سیاحتی، اقامتی یا مهاجرت به کشورهای غربی آرزویی بزرگ شده که به دنبال برآورده ساختن آن هستند.
یکی از ویژگی های جالب دنیا که در آیات و روایات به آن اشاره شده اعتباری و غیر واقعی بودن دنیاست.با توجه به سلطه جدی فضای مجازی وسایبری برزندگی ها دراین روزها،زندگیهای مردم سراسرزمین به سمت مجازی شدن پیش می رود وخودنمایی و زیاده طلبی ها درین عرصه معنی می شود.انسانها تمام تلاش خود رامی کنند که با چپاول اموال و ضایع کردن حقوق دیگران،دزدی و سرقت،آمیختن حلال وحرام،نپرداختن حقوق واجب،مانند خمس وزکات یا پرداختنی های لازم و موظف مانند صدقه، صرفاً به دنبال افزودن صفرهای حساب های خود دربانکها هستند
خودخواهی، بی دردی، بی تعهدی، سردی عواطف و تغافل
یکی از ویژگی های شاخص و شایع دوره ما، مشغول شدن افراد به خود است. آن قدر مردم به خود مشغول شده اند که دوست، فامیل، آشنا و ... همه در حاشیه قرار گرفته اند. هجمه اخبار و اطلاعات در حدی است که از شنیدن بدترین اخبار، مانند آوارگی بیست میلیون نفر در سیل پاکستان، کشته شدن یک میلیون عراقی به دست آمریکایی ها و معلول شدن هزاران کودک و بزرگسال در طول این سال ها، نسل کشی مسلمانان به دست صرب ها و ده ها و صد ها خبر دیگر، صرفاً ما را ناراحت می کند و بس. بلافاصله هم اگر خبری بشنویم، لبخند بر لبانمان می نشیند.

خردگرایی جایگزین خداگرایی
در طول قرون متمادی، انبیای الهی نه تنها پیام های معنوی الهی را برای زندگی پس از مرگ به انسان ها ابلاغ می کردند که هر آنچه را آنها برای زندگی در زمین، بدان نیاز داشتند نیز به انسان ها می آموختند. به استناد روایات تاریخی نقل شده از اهل بیت (علیهم السلام) تمام علوم مورد نیاز بشر در عرصه های نظری و فن آوری به دست انبیا برای بشریت آورده شده است در پی رنسانس تمدنی بنا نهاده شد که بر اساس خداگریزی و خدا ستیزی است وتلاش می کند همه چیز را بر اساس مقصد نوین حیات که همان بندگی نفس و شیطان است با شعار خردگرایی و ابزار آزمون و خطا به هر قیمت، حتی تباهی نسل های متعدد، همه چیز را بازنگری و نوزایی کند. در این مسیر چه مقصد و چه راه حرکت و ابزارهای مورد استفاده در طول مسیر همه و همه غیر خدایی اند.

نوزایی معاصی در پرتو رسانه ها
رسانه ها مهم ترین ابزار ترویج فرهنگ نوین غربی است؛ فرهنگی که الان شرق تا غرب عالم را متأثر از خود ساخته و تمام جهات جغرافیایی جهان از حیث فرهنگ، غربی شده اند. اینترنت، ماهواره، تلویزیون و .. از سویی برای تحقق حاکمیت شیطان به ترویج فساد و فحشا از هر طریق ممکن همت گماشته اند و از سوی دیگر، برخی گناه ها مانند دروغ، غیبت، تهمت و افترا، نمامی ( سخن چینی) و ... با استفاده از ابزار رسانه دچار تحول مفهومی شده و برای بسیاری از مردم کاملا عادی شده است.

جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 9:31 .::. .::.

یکی از مشکلات بزرگ در انتقال و درک صحیح از آیات و احادیث، معنای غلط و گاه نشاندن برداشت‌های ذهنی و شخصی به جای معانی درست آنهاست و مشکل بعدی نگاه سطحی و تعمق، تدبر و تأمل اندک در مفاهیم بلند این فرازها می‌باشد.
به عنوان مثال درباره ی حدیث «یمْلَأُ اللّهُ بِهِ الْأرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْمَاً وَ جَورَاً – خدا به وسیله او زمین را پر از عدل و قسط می‌کند، بعد از آن که پر از ظلم و جور شده است»، عده‌ای گفتند: پس، فراگیری ظلم و جور شرط ظهور است و هر چه ظلم و جور بیشتر شود، ظهور نزدیک‌تر می‌شود(؟!) و هیچ اندیشه نکردند که این درک و برداشت که با اساس اسلام منافات دارد و فرد منتظر را به رواج ظلم و جور تشویق می‌کند و نه ایمان، تقوا و عدالت! حال آن که سخن از جایگزینی قسط و عدل به جای ظلم و جوری است که همیشه در زمین و بر انسان حاکم بوده است. حتی زمان رسول الله (صلی الله علیه و آله) نیز این ظلم و جور حاکم بود، چنانچه در جامعه و حکومت اسلامی به خود ایشان و خاندانش نیز ظلم می‌شد، چه رسد به مسلمین و یا غیر مسلمانان در سرتاسر جهان.
در حالیکه در این حدیث نه تنها نفرموده که فراگیری ظلم و جور از شروط ظهور است، بلکه تصریح دارد که ظلم و جور حاکم هست و ایشان به جایش قسط و عدل را حاکم می‌گرداند.
مسئله 313 تن نیز همین‌گونه است، در هیچ حدیثی نیامده که وجود 313 یار از شرایط ظهور است بلکه فرموده «ایشان با 313 تن ظهور می‌نمایند»، یعنی وقتی قیام نمایند، 313 تن در کنار ایشان هستند نه این که برای قیام معطل آنها باشند و همواره سخن از پیوستن این افراد به امام بعد از ظهور ایشان است.
اگر روایاتی که به تعداد 313 نفر یاران امام علیه السلام اشاره دارند بررسی گردد نکات ذیل به دست خواهد آمد:
الف) در احادیثی که به تعداد یاران امام اشاره شده است، اینگونه آمده که هر گاه 313 یار جمع شوند آن گاه امام دوازدهم ظهور می کند و هرگز چنین نیامده که اگر 313 یار جمع نشوند، امام زمان ظهور نمی کند لذا نمی توان گفت که این یک شرط لازم برای ظهور مولا می باشد.
ب) از طرفی چنانچه ظهور در احادیث منوط به وجود 313 نفر نیز شده بود ، 313 نفر تنها شرط ظهور نبوده و شرایط دیگری نیز بر این قضیه حکمفرما است لذا این یک شرط کافی برای ظهور نخواهد بود.
ج) هیچ حدیثی در زمینه 313 نفر به صورت شرطیه نیامده بلکه به صورت گزارشی هستند که بیان می کنند هرگاه حضرت مهدی ظهور کردند آن گاه 313 نفر نیز گرد او جمع می شوند لذا اجتماع 313 یار به صورت نشانه وعلامت ظهور حضرت ذکر شده نه شرط آن.
د) در احادیثی که به 313 نفر اشاره شده است، سخن از جمع شدن این افراد در محضر مولا بوده و اینکه بعد از جمع شدن آنها، حضرت خروج می کنند به عبارتی بعد از اینکه ظهور به وقوع پیوست این افراد در خدمت مولا جمع شده و بعد از جمع شدن آنها، امام خارج می شوند و اقدامات خود را آغاز می نمایند.
نکات فوق الذکر در روایات ذیل نیز نمایان هستند:
** امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: «إذا قام تجتمع الیه اصحابه علی عده اهل بدر و اصحاب طالوت و هم ثلاثمأه و ثلاثه عشر رجلا کلهم لیوث» هنگامی که حضرت مهدی قیام می کند یاران او گرد او جمع می شوند که به تعداد اهل بدر و اصحاب طالوت هستند تعداد آن ها 313 نفر و همگان در شجاعت همچون شیر هستند.
در این حدیث امیرمومنان اجتماع 313 نفر را پس از قیام حضرت مهدی ذکر می کند و به عبارتی جمع شدن 313 نفر نشانه ظهور امام زمان است که بلافاصله پس ازقیام او صورت می پذیرد.
** از حضرت عبد العظیم بن عبد اللَّه حسنىّ رضى اللَّه عنه به نقل از حضرت جواد علیه السّلام آمده است أصحاب او به تعداد أهل بدر سیصد و سیزده نفر از دورترین نقاط زمین به گرد او فراهم آیند، و این همان فرمایش خداوند است كه: «هر جا كه باشید خدا همه شما را فراهم آورد، كه خدا بر هر چیزى تواناست- بقره: 148»، پس هنگامى كه این تعداد افراد مخلص گرد آیند خداوند متعال امر خود را ظاهر سازد. (احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 523)
** در حدیثى از امام باقر علیه السلام بیان شده : «یجمع اللّه من اقاصى البلاد على عدة اهل بدر ثلاثماءة و ثلاث عشررجلا یعنی خداوند براى حضرت قائم از دورترین شهرها، به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد را جمع مى كند».( بحارالانوار، ج52، ص310)
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: گویا نگرم قائم را بر منبر كوفه و 313 نفر یارانش، كه پیرامونش گرد آمده اند به شمار اهل بدر. (شیخ صدوق، كمال الدین و تمام الغمه، ص 672 )
لذا بر اساس روایات متعدد که به یاران امام اشاره دارند سخن از پیوستن 313 نفر به مولا بعد از ظهور ایشان است که این افراد به عنوان نخستین افراد با ایشان بیعت می کنند و از این تعداد به عنوان یکی از شرایط ظهور نام برده نشده است.

جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ .::. 9:21 .::. .::.
درباره ما
برچسب‌ها وب
طراح قالب
ثامن تـــم