بـاران نـشانـه
طراح قالب
ثامن تـــم
امکانات وب

چرا سرداب برای شیعیان تقدس دارد؟ و برای ورود به آن اذن دخول میخواهند؟
متبرک و مقدس بودن سرداب سامرا به خاطر زندگی کردن سه امام آخر شیعیان در آن محل است. سرداب مقدس جایی است که ائمه ما در آنجا عبادت و اقامت کرده‌اند، لذا برای شیعیان عزیز و محترم است.
امام زمان (عج)
سرداب سامرا هیچ گونه ارتباطی با مسأله غیبت، ظهور و سکونت امام زمان (علیه السلام) در دوران غیبت ندارد. پس سؤالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر سرداب نه محل ظهور امام مهدی(علیه السلام) است و نه محل سکونت و مخفی‌‌گاه او، چرا شیعیان آن مکان را متبرک می‌دانند و زیارت می کنند و در کتب ادعیه آنها برای آن مکان زیارتها و دعاها و اعمال مخصوص ذکر شده است؟ برای ورود به سرداب اذن دخول می خوانند و در آنجا به ائمه و مخصوصاً امام مهدی(علیه السلام) سلام می دهند و آنها را مورد خطاب قرار می دهند ؟و چرا به آن احترام زیادی میگذارند ؟
پاسخ :
سرداب خانه امام عسکرى(علیه السلام) از آن جهت که محل سکونت و عبادت سه نفر از امامان شیعه یعنى امام هادى، امام حسن عسکرى و امام مهدى(عج) بوده همواره در طول تاریخ مورد توجه و احترام مردم واقع شده است. علاوه بر آن به شهادت اسناد معتبر تاریخى، قبر بیش از بیست و دو تن از امام ‌‌زادگان نیز در آن محل واقع شده که این امر در نوع خود نشانگر اهمیت و ارج این مکان شریف در نزد اولیاى الهى است. بر این اساس، شیعیان همیشه پس از زیارت مرقد نورانى حضرت هادى(علیه السلام) و حضرت عسکرى(علیه السلام) در این سرداب حاضر مى‌‌شوند و در آنجا به نیایش و عبادت مى‌‌پردازند.
اگر بخواهیم دلایل توجه شیعیان به این سرداب را دسته‌‌بندى کنیم، به ترتیب زیر خواهد بود:
1- مقدّس بودن سرداب سامرا به این دلیل است که منزل مسکونی امام عسکری (علیه السلام) و محل رفت و آمد و زندگی امام (علیه السلام) و مکان عبادت آن امام هُمام و محل ولادت امام زمان علیه السلام بوده است. این مکان شریف به قدوم مبارک سه تن از اهل بیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و همینطور بندگان صالح و پرهیزگارى چون حضرت سوسن مادر امام حسن عسکری (علیه السلام) وحضرت حکیمه خاتون، عمه امام عسکرى(علیه السلام) و حضرت نرجس خاتون مادر بزرگوار حضرت مهدى(علیه السلام) متبرک شده است و افراد بسیار با ایمانی که یاران امامان بوده اند در این خانه رفت و آمد داشته اند و در نتیجه مى‌‌توان گفت این سرداب با توجه به تمام ویژگیهایى که دارد مصداق بسیار روشنى است براى آیه « فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ » (نور، 36)
علامه امینى؛ مى‏فرماید:این سرداب به طور خصوص از آن جهت شرف پیدا نموده که به سه نفر از امامان دین منسوب است، خانه‏اى که خداوند متعال اذن داده که ارتفاع معنوى یافته ودر آن اسم و ذکر خدا برده شود».(1)
در خانه‌‌هایى که خداوند اذن داده است تا رفعت داده شوند و نام و یاد خداوند در آنها ذکر شود... این آیه، قوی‌ترین دلیل بر بزرگداشت منازل و زیارت‌ گاه‌های ائمه می‌باشد.
پس متبرک و مقدس بودن سرداب سامرا به خاطر زندگی کردن سه امام آخر شیعیان در آن محل است. سرداب مقدس جایی است که ائمه ما در آنجا عبادت و اقامت کرده‌اند، لذا برای شیعیان عزیز و محترم است.
مانند هر جایی که بدانیم ائمه در آنجا حضور داشته اند و با قدوم خود آنجا را مزین و متبرک کرده اند مانند بیت النور در شهر مقدس قم که چون روزگاری هر چند کوتاه محل زندگی حضرت معصومه(علیها السلام) بوده است و برای شیعیان مبارک و محل زیارت است، یا تمام اماکنی که گفته می شود هنگام حرکت دادن رأس مطهر امام حسین(علیه السلام) از کربلا به شام در آنجا به زمین گذاشته شده است مقام رأس الحسین است و برای شیعیان قداست و احترام دارد ...پس این احترام گذاشتن عجیب وبی سابقه نیست و ارتباطی با غیبت و ظهور امام زمان (علیه السلام) ندارد .
مسجد جمكران
علامه امینى؛ مى‏فرماید:این سرداب به طور خصوص از آن جهت شرف پیدا نموده که به سه نفر از امامان دین منسوب است، خانه‏اى که خداوند متعال اذن داده که ارتفاع معنوى یافته ودر آن اسم و ذکر خدا برده شود».(1)
2- احترام کردن به آن مکان شریف و در حقیقت اظهار محبت به امام زمان(علیه السلام) و پدران بزرگوارشان است؛ چون از جمله نشانه‌‌هاى دوست داشتن و اظهار محبت، احترام کردن به آن چیزهایى است که به محبوب منتسب است.
3- این کار حکایت از معرفت به حق و مقام و منزلت ائمه اطهار(علیه السلام) دارد؛ چون بدون اطلاع از فضائل و کمالات افراد محال است که بتوان آنها را به طور کامل مورد تکریم و احترام و محبت قرار داد و به اصطلاح پایه محبت زیاد، شناخت بیشتر است.
بنابراین، وقتى کسى فردى را به اندازه‌‌اى دوست دارد که حتى محل زندگى و یا نشست و برخاست او را مورد تقدیس قرار مى‌‌دهد این کار نشانه آن است که از ابعاد مختلف شخصیت آن فرد اطلاع کامل دارد و به فضائل و کمالات او آشناست که این همه احترام به او قائل مى‌‌شود.
مورد خطاب قرار دادن ائمه و مخصوصاً امام زمان(عج) نیز بخاطر حضور معنوی در همه جاست. طبق عقیده شیعه هر جا که باشیم، امام صدای ما را می شنود و جواب همه را می دهد اما ما صدای امام را نمی شنویم لذا می‌توان امام را مورد خطاب قرار داد
4- گذشته از همه اینها، حفظ و تکریم اینگونه اماکن هم به لحاظ روانى و هم به لحاظ اجتماعى و تاریخى در ترویج و تبیین و نشر فرهنگ اسلامى بسیار مؤثر است لذا در همه جوامع، صرف‌‌نظر از اینکه چه اعتقاد و تفکرى دارند به آثار به جاى مانده از گذشتگان، چون نماد فرهنگ و اندیشه و افتخارات آن ملت و جامعه محسوب مى‌‌شوند به دیده احترام مى‌‌نگرند و در حفظ، آبادانى و تکریم آن دقت بیشتر مبذول مى‌‌دارند و آنها را سند عینى تمدن و تفکر و رشد فرهنگى و وسیله حفظ و تداوم فرهنگ و اعتقادات ملى و مذهبى خود به حساب مى‌‌آورند.
5- بهترین تعبیرى که مى‏توان درباره سرداب مقدس و زیارت مردم از آنجا داشت این است که حضرت مکان خاصّى ندارند، لذا شیعیان در محل‏هاى اختصاصى آن حضرت همچون مسجد سهله و مسجد جمکران و... دور هم جمع مى‏شوند و به یاد آن حضرت ندبه کرده و از او درخواست ظهورش را مى‏نمایند زیرا میدانیم که امام زمان بر اعمال بندگان آگاه است و سخنان آنان را می شنود در آنجا شیعیان گرد هم جمع مى‏شوند و از خداوند طلب خروج او را مى‏نمایند.
امام زمان (عج)
6- اما اذن دخول خواندن و خطاب کردن امام چنانکه از خود جملات اذن معلوم است به خاطر آن است که منزل ائمه را در غیاب و نبود آنها نیز مانند زمان حضور آنها محترم و دارای حرمت می‌دانیم و چون آنها ناظر اعمال ما هستند و حضور معنوی دارند بود و نبود ظاهری آنها برای شیعیان فرق نمی کند لذا برای ورود اجازه می گیرند نه اینکه معتقد باشند امام مهدی(عج) الآن در آنجا حضور ظاهری دارد. مورد خطاب قرار دادن ائمه و مخصوصاً امام زمان(عج) نیز بخاطر حضور معنوی در همه جاست. طبق عقیده شیعه هر جا که باشیم، امام صدای ما را می شنود و جواب همه را می دهد اما ما صدای امام را نمی شنویم لذا می‌توان امام را مورد خطاب قرار داد. و این تنها شامل امام زنده نیست، امامانی که از دنیا رفته اند نیز صدای ما را می شنوند و پاسخ می دهند، لذا ما هر چند از دور هم باشد مثلاً امام حسین را مورد خطاب قرار می دهیم و زیارت عاشورا یا زیارت وارث یا هر زیارت دیگر را می خوانیم و اینها به معنای اعتقاد به وجود امام با بدن خاکی در کنار ما نیست تا کسی این نتیجه را بگیرد که اگر در سرداب مقدس، امام زمان را مورد خطاب قرار می دهند به این خاطر است که معتقدند امام زمان(عج) در آنجا زندگی می کند و حضور ظاهری با بدن عنصری دارد.
پی نوشت:
1- الغدیر، ج 3، ص 309و3089
فراوری بخش عترت و سیره تبیان

🍃🌾🍃🌾🍃🌾🍃🌾🍃🌾

سه شنبه هشتم آبان ۱۳۹۷ .::. 6:2 .::. .::.
در شمارة قبلی این مقالة كوتاه و گذرا به انگیزة بهره‌گیری استعمار از مباحث منجی‌گرایی و تسلط بر خاورمیانه را عرض كردیم؛ در این شماره به مباحث موعود‌گرایی از نگاه اوانجیلیست‌‌ها و مبلّغان انجیلی می‌پردازیم.
پس از تشكیل مذهب پروتستان و حاكمیت پیورتین‌ها در انگلستان، حركت جدیدی در میان این مذهب قدرت گرفت كه به «مبلّغان انجیلی» نامیده می‌شد.
تبلیغ كردن انجیل با روحیة جنگ‌های صلیبی از خصوصیات اوانجیلیست‌‌ها یا همان مبلّغان انجیلی می‌باشد؛ آن‌ها با تفسیر نادرست از مضامین كتاب مقدس (مجموعة عهد عتیق و عهد جدید) و بهره‌گیری از تفسیر‌های «سایروس اسكوفیلد» وضعیت سیاسی و فرهنگی دنیا را به سمت خواسته‌های دنیا طلبانة خود سوق می‌دهند.
هواداران نظریة پایان جهان به شیوة صهیونیسم مسیحی این باور را دارند كه جهان در آستانة پایان یافتن است و در نهایت، هزاره‌ای جدید شكل می‌گیرد كه پس از نابودی نیروی شر (مسلمانان) به وسیلة عیسی مسیح و نیروی خیر (مسیحیان نو تعمید یافته(1) و یهودیان صهیونیست)، بشر در صلح و آرامش زندگی خواهد كرد؛ مطابق اعتقادات مكتب یاد شده، باید حوادثی به وقوع بپیوندد تا مسیح دوباره ظهور كند و تلاش برای پدیداری شرایط ظهور از وظایف پیروان این مكتب است؛ تعدادی از این شرایط عبارتند از:
1- حمایت و اعتقاد به برگزیدگی یهودیان و اسكان آنها در سرزمین موعود (فلسطین).
«واتر ریگانز» دبیر كل «سفارت بین‌المللی مسیحیان» ـ كه یكی از مدرن‌ترین و خطرناك‌ترین نهاد‌های صهیونیستی است ـ در تعریف اصطلاح صهیونیسم مسیحی می‌گوید:
«این واژه بر هر مسیحی ـ كه از اهداف صهیونیستی حكومت، ارتش، دولت و فرهنگ اسراییل حمایت می‌كند ـ اطلاق می‌شود».(2)
همچنین طبق گزاره‌های عهد عتیق، اعتقاد دارند كه یهودیان، مایة بركت روی زمین هستند، چرا كه «غیر یهودیان به نور شما (یهودیان) گردش خواهند كرد». (اشعیا 60:3)
از نظر صهیونیست مسیحی، بازگشت قوم اسراییل به سرزمین تاراج شده قدیم (فلسطین)، شاهدی بر نجات وعده داده شده بر جهانیان است ... . حمایت از اسراییل (پیدایش 12:3)، تأمین آسایش آن (اشعیا 40: 2 ـ 1) و دعا برای آرامش آن (اشعیا 62: 7 ـ 6) به معنای تلاش در راستای خواست خداست.(3)
گروهی از یهودیان ـ كه مسلحانه از دیوار شهر قدیمی، وارد میدان مسجد شده بودند ـ ماكتی از مسجد ساخته‌اند تا تمرین‌های لازم برای تخریب آن، انجام و زمان لازم برای هر اقدام، محاسبه شود
2- یهودیان و مسیحیان، باید دو مسجد اقصی و صخره در بیت‌المقدس را منهدم كنند.
گروهی از یهودیان ـ كه مسلحانه از دیوار شهر قدیمی، وارد میدان مسجد شده بودند ـ ماكتی از مسجد ساخته‌اند تا تمرین‌های لازم برای تخریب آن، انجام و زمان لازم برای هر اقدام، محاسبه شود.
یكی از تروریست‌های صهیونیست ـ كه «ایهود اتسیون» نام دارد ـ ادعا كرد: دولت اسراییل در پاكسازی اماكن اسلامی كوتاهی می‌نماید؛ بنابراین من باید دست به آن بزنم.(4)
از نظر تدبیر‌گرایان به طور خاص، همان اندازه كه صهیون، متعلق به صهیونیسم است، بیت المقدس نیز به اسراییل تعلق دارد.
«لیندزی» خاطرنشان می‌كند كه اهمیت اورشلیم در تاریخ فراتر از اهمیت وسعت و اقتصاد آن است؛ از اعصار گذشته، اورشلیم، مهم‌ترین شهر روی این سیاره بوده است ... پیشگویی راجع به اورشلیم، بیش از هر نقطة دیگری بر روی زمین، صورت گرفته است.(5)
حضرت مسیح
اوانجیلیست‌ها، غصب فلسطین یا همان به اصطلاح سرزمین موعود یهودیان را اولین گام در برگزیدگی یهود و تحقق ظهور مسیح می‌دانند، چنانچه «جان‌داری» چنین می‌گوید: پس، نخستین امری را كه خداوند ]حضرت عیسی[ انجام خواهد داد، پاك كردن سرزمین خود (سرزمینی كه به یهود تعلق دارد) از اهالی صور فلسطینیان و اهالی صیهون خواهد بود و به طور خلاصه از نیل تا فرات؛ این امر با قدرت مسیح و به نفع قوم او ـ كه بار دیگر در اثر نیكی وی، تثبیت می‌شوند ـ صورت می‌گیرد.(6)
این چنین مردم فلسطین (به خصوص در 1948ـ كه رژیم غاصب صهیونیستی با حمایت سازمان ملل و آمریكا پاگرفت ـ) گرفتار جاه طلبی سیاستمداران زراندوز و مفسران نادان انجیل و تورات شده، از كاشانة خود آواره گردیدند.
(لازم به یادآوری می‌باشد كه از سال 1967 بیش از صد تجاوز، علیه اماكن اسلامی در بیت‌المقدس صورت گرفته است).
3- ساخت هیكل سلیمان به جای مسجد‌الاقصی و ذبح گوسالة سه ساله در معبد.
گریس هالسل ـ كه خود، زمانی از معتقدان به انجیلی‌ها بوده است ـ در كتاب تدارك جنگ بزرگ و یدالله این‌گونه می‌گوید:
راهنمای ما (از اوانجیلیست‌ها) در حالی‌كه به قبة الصخرة و مسجد‌الاقصی اشاره می‌كرد، گفت: هیكل سوم در آنجا بنا خواهد شد، همه چیز را برای ساخت هیكل، فراهم كرده‌ایم حتی مواد اولیه برای ساخت نیز آماده است».(7)
از نظر صهیونیست مسیحی، بازگشت قوم اسراییل به سرزمین تاراج شده قدیم (فلسطین)، شاهدی بر نجات وعده داده شده بر جهانیان است
كشیش «كلایدلات» نگهبان كلیسای نزول روح‌القدس، بخش‌هایی از كتاب مقدس را تفسیر می‌كند تا بگوید، ساخت هیكل سوم یهودیان، باید پیش از دومین ظهور مسیح صورت گیرد، وی مشغول ساخت گوسالة قرمزی است (البته این گوساله، تولید شده است و در اسراییل نگهداری می‌شود) كه با قربانی كردن آن، خاكستر تولید شده را هنگام خواندن نماز عشای ربانی در هیكل آینده استفاده كنند و برای این‌كه این مسئله به وقوع بپیوندد، باید بناهای اسلامی مانند قبة الصخره از بین بروند.(8)
در نهایت، این فرقه ـ كه به اعتقاد كشیش «ریاض گرگوری» (رئیس شورای كلیساهای خاورمیانه)، منحرف از ایمان حقیقی به مسیحیت و دفاع از برنامه‌های سیاسی و قومی خاص است ـ تمام این شرایط را بیان كرده، ارتباط به جنگ پایانی به نام «آرماگدون» می‌دهند تا مسیر ایجاد ژاندارمی به نام اسراییل با تسلط بر خاورمیانه برای زراندوزی بیشتر و تصاحب ذخایر انرژی این منطقه را هموار كنند؛ امید است با شناسایی بهتر این گروه، دشمن شناسی خویش را تقویت نموده، یاورانی خالص برای حضرت مهدی علیه السلام باشیم.

پی نوشت:
1- تعمید: مسیحیان، كسانی را كه به دین عیسوی در آیند، طبق مراسم مخصوص، غسل می‌دهند (فرهنگ معین)
2- صهیونیسم مسیحی، تدوین محمد قربانی، به نقل از اسقف ریاض گرگوری (رئیس شورای كلیساهای خاورمیانه)، نشر معارف.
3- صهیونیسم مسیحی، استفان سایزر؛ ص45
4- ید الله، گریس‌هالسل؛ ص104، نشر هلال.
5- صهیونیسم مسیحی، سایزر؛ ص35.
6- همان.
7- همان؛ ص92.
8- همان، ص105.

سه شنبه هشتم آبان ۱۳۹۷ .::. 5:56 .::. .::.

بر ما لازم است كه امام زمان (علیه السلام) را از چند جهت شناسایى كنیم، هم شناسنامه اى و هم اعتقادى و قلبى. در واقع انسان باید آن قدر قدرت تشخیص داشته باشد تا بتواند امام مهدى (علیه السلام) را، از مهدى نمایان تمییز دهد، چون، بدیهى است كه در هر زمان، برخى عناصر فرصت طلب، از موضوع مهدویّت سوء استفاده مى كنند.
چه راه هایى براى شناختن مهدى نمایان وجود دارد؟
اعتقاد به مهدویّت، از زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله) رواج داشته و تقریباً بعد از واقعه ى كربلا و شهادت امام حسین (علیه السلام) ادّعاى مهدویّت نیز آغاز شد و برخى از مردم بعد از وفات محمّد حنیفه، او را مهدى دانستند و بعدها نیز عدّه اى خود را مهدى نامیدند و ادّعاى مهدویت كرده اند.
براى این كه ما مهدى نمایان را تشخیص دهیم، لازم است شناخت كامل از امام زمان (علیه السلام) داشته باشیم.
در روایات ما آمده است كه زراره بن اعین از امام صادق (علیه السلام) سۆال كرد: «در زمان، غیبت امام زمان (علیه السلام) امام را چگونه از امامان بدلى تشخیص دهیم؟»
امام (علیه السلام) فرمود: «این دعا را یاد بگیرد و تكرار كن: (اللهم عَرِّفنی نفسك فإنَّك إنْ لم تعرفنی نَفسَك لَم أعرف نبیك. اَللهم! عرّفْنی رسولك فإنّك إنْ لمْ تعرفْنی رسولك لم أعْرِفْ حجتَك. اللهم! عرّفْنی حجتك فإنّك إنْ لمْ تُعَرِّفْنی حجتك ضَلَلْتُ عَن دینی.) (كمال الدین و إتمام النعمة، ج 2، ص 342. خدایا! خودت را به من بشناسان كه اگر تو، خودت را به من نشناسانى، پیامبرت را نمى شناسم. خدایا پیامبرت را به من بشناسان كه اگر پیامبرت را نشناسانى، حجّت تو را نخواهم شناخت. خدایا! حجّت و امام زمان را به من بشناسان كه اگر امامت را نشناسانى، در دینم گمراه خواهم شد.)
بنابراین، بر ما لازم است كه امام زمان (علیه السلام) را از چند جهت شناسایى كنیم، هم شناسنامه اى و هم اعتقادى و قلبى.
روایات ما، به همه ى این ها اشاره كرده اند و فرموده اند: «امام زمان (علیه السلام) از بنى هاشم و از اولاد فاطمه (علیه السلام) و از سلاله ى سیدالشهداء امام حسین (علیه السلام) و نام پدرش حسن و خودش همنام پیامبر (صلى الله علیه وآله) و.... است، و بعد هم خصوصیات شخصى و جسمى امام دوازدهم (علیه السلام) را بیان فرموده اند و گفته اند: او، شبیه ترین مردم به پیامبر (صلى الله علیه وآله) است; پیشانى حضرت فراخ و سفید و تابان و اثر سجده در آن آشكار است; ابروهاى حضرت، به هم پیوسته است; چشم حضرت، سیاه و سرمه گون است; در طرف راست صورت، خالى وجود دارد; (منتهى الآمال، ص 289) هنگام ظهور، با شمشیر قیام مى كند; از ایشان، كرامت هاى بى شمارى ظهور مى كند. براى ظهور نیز علائمى حتمى و غیرحتمى بیان كرده اند، نداى آسمانى، خروج سفیانى، خروج خراسانى، قتل نَفْسِ زكیّه، فرو رفتن لشكر سفیانى در بیابانى ما بین مكه و مدینه و... از جمله ى آن علائم است.
اعتقاد به مهدویّت، از زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله) رواج داشته و تقریباً بعد از واقعه ى كربلا و شهادت امام حسین (علیه السلام) ادّعاى مهدویّت نیز آغاز شد و برخى از مردم بعد از وفات محمّد حنیفه، او را مهدى دانستند و بعدها نیز عدّه اى خود را مهدى نامیدند و ادّعاى مهدویت كرده اند
از طرفى، انسان باید آن قدر قدرت تشخیص داشته باشد تا بتواند امام مهدى (علیه السلام) را با اوصافى كه بعضى از آن ها ذكر شد، از مهدى نمایان تمییز دهد، چون، بدیهى است كه در هر زمان، برخى عناصر فرصت طلب، از موضوع مهدویّت سوء استفاده مى كنند، چنان كه مدّعیان الوهیّت یا نبوت یا سایر مقامات معنوى، در دنیا كم نبوده اند، ولى این ها، هرگز، دلیل بر این نمى شود كه منكر اصل وجود خدا و نبوّت انبیا و مهدویّت شویم. از این رو، دانایان و اهل تشخیص، از پیامبران درخواست معجزه مى كردند. به همین دلیل مشاهده مى كنیم كه براى شناخت امام بعدى، امام هر عصرى، براى اصحاب خود، علائمى از امام پسین را نشان مى دادند تا در مسئله، شكى باقى نماند و آنان بتوانند امام بعد را به صورت واضح، شناسایى كنند.

از چه زمانى، عدّه اى به دروغ، ادعاى مهدویّت كردند؟
اعتقاد به مهدى موعود (علیه السلام) در بین مردم به خاطر تأكیداتى كه پیشوایان دینى ما داشتند، از زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله) رواج داشته است. آن حضرت، بارها، در مناسبت هاى گوناگون، از حضرت مهدى و از ظهور و قیام و غیبت طولانى و دیگر ویژگى هاى آن حضرت خبر داده اند و بسیارى از اصحاب پیامبر (صلى الله علیه وآله) از این موضوع خبر داشتند و شعراى مسلمان، مانند كمیت اسدى (متوفاى 126 هـ ق) و اسماعیل حمیرى (متوفاى 173 هـ ق) و دعبل خزاعى (متوفاى 246 هـ ق) در اشعار خود، از آن یاد كرده اند. همین مسئله، سبب شده كه در طول این مدّت، افرادى پیدا شوند كه یا خود، ادّعاى مهدویّت كنند و یا عدّه اى از مردم به مهدویّت آنان معتقد شوند.

سه شنبه هشتم آبان ۱۳۹۷ .::. 5:51 .::. .::.


الإمامُ المهديُّ عليه السلام :
لا يَحِلُّ لأِحدٍ أن يَتَصَرَّفَ في مالِ غَيرِهِ بغَيرِ إذنِهِ .
امام مهدى عليه السلام :
بر هيچ كس روا نيست كه بدون اجازه ديگرى در مال او تصرف كند.
وسائل الشيعة : 17/309/4.

سه شنبه هشتم آبان ۱۳۹۷ .::. 5:42 .::. .::.


امام على عليه السلام :
ما عُبِدَ اللّه ُ بِشَىْ ءٍ اَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ وَ ما تَمَّ عَقْلُ امْرِى ءٍ حَتّى يَكونَ فيهِخِصالٌ شَتّى: اَلْكُفْرُ وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأمونانِ وَ الرُّشْدُ وَ الْخَيْرُ مِنْهُ مَأمولانِ وَ فَضْلُ مالِهِمَبْذولٌ وَ فَضْلُ قَوْلِهِ مَكفوفٌ وَ نَصيبُهُ مِنَ الدُّنْيَا القوتُ لا يَشْبَعُ مِنَ الْعِلْمِ دَهْرَهُ اَلذُّلُّاَحَبُّ اِلَيْهِ مَعََ اللّه ِ مِنَ العِزِّ مَعَ غَيْرِهِ وَ التَّواضُعُ اَحَبُّ اِلَيْهِ مِنَ الشَّرَفِ يَسْتَكْثِرُ قَليلَالْمَعْروفِ مِنْ غَيْرِهِ و يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْمَعْروفِ مِنْ نَفْسِهِ وَ يَرَى النّاسَ كُلَّهُمْ خَيْرا مِنْهُ وَ اِنَّهُ شَرُّهُم فى نَفْسِهِ وَ هُوَ تَمامُ الاَْمْرِ؛
امام على عليه السلام :
خداوند با چيزى بهتر از عقل عبادت نشده است، و عقل كسى كامل نشود، مگر دراو چند خصلت باشد: كفر و بدى از او انتظار نمى رود، رشد و خوبى در او اميدمى رود، زيادى ثروتش بخشوده و زيادى سخنش نگه داشته شده است، بهره او ازدنيا تنها غذاى روزانه است، در طول زندگى از دانش سير نمى شود، خوارى را باخداوند از عزّت با ديگران، بيشتر دوست دارد، تواضع نزد او دوست داشتنى تر ازشرف و بزرگى است، خوبىِ كم ديگران را بسيار و خوبى بسيار خود را كم مى شمرد،همه مردم را از خودش بهتر و خود را نزد خويش از همه بدتر مى داند و اين مهم ترينخصلت است.
كافى، ج 1، ص 18، ح 12

سه شنبه هشتم آبان ۱۳۹۷ .::. 5:40 .::. .::.
درباره ما
برچسب‌ها وب
طراح قالب
ثامن تـــم