بـاران نـشانـه
طراح قالب
ثامن تـــم
امکانات وب

قضاء و قدر و خودشناسى
بى شك (اراده و اختيار) از شئون نفس ماست، هرگاه آدمى را در انجام كارها مختار بدانيم، خود را از ديگر موجودات، برتر خواهيم يافت، زيرا حركات و سكنات ديگر موجودات، بر اساس طبيعت و غرايز است نه از روى اراده و اختيار، ولى اگر او را در انجام كارها مجبور و آلت بلا اراده عوامل بيرونى دانستيم، در اين صورت، آدمى با چوب، سنگ، درخت، حيوانات، فرقى نخواهد داشت.
بنابراين، اصل (خودشناسى) ايجاب مى كرد كه بشر، از دير باز، به تحقيق درباره اجبار و اختيار اعمال آدمى، به بررسى و تحقيق بپردازد و از اين رهگذر، گامهاى منطقى ديگرى درباره خودشناسى بردارد.

یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ .::. 22:47 .::. .::.

امير النحل
نحل زنبور عسل را گويند. شاعرى گفته است:
ولايتي لامير النحل تكفيني * عند الممات وتغسيلي وتكفيني وطينتي عجنت من قبل تكويني * من حب حيدر كيف النار تكويني (ولايت و دوستى من با امير نحل، در وقت مرگ و غسل و كفن مرا كفايت مى كند. سرشت من پيش از آفرينشم با دوستى حيدر آميخته، پس چگونه آتش مرا خواهد سوخت؟)
١ - علامه سبط ابن جوزى گويد: مؤمنان به زنبور عسل مانند، زيرا زنبور عسل چيز پاكيزه مى خورد و چيز پاكيزه مىنهد، وعلى امير مؤمنان است. (١) ٢ - امام صادق عليه السلام فرمود: محققا شما در ميان مردم مانند زنبور عسل در ميان پرندگان هستيد. اگر پرندگان از محتواى درون زنبور عسل با خبر بودند يك زنبور عسل باقى نمى ماند و همه را مى خوردند همچنين اگر مردم از محبتى كهشما از ما خاندان در دل داريد با خبر مى شدند شما را با زخم زبانهاشان مى خوردند و در نهان و آشكار به شما ناسزا مى گفتند. خداوند رحمت كند بنده اى از شما را كه بر ولايت ما باشد. (١).‌(برگرفته از کتاب امام علی بن أبی طالب.ع.)

یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ .::. 22:42 .::. .::.

راز نهان بودن زمان ظهور

راز نهان بودن زمان ظهور
حقیقت این است که ما نمی توانیم راز و رمز و حکمت حقیقی پوشیده داشتن زمان ظهور آن حـضـرت ، بـوسـیـله پـیامبر و امامان نور علیهما السلام را بشناسیم و آن را بطور قطعی دریـابـیـم . شـایـد بـرخـی از حـکـمـتـهـا و رازهـای ظـاهـری آن ، امـور ذیل باشد:
1 ـ
مـمـکن است حکمت سرّی بودن هنگام ظهور، این باشد که مومنان و توحید گرایان ، در هـمـه قـرون و اعـصـار غـیـبـت آن خورشید رخ برکشیده در پی ابرها، در انتظار سازنده ظهور او باشند و برای این انتظار، سخت پاداش برند.
از ایـن روسـت کـه از زمـان غـیـبـت صـغرای آن حضرت ، تاکنون ، نسلهای ایمان آوردگان و یـکـتاپرستان همواره بدان امید زیسته اند که ظهور آن گرامی را درک کنند. با این بیان ، اگـر ظـهـور مـعـلوم مـی شـد دیـگر چنین انتظار سازنده و پردازنده ای در کار نبود، بلکه آرزوها و آرمانها به یاءس و نومیدی تبدیل می شد و میلیونها انسان از سازندگی اخلاقی و عملی و عقیدتی انتظار و پاداش پرشکوه آن محروم می گشتند.
از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله آورده اند که فرمود:
((افضل اعمال امتی ، انتظار الفرج .)) (398)
یعنی :
پـر فـضـیـلت تـرین کارهای امّت من انتظار فرج بردن است . و امیرمومنان علیه السلام فرمود:
((المنتظر لامر نا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله .))(399)
یعنی : هر کس که در انتظار حکومت عادلانه و جهانگستر ما باشد از نظر پاداش بسان کسی اسـت کـه بـا جـهاد قهرمانانه در راه خدا به خون خویش در غلطیده است . و امام صادق علیه السلام فرمود:
((من مات منتظرا لهذا الامر، کان کمن کان مع القائم علیه السلام فی فسطاطه ، لا!... بـل کـان بـمـنـزلة الضـارب بـیـن یـدی رسـول الله صـلی الله عـلیـه و آله بـالسـیـف .))(400)
یـعـنـی : هر تو حید گرایی که در انتظار ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دنیا برود، هـمـانـنـد کسی است که با قائم علیه السلام در ستاد فرماندهیش بوده است ... بلکه مانند کـسـی اسـت کـه در بـرابـر دیـدگـان پیامبر عدالت با شمشیر در راه حق و به دستور آن حضرت ، جهاد خالصانه کرده است .
2 ـ ثمره دیگر انتظار فرج این است که :
انتظار به مفهوم حقیقیش ، تصدیق آیات قرآن و سخنان پیامبر و امامان نور علیهما السـلام در مـورد امـام مـهـدی عـلیـه السـلام است و چنین باور و تصدیقی از درجات ایمان و مراتب تسلیم و فرمانبرداری از حق و پیشوایان معصوم علیهما السلام است .
3 ـ حـکـمـت دیـگـر نـامـشـخـص بـودن زمـان ظـهـور، اصل امتحان و آزمایش است که یکی از سنتهای الهی است .
خـداونـد، بندگان خویش را به انواع و اقسام آزمایشها به بوته امتحان می سپارد، از آن جمله بوسیله موضوعات و مسایل عقیدتی . از این رو کسانی که به خدا و پیام آورش و به آنـچـه آن حـضـرت در مـورد حـضـرت مـهدی علیه السلام آورده است ، ایمان بیاورند، دیگر طول غیبت آن گرانمایه به هر اندازه ای که باشد و انتظار غمبار او هر چه طولانی گردد از ثـبات قدم و ایمان عمیق و تزلزل ناپذیر آنان نمی کاهد، اما نفاق پیشگان ، فرصت و میدان مناسبی برای استهزا و یاوه گویی بر ضد این اندیشه والا و عقیده مقدس می یابند و آیات قرآن و روایات پیامبر صلی الله علیه و آله در این مورد را، به دیوار می کوبند و هـمـه را کـنـار مـی گـذارنـد و ایـن شـیـوه بـاطـل گـرایـان در هـمـه عـصـرهـا و نسل هاست .
از امام کاظم علیه السلام آورده اند که در مورد غیبت حضرت مهدی علیه السلام فرمود:
((انما هی محنة من الله عزوجل ، امتحن بها خلقه ... .)) (401)
یـعـنـی : غـیـبـت آن حضرت ، رنج و آزمایشی از جانب خداست که بندگان خویش را بدان می آزماید.
روشن است که معنا و مفهوم امتحان این نیست که خداوند از واقعیّت کار بندگانش آگاه نیست و آنچه در درون دارند تا آزمایش نکند نمی شناسد، نه ! هرگز! بلکه خداوند به هر چیزی دانـاسـت و آنچه در سینه هاست می داند و چیزی بر او مخفی نمی ماند که قرآن در این مورد می فرماید:
((احـسـب النـاس ان یـتـرکـوا ان یـقـولوا آمـنا و هم لایفتنون و لقد فتنّاالذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صد قوا ولیعلمن الکاذبین ....))(402)
یـعـنـی : آیـا مـردم پـنـداشـتـه انـد هـمـانـقـدر کـه گـفـتـنـد: ایـمـان آوردیـم ، بـه حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟ ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم (و ایـنـان را نـیز می آزماییم ) باید علم خدا در مورد کسانی که راست می گویند و کسانی که دروغ می گویند، تحقّق یابد.

یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ .::. 22:21 .::. .::.


الإمام المهديّ عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى » طه : 12.
: إنَّ موسى ناجى رَبَّهُ بِالوادِ المُقَدَّسِ ، فَقالَ : «يا رَبِّ ، إنّي قَد أخلَصتُ لَكَ المَحَبَّةَ مِنّي ، وغَسَلتُ قَلبي عَمَّن سِواكَ» وكانَ شَديدَ الحُبِّ لِأَهلِهِ . فَقالَ اللّه ُ تَعالى : «إخْلَعْ نَعْلَيْكَ» أي : اِنزَع حُبَّ أهلِكَ مِن قَلبِكَ إن كانَت مَحَبَّتُكَ لي خالِصَةً وقَلبُكَ مِنَ المَيلِ إلى مَن سِوايَ مَغسولاً .
امام مهدى عليه السلام ـ درباره گفته خداى متعال كه «كفشت را بيرون آر ، كه تو در سرزمين مقدسِ «طُوى» هستى»
موسى در وادى مقدّس با پروردگارش مناجات كرد و گفت : پروردگارا ! محبّتم را براى تو خالص ساخته ام و قلبم را از غير تو شسته ام» ، در حالى كه ايشان ، بسيار خانواده اش را دوست مى داشت. پس از آن ، خداوند متعال فرمود : «كفشت را در آور» ؛ يعنى اگر محبّتت براى من خالص و قلبت از گرايش به غير من پاك است ، محبّت به خانواده ات را از قلبت بركَن .
كمال الدين: 460/21، الاحتجاج: 2/528/341 كلاهما عن سعد بن عبداللّه القمّي، بحار الأنوار : 13/65/4 .

یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ .::. 22:14 .::. .::.


عيسى عليه السلام :
بِحَقٍّ أقولُ لَكُم : إنَّهُ كَما يَنظُرُ المَريضُ إلى طَيِّبِ الطَّعامِ فَلا يَلتَذُّهُ مَعَ ما يَجِدُهُ مِن شِدَّةِ الوَجَعِ ؛ كَذلِكَ صاحِبُ الدُّنيا لا يَلتَذُّ بِالعِبادَةِ ولا يَجِدُ حَلاوَتَها مَعَ ما يَجِدُ مِن حُبِّ المالِ . وكَما يَلتَذُّ المَريضُ نَعتَ الطَّبيبِ العالِمِ بِما يَرجو فيهِ مِنَ الشِّفاءِ ، فَإِذا ذَكَرَ مَرارَةَ الدَّواءِ وطَعمَهُ كَدَّرَ عَلَيهِ الشِّفاءَ ، كَذلِكَ أهلُ الدُّنيا يَلتَذّونَ بِبَهجَتِها وأنواعِ ما فيها فَإِذا ذَكَروا فُجأَةَ المَوتِ كَدَّرَها عَلَيهِم وأفسَدَها .
عيسى عليه السلام :
به حق برايتان مى گويم: همان گونه كه بيمار به خوراك خوش مزه مى نگرد ، امّا از شدّت دردى كه دارد ، از آن لذّتى نمى برد ، دنيادار نيز به سبب عشق به ثروت، از عبادتْ لذّت نمى برد و شيرينى آن را نمى چشد. و همان گونه كه بيمار از نسخه طبيب حاذق، به خاطر اميد شفايى كه در آن دارد، لذّت مى برد ، امّا چون تلخى دارو و مزه اش را به ياد آورد ، شفا در نظرش تيره مى شود، اهل دنيا نيز از زرق و برق دنيا و انواع خوشى هايى كه در آن است ، لذّت مى برند؛ امّا چون غافلگيرى مرگ را به ياد آورند ، همه اين لذّت ها را بر آنان تيره و تباه مى سازد.
تحف العقول : ص 507 ، التحصين لابن فهد : ص 5 ح 2 ، بحار الأنوار : ج 14 ص 310 ح 17 وراجع عدّة الداعي : ص 96 .

یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ .::. 22:12 .::. .::.


قالَ الخِضرُ عليه السلام لِمُوسى عليه السلام وَ هُوَ آخِرُ وَصِيَّتِهِ:
إنَّ أحَبَّ الأُمُورِ إلَى اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ ثَلاثَةٌ: ألقَصْدُ فِى الجِدَةِ، وَ العَفوُ فِى المَقدِرَةِ وَ الرِّفقُ بِعِبادِ اللّه ِ، وَما رَفَقَ أحَدٌ بِأحَدٍ فِى الدُّنيا إلاّ رَفَقَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ يَومَ القِيامَةِ؛ وَرَأسُ الحِكمَةِ مَخافَهُ اللّه ِ تَبارَكَ وَتَعالى.
حضرت خضر عليه السلام در آخرين سفارش خود به حضرت موسى عليه السلام گفت:
محبوبترين كارها نزد خداوند سه كار است: ميانه روى هنگام رفاه، گذشت در هنگام قدرت، ومدارا با بندگان خدا. هيچ كس در دنيا با كسى مدارا نمى كند، مگر اينكه خداى متعال در روز قيامت با او مدارا مى كند؛ و ترس از خداوند متعال ريشه و اساس حكمت است.
ميزان الحكمه به نقل از قصص الانبياء، ص157 ح 171

یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ .::. 22:10 .::. .::.

سخنى ديگرى در باره ء " كوثر "
قبلا سخنى به اختصار در باره ء " كوثر " بيان كرديم، و اكنون به نقل سخنى ديگر مى پردازيم. " فخر رازى " يكى از مفسرين بزرگ اسلامى در مورد " كوثر " گفته است:
"... قول ديگر اين است كه كوثر، اولاد و فرزندان او هستند. چون اين سوره در مورد تعيير و سرزنش منافقان نازل شده است كه پس از فوت ابراهيم، فرزند پيامبر اسلام به او " ابتر " مى گفتند و هدف آن است كه خداوند تسلى را به او عطا مى كند كه جاودان و هميشگى هستند. نگاهى به صفحهء تاريخ بيفكن، چه تعداد از فرزندان اهل بيت (عليه السلام) كشته شده اند؟ ولى باز جهان پر از اولاد او مى باشد، و چقدر از بزرگان دانشمندان مانند: باقر، صادق، كاظم و رضا، و نفس زكيه از آنان باقى مانده است...

جمعه دهم آذر ۱۳۹۶ .::. 0:49 .::. .::.
از ديگر نام‌هاى فاطمه (عليه السلام) يكى هم مباركه است. در شرح و توضيح مختصرى بر معانى اين نام عزيز هم همين قدر مى توان گفت: بركت، رشد و نمو، سعادت، و هر آنچه خير و خوبى است، همه و همه را خداوند متعال در نسل پيامبر اسلام قرار داد، و اين همه را نيز منحصر و مخصوص به وجود مبارك زهراى اطهر و سلالهء پاك و ذريهء او فرمود. آرى خداوند تبارك و تعالى، فاطمه (عليه السلام) را مصداق بارز " كوثر " و خير فراوان و مظهر عطاياى بى پايان خود نسبت به پيامبر اسلام قرار داد. بدين گونه كه توسط دو فرزند برومندش حسن و حسين (عليه السلام) و دو دختر با فضيلت و بزرگوارش زينب و ام كلثوم، نسل پر بركت و ذريهء سعادتمندى را نصيب پيامبر اسلام ساخت كه دائم در تزايد و تصاعد، و در رشد و نمو و فزونى توأم با خير و بركت است. بركتى كه هرگز به پايان نخواهد رسيد تا روزى كه قيامت فرا رسد و محشر برپا گردد. لذا به خاطر همين بركات دائم التزايد در نسل فاطمه (عليه السلام) است كه يكى از نامهاى نامى اش " مباركه "، بيانگر چنين خصوصيت بى همانندى گرديده است.
٥٠ ميليون ذريهء زهرا " س "
مى دانيم كه يكى از مسائلى كه دشمنان پيامبر اسلام، از كفار و مشركين و منافقين به عنوان نقطهء ضعفى براى آن حضرت بيان مى كردند، اين بود كه طبق رسوم جاهلى خود مى گفتند چون پيامبر فرزند پسرى ندارد كه نسل او را ادامه دهد، پس پيامبر، فردى أبتر و بدون دنباله و عقب خواهد بود، و نسل و خاندانش منقطع گشته و به زودى فراموش

خواهد شد - اما خداوند متعال، از طريق وحى پيامبر خود را دلدارى داد و فرمود كه ما به تو كوثرى چون فاطمه (عليه السلام) اعطاء كرده ايم كه نسل تو را تا ابد، ادامه خواهد داد. حال آن كه دشمنان تو، خودشان بى دنباله وابتر هستند. (١) بلى، با اين مقدمهء كوتاه، اكنون جالب است گفته شود كه بركت وجودى فاطمه زهرا (عليه السلام)، از نظر تعداد كمى و كيفى فرزندان و نوادگان و اعقاب و اخلاف آن حضرت، در حدى است كه امروزه هيچ فرد بشرى را از اين لحاظ ياراى مقابله و برابرى با او نيست.
آرى امروز، سلالهء پاك زهرا و ادامه دهندگان نسل آن نور چشم پيامبر، از لحاظ كميت در حدى هستند كه برخى از نويسندگان و محققين، به ويژه بيوگرافى نويسان و متخصصان علم انساب معتقدند كه حدود ٥٠ ميليون نفر از نوادگان و ذريهء پاك زهرا (عليه السلام) در اطراف سوريه، هند، پاكستان، افغانستان، ايران، عراق، مصر، مغرب، اندونزى، الجزاير، تونس، ليبى، تركيه، اردن، و اروپا و آمريكا و آفريقا وجود دارند كه همگى به فرزندى زهرا (عليه السلام) مفتخرند و از اينكه با فاصلهء چند نسل چنان مادر بزرگوارى دارند بر خود مىبالند. (٢) در اين مورد جا دارد گفته شود كه در برخى منابع و مآخذ آمارى امروز، تعداد سادات را كه با چند نسل فاصله، نسب به زهراى اطهر مى برند، چنين رقم زده اند: ايران ٤ ميليون نفر، عراق يك ميليون نفر، مصر ٥ ميليون نفر، مغرب اقصى ٥ ميليون نفر، يمن و هند و پاكستان حدود ٢٠ ميليون نفر.
بايد گفته شود تهيه كنندگان اين مدارك و آمار، در محاسبات خود از كشور مسلمان تركيه غفلت ورزيده اند، حال آن كه بيش از ٢٩ ميليون نفر از علويون منتسب به آن خاندان نيز در اين كشور زندگى مى كنند، هر چند كه از نظر فكرى و تربيتى، بر خلاف خط آن بزرگوار طى طريق مى نمايند. همچنين بجاست اشاره شود كه پاره اى از مناطق غير اسلامى هم به درستى آمارگيرى نشده اند، و اگر نه آمار و ارقام مربوط به سادات جهان و تعداد فرزندان فاطمه " س " بازهم بسيار بيش از اين رقم ميليونى خواهد بود.
گذشته از تعداد نفرات و كميت فرزندان زهرا (عليه السلام) بايد توجه داشت كه از نظر كيفيتو موقعيت نيز، فرزندان آن حضرت از هر لحاظ واجد اهميت شايان و كيفيت بالاى اجتماعى و نوعا منشأ خيرات و بركات و مشعل‌داران هدايت و ارشاد در جهان اسلام بوده و هستند. آرى از نخستين فرزندان عاليقدر زهرا " س " يعنى امام حسن و امام حسين (عليه السلام)، تا رهبران حره، فخ، طف و نينوا، تا رهبران نهضت‌هاى آزادى بخش مناطق اسلامى ديروز و امروز، و همچنين رهبران دينى و مراجع عاليقدر معاصر كنونى كه هر كدام ارشاد گران و هدايت كنندگان افكار عمومى جهان اسلامى بوده و هستند، غالبا از فرزندان و منتسبين آن خاندان بزرگ و پر بركت هستند. و راستى را كه چنين خير و بركتى، با اين كيفيت و كميت بى نظير، غير از فاطمه زهرا (عليه السلام) نصيب هيچ فردى از افراد، واحدى از آحاد بشرى نگرديده است.

جمعه دهم آذر ۱۳۹۶ .::. 0:47 .::. .::.

شرحى درباره ء نام " فاطمه "
اكنون كه سير مختصرى در تاريخ اين نام عزيز و زيبا به عمل آورديم، جاى آن است كه به بيان شرحى در باره ء نام نامى آن بانوى نامدار و بزرگوار بپردازيم.
محققين و مورخين اسلامى، با استفاده از اقوال محدثين معتبر، در اين باره گفته اند:
" فاطمه يعنى بازدارنده يا جدا كننده و جدا شده از شرور و بدى‌ها ". اين تفسيرها و توضيحات، در ضمن احاديث متعدد و معتبر از امام بزرگوار و رئيس مذهب و بنيانگذار مكتب و فقه پربار جعفرى، حضرت صادق (عليه السلام) رسيده است. آن حضرت از جد بزرگوارش رسول خدا (صلى الله عليه وآله) روايت مى كند كه روزى خطاب به دختر دلبند خويش فرموده است:
دخترم، آيا مى دانى كه از چه رو تو را فاطمه نامگذارى كردم؟
زهراى اطهر (عليه السلام) پرسيد: چرا، پدر عزيزم؟
رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در پاسخ فرمود: خداوند متعال تو را، و شيعيان راستين و دوستدارانتو را كه در خط تو گام بر مى دارند، در روز محشر از آتش دوزخ جدا خواهد داشت.... (١) مرحوم شيخ صدوق، آن عالم ربانى و روحانى فقه شناس در دو اثر گرانقدر و ارزنده‌اش " خصال " و " امالى "، در توضيح نام مبارك " فاطمه " از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است: " بدان جهت او را فاطمه گفتند كه او از شرك و شرور و بديها جدا شده و بريده است، و اگر على (عليه السلام) نبود كفوى " نظير و مانندى " بر او پيدا نمى شد ".

🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹

جمعه دهم آذر ۱۳۹۶ .::. 0:38 .::. .::.
دعاى آن حضرت
بر آنان كه به او ستم كردند
پروردگارا! به تو شكايت مى كنيم فقدان پيامبر و رسول و برگزيده ات، و ارتداد امت او، و منع نمودن ايشان حق ما را، حقى كه در كتابي كه بر پيامبرت نازل فرمودى براى ما قرار دادى.

چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۶ .::. 20:7 .::. .::.
بَابُ خِصَالِ الْمُؤْمِنِ
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ غَالِبٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ يَنْبَغِى لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ فِیهِ ثَمَانِى خِصَالٍ وَقُوراً عِنْدَ الْهَزَاهِزِ صَبُوراً عِنْدَ الْبَلَاءِ شَكُوراً عِنْدَ الرَّخَاءِ قَانِعاً بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ لَا يَظْلِمُ الْأَعْدَاءَ وَ لَا يَتَحَامَلُ لِلْأَصْدِقَاءِ بَدَنُهُ مِنْهُ فِى تَعَبٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِى رَاحَةٍ إِنَّ الْعِلْمَ خَلِیلُ الْمُؤْمِنِ وَ الْحِلْمَ وَزِیرُهُ وَ الْعَقْلَ أَمِیرُ جُنُودِهِ وَ الرِّفْقَ أَخُوهُ وَ الْبِرَّ وَالِدُهُ
اصول کافى جلد3 صفحه: 78 روایة:1

ترجمه :
امام صادق (ع) فرمود: مؤمن را سزاوار است که داراى هشت خصلت باشد: 1 هنگام شدائد باوقار باشد، 2 هنگام بلا شکیبا باشد، 3 در فراوانى نعمت سپاسگزار باشد، 4 بآنچه خدا روزیش کرده قانع و خرسند باشد، 5 بدشمنانش ستم نکند، 6 بارش را بر دوستانش نیفکند (بخاطر دوستانش متحمل گناه نشود)، 7 بدنش از او در رنج و مشقت باشد (از بسیارى عبادت و قضاء حوائج مردم)، 8 مردم از ناحیه او در آسایش باشند، همانا علم دوست مؤمن است و بردبارى و زیرش و عقل امیر سپاهش (یعنى اعضاء و جوارحش بفرمان عقلش رفتار کنند) و مدارا برادرش و احسان پدرش باشد.
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ الْإِیمَانُ لَهُ أَرْكَانٌ أَرْبَعَةٌ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ تَفْوِیضُ الْأَمْرِ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِیمُ لِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏
اصول کافى جلد3 صفحه: 78 روایة:2

ترجمه :
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود: ایمان چهار پایه دارد: 1- توکل بر خدا 2- واگذار کردن امر بخدا، 3- راضى بودن بقضاى خداى، 4 تسلیم بودن بامر خداى عزّوجلّ.
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِى‏لَيْلَى عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّكُمْ لَا تَكُونُونَ صَالِحِینَ حَتَّى تَعْرِفُوا وَ لَا تَعْرِفُونَ حَتَّى تُصَدِّقُوا وَ لَا تُصَدِّقُونَ حَتَّى تُسَلِّمُوا أَبْوَاباً أَرْبَعَةً لَا يَصْلُحُ أَوَّلُهَا إِلَّا بِ‏آخِرِهَا ضَلَّ أَصْحَابُ الثَّلَاثَةِ وَ تَاهُوا تَيْهاً بَعِیداً إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا يَقْبَلُ إِلَّا الْعَمَلَ الصَّالِحَ وَ لَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ إِلَّا بِالْوَفَاءِ بِالشُّرُوطِ وَ الْعُهُودِ وَ مَنْ وَفَى اللَّهَ بِشُرُوطِهِ وَ اسْتَكْمَلَ مَا وَصَفَ فِى عَهْدِهِ نَالَ مَا عِنْدَهُ وَ اسْتَكْمَلَ وَعْدَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْبَرَ الْعِبَادَ بِطَرِیقِ الْهُدَى وَ شَرَعَ لَهُمْ فِیهَا الْمَنَارَ وَ أَخْبَرَهُمْ كَيْفَ يَسْلُكُونَ فَقَالَ وَ إِنِّى لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى‏ وَ قَالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ فَمَنِ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِیمَا أَمَرَهُ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُؤْمِناً بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ ص هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ فَاتَ قَوْمٌ وَ مَاتُوا قَبْلَ أَنْ يَهْتَدُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ أَشْرَكُوا مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّهُ مَنْ أَتَى الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا اهْتَدَى وَ مَنْ أَخَذَ فِى غَيْرِهَا سَلَكَ طَرِیقَ الرَّدَى وَصَلَ اللَّهُ طَاعَةَ وَلِيِّ أَمْرِهِ بِطَاعَةِ رَسُولِهِ ص وَ طَاعَةَ رَسُولِهِ بِطَاعَتِهِ فَمَنْ تَرَكَ طَاعَةَ وُلَاةِ الْأَمْرِ لَمْ يُطِعِ اللَّهَ وَ لَا رَسُولَهُ وَ هُوَ الْإِقْرَارُ بِمَا نَزَلَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خُذُوا زِینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ الْتَمِسُوا الْبُيُوتَ الَّتِى أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ فَإِنَّهُ قَدْ خَبَّرَكُمْ أَنَّهُمْ رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَارُ إِنَّ اللَّهَ قَدِ اسْتَخْلَصَ الرُّسُلَ لِأَمْرِهِ ثُمَّ اسْتَخْلَصَهُمْ مُصَدِّقِینَ لِذَلِكَ فِى نُذُرِهِ فَقَالَ وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِیها نَذِیرٌ تَاهَ مَنْ جَهِلَ وَ اهْتَدَى مَنْ أَبْصَرَ وَ عَقَلَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِى فِى الصُّدُورِ وَ كَيْفَ يَهْتَدِى مَنْ لَمْ يُبْصِرْ وَ كَيْفَ يُبْصِرُ مَنْ لَمْ يُنْذَرْ اتَّبِعُوا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ أَقِرُّوا بِمَا نَزَلَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اتَّبِعُوا آثَارَ الْهُدَى فَإِنَّهُمْ عَلَامَاتُ الْأَمَانَةِ وَ التُّقَى وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَوْ أَنْكَرَ رَجُلٌ عِیسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع وَ أَقَرَّ بِمَنْ سِوَاهُ مِنَ الرُّسُلِ لَمْ يُؤْمِنْ اقْتَصُّوا الطَّرِیقَ بِالْتِمَاسِ الْمَنَارِ وَ الْتَمِسُوا مِنْ وَرَاءِ الْحُجُبِ الْ‏آثَارَ تَسْتَكْمِلُوا أَمْرَ دِینِكُمْ وَ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ
اصول کافى جلد3 صفحه: 79 روایة:3

ترجمه :
امام صادق (ع) فرمود: تا معرفت نیابید صالح نشوید و تا تصدیق نکنید معرفت نیابید و تا چهار دریراکه نخستینشان جز به آخرشان اصلاح نشود نگیرید تصدیق نیابید (9) همراهان سه در گمراه گشته و در بیراهه دورى افتادند، خداى تبارک و تعالى جز عمل صالح را نپذیرد و خدا جز وفاء بشروط و پیمانها را نپذیرد، و هر که بشروط خدا وفا کند و آنچه را که در پیمانش شرح داده بکمال رساند، بدانچه نزد اوست برسد و وعده خدا را کامل دریافت کند.
خداى عزّوجلّ راههاى هدایت را به بندگانش خبر داده و در آن راهها برایشان چراغ برافراشته و دستور داده که چگونه راه بپیمایند و فرموده: (((همانا من آمرزنده کسى باشم که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح نماید و آنگاه هدایت پذیرد، 83 سوره، 3))) و فرموده: (((خدا فقط از پرهیزگاران مى‏پذیرد))) پس هر کس که خداى عزّوجلّ را نسبت به آنچه امرش فرموده پرهیزگار باشد، همان خداى عزّوجلّ را با ایمان بآنچه محمد صلى الله علیه و آله آورده ملاقات کند.
هیهات هیهات!! که مردمى از دست رفتند و مردند پیش از آنکه هدایت شوند و گمان کردند که ایمان دارند، در صورتیکه ندانسته مشرک شدند، هر کس از در وارد خانه شود هدایت یافته و هر که راه دیگر پیش گیرد طریق هلاکت سپرده است، خدا اطاعت ولى امرش را به اطاعت رسولش پیوسته و اطاعت رسولش را به اطاعت خود (آنجا که فرمایید: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منکم) پس هر که اطاعت والیان امر را کنار گذارد، خدا و رسولش را هم اطاعت نکرده است و همانست اقرار بآنچه از جانب خدا آمده که: (((در هر مسجدى زیور خود را بر گیرید و بجویید خانه‏هایى را که خدا اجازه فرموده بر افراشته گردند و نامش در آنها برده شود 31 سوره 7 -))) همانا خدا به شما خبر داده که آنها: (((مردانى باشند که تجارت و داد و ستد ایشانرا ازدیاد خدا عزّوجلّ و گزاردن نماز و دادن زکوة باز ندارد، آنها از روزى که دلها و چشمها در آن دگرگون شود بیم دارند: 36 سوره 24 ))).
همانا خدا رسولانرا ویژه امر خود ساخت و سپس آنها را با تصدیق و باور بآن درباره بیمهاى خویش برگزید و فرمود: (((هیچ امتى نبوده جز اینکه بیم دهنده‏ئى در میان آنها بوده، 24 سوره 35))) هر که ندانست بیراهه رفت و هر که چشم گشود و تعقل کرد هدایت یافت، همانا خداى عزّوجلّ فرماید: (((نکته اینست که: دیده‏ها کور نیست، بلکه دلهاى میان سینه‏ها کور است. 46 سوره 22))) و کسیکه نمى‏بیند چگونه راه یابد و کسیکه بیمش نداده‏اند چگونه بینا باشد.
رسول خدا صلى الله علیه و آله را پیروى کنید و بآنچه از جانب خدا آمده اقرار کنید و از نشانه‏هاى هدایت متابعت نمایید، زیرا ایشان نشانه‏هاى امانت و تقوایند، و بدانید اگر کسى فقط عیسى بن مریم علیهما السلام را انکار کند و پیغمبران غیر از او اقرار نماید، ایمان ندارد، چراغگاه را جویید و راه پیمایید و از پشت پرده‏ها در طلب آثار و نشانه‏ها باشید (یعنى اگر چه در برابر شما پرده‏هاى مبتدعین و مدعیان ناحق آویخته شده ولى شما در پس این پرده‏ها کسانى را که قدم جاى قدم پیغمبر گذاشته‏اند، مى‏توانید پیدا کنید شما ببینید یزید و هشام و امثالشان نشان دهنده رفتار پیغمبر بودند یا حسین بن على و فرزندانش علیهم السلام) تا امر دینتان را کامل ساخته و بخداى پروردگار خویش ایمان آورده باشید.
توضیح : این روایت با اندکى تفاوت بشماره 465 درج 1 ص 257 گذشت، عبارات دو پهلو را در اینجا بطریق دیگرش ترجمه کردیم و نیزعلاوه بر توضیح :آنجا، در این جا نیز در میان ملالین توضیحاتى افزودیم.
عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ رَفَعَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص قَوْمٌ فِی بَعْضِ غَزَوَاتِهِ فَقَالَ مَنِ الْقَوْمُ فَقَالُوا مُؤْمِنُونَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ مَا بَلَغَ مِنْ إِیمَانِكُمْ قَالُوا الصَّبْرُ عِنْدَ الْبَلَاءِ وَ الشُّكْرُ عِنْدَ الرَّخَاءِ وَ الرِّضَا بِالْقَضَاءِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حُلَمَاءُ عُلَمَاءُ كَادُوا مِنَ الْفِقْهِ أَنْ يَكُونُوا أَنْبِيَاءَ إِنْ كُنْتُمْ كَمَا تَصِفُونَ فَلَا تَبْنُوا مَا لَا تَسْكُنُونَ وَ لَا تَجْمَعُوا مَا لَا تَأْكُلُونَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِى إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
اصول کافى جلد3 صفحه: 81 روایة 4

ترجمه :
امام رضا (ع) فرمود: در یکى از جنگهاى جماعتى را نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله بردند فرمود: این مردم چه کسانند؟ گفتند: یا رسول الله مؤمنین‏اند، فرمود: ایمان شما در چه پایه است؟ گفتند بردبارى هنگام بلا و سپاسگزارى زمان نعمت و رضاى بقضاء خدا. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اینها صفات خویشتن داران دانشمندانى است که از کثرت دانش بپیغمبران نزدیک شده‏اند، اگر چنانکه گفتید هستند، پس ساختمانى را که در آن سکونت نمى‏کنید نسازید و چیزى را که نمى‏خورید گرد نیاورید، و از خدائیکه بسویش بازگشت مى‏کنید پروا نمائید.

سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۶ .::. 20:46 .::. .::.

 

بسم الله الرحـمن الرحیـــم
شخصي در محضر امام صادق عليه السلام عرض كرد:
پدر و مادرم فدايت باد! همسايگان من كنيزاني دارند كه مي خوانند و مي نوازند.
گاهي به محل قضاي حاجت مي روم براي اينكه خوانندگي و نوازندگي آنان را بيشتر بشنوم نشستن خود را طولاني تر مي كنم.
حضرت فرمود:
اين كار را نكن! نشستن خود را طول مده و از شنيدن خوانندگي و نوازندگي بپرهيز!
آن مرد گفت:
- به خدا سوگند! من به خاطر شنيدن آواز آنان به آنجا نمي روم، بلكه گاهي كه به آن محل مي روم صدايشان بي اختيار به گوشم مي رسد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
- مگر نشنيده اي كه خداوند مي فرمايد: ان السمع و البصر و الفوائد كل اولئك كان عنه مسئولا (گوش و چشم و دلها همه مسؤولند).
آن مرد گفت:
- آري! به خدا سوگند! مثل اين است كه تاكنون اين آيه را نه از قرآن و نه از عرب و نه از عجم نشنيده بودم. از حالا اين كار را ترك مي كنم و از خداوند در خواست دارم كه مرا ببخشد و از من درگذرد.
امام صادق عليه السلام به او فرمود:
- برخيز! غسل توبه كن و تا مي تواني نماز بخوان! چون به كار بسيار بدي معصيت بزرگي - عادت كرده اي كه اگر در اين حال بميري در بدترين حالت از دنيا رفته اي و مسؤوليت بزرگي خواهي داشت. اينك به پيشگاه خداوند توبه كن و از درگاه او بخواه تا توبه ات را از كارهاي زشتي كه مرتكب شده اي بپذيرد.

🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃

 

پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۶ .::. 3:34 .::. .::.

شرايط مهماني
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم
شخصي اميرالمؤمنين عليه السلام را به مهماني دعوت كرد.
حضرت فرمود:
دعوت تو را مي پذيرم اما به سه شرم. عرض كرد:
آن سه شرط چيست؟
فرمود:
1. خارج از منزل چيزي برايم نياوري!
2. چيزي كه در منزل هست از من مضايقه نكني (هر چه هست از آن پذيرايي كن).
3. خانواده ات را هم به زحمت ميانداز!
ميزبان شرايط را قبول كرد و حضرت نيز دعوت او را پذيرفت.
در اسلام مهماني هاي تحميلي و تجملاتي درست نيست.

چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ .::. 5:38 .::. .::.

 رفيقان همسفر
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم
پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله با گروهي به مسافرت رفته بودند، در بين سفر فرمود: گوسفندي را ذبح كرده از آن غذا تهيه كنند.
يكي از آنها گفت:
من ذبح كردن گوسفند را به عهده مي گيرم.
ديگري گفت: پوست كندن آن را من انجام مي دهم.
سومي قطعه قطعه كردن او را پذيرفت.
و چهارمي پختن و آماده كردن آن را به عهده گرفت.
حضرت فرمود:
من هم هيزم جمع مي كنم.
عرض كردند: يا رسول الله! اين كار را نيز ما انجام مي دهيم.
فرمود: مي دانم كه شما مي توانيد اين كار را انجام دهيد ولي خداوند از كسي كه با رفقاي خويش همسفر بوده و براي خود امتيازي قايل شود، راضي نيست. سپس حضرت برخاست و به جمع آوري هيزم پرداخت.(1) آري اين است اخلاق كريمه.

چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ .::. 5:35 .::. .::.
درباره ما
برچسب‌ها وب
طراح قالب
ثامن تـــم