بـاران نـشانـه
طراح قالب
ثامن تـــم
امکانات وب

ریشه یابى دشوارى انتظار
همه ما می دانیم که از وظایف ما دعا برای ظهور حضرت است و باید منتظر واقعی حضرت باشیم. آیا تا بحال به این فکر کرده اید که ریشه های دشوارى این تکلیف چیست؟ در زیر به توضیح دو مورد از آن می پردازیم:

آراستگى به عدالت و تقوا
فرد منتظر باید یک متدین راستین بوده، به زیور عدالت، تقوا و پارسایى آراسته باشد. پیرو واقعى و صدیق حضرت ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف) کسى است که رفتار و مکتب آن جناب را الگوى عملى خود قرار دهد. قیام مولا و تمامى زحمات جان فرساى ایشان و همه مجاهدت ها و رشادت ها و شهادت هاى پدران بزرگوار وى (علیهم السلام) در راه تربیت نفوس و پرورش دینداران واقعى بوده است. طبعا انصار و یاران حضرتش که در این مهم وى را مدد مى رسانند، با رهبر خود هم سنخى روحى و رفتارى خواهند داشت. منتظران گوش به فرمان وى که در رکابش حاضر مى شوند، عاملان به فرمان الهى اتقوا الله حق تقاته (آن گونه که حق تقوا و پرهیزگارى است، از خدا بپرهیزد) مى باشند.
نشانه بارز کسانى که در دوره غیبت حجت قائم (علیه السلام) "انتظار" پیشه مى کنند، به روشنى در کلام نبوى ذکر شده است. حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم)، در تجلیل از مقام شامخ (منتظران آخر الزمان) خطاب به صحابه فرمود:
(شما اصحاب من هستید، لیکن برادران من مردمى هستند که در آخرالزمان مى آیند.) آنگاه در مقام توصیف اوج مجاهدت و تدین ایشان مى فرماید:
هر یک از ایشان بیش از (کسى که بر زجر) پوست کندن درخت خار با دست خالى در شب تاریک یا نگاهدارى آتش سوزان چوب درخت که آنان چراغ هدایت در شب هاى ظلمانى هستند.
در اسلام رابطه تنگاتنگى میان عدالت فردى و اجتماعى وجود دارد. از دیدگاه اسلام، پیدایش عدالت فراگیر اجتماعى در گرو تحقق عدالت فردى در آحاد جامعه است؛ این بدان معناست که بر آیند تعادل مهره هاى یک مجموعه به تعادل کل آن منتهى مى شود.
اگر فردى با اجتناب از معاصى و رعایت پرواى الهى، بتواند ملکه عدالت را در خود پدید آورد و با ایجاد تعادل در میان قواى نفسانى خود، ارکان حیات اخلاقى را در وجود خود نهادینه سازد، آنگاه مى تواند در عصر ظهور که عصر استقرار عدل ناب و مطلق است، خویشتن را با شرایط نوین تمدن توحیدى مهدوى هماهنگ کند؛ اما در غیر این صورت، هاضمه شخصیت فرد، قدرت جذب مولفه هاى فرهنگ عدالت محور دولت کریمه را نخواهد داشت
عدل مقابل ظلم است (به قول منطقیان این دو عدم و ملکه اند) کسى که ظالم باشد، عادل نیست و از آنجا که (ارتکاب معصیت) ظلم به نفس ‍ تلقى مى شود، فرد گناهکار براى هرگونه ظلم اجتماعى آمادگى روانى لازم را خواهد داشت. زیرا معمولا کسى که حقوق خودش را پاس نمى دارد، حقوق دیگران را نیز ارزشمند نمى شمرد.
امام زمان
آنجا که حتى حس صیانت نفس هم نمى تواند جلودار خوى تجاوزگرى و سرکشى حیوانى انسان باشد، اهرم هاى کنترل این تعدى طلبى نسبت به دیگران، چندان به کار نمى نماید.
بر این اساس، رتبه (تحقق عدالت فردى) بر (ایجاد عدالت اجتماعى) مقدم است؛ یعنى حصول (عدالت انفسى) پیش نیاز وصول به (عدالت آفاقى) است.
از این رو، اگر فردى با اجتناب از معاصى و رعایت پرواى الهى، بتواند ملکه عدالت را در خود پدید آورد و با ایجاد تعادل در میان قواى نفسانى خود، ارکان حیات اخلاقى را در وجود خود نهادینه سازد، آنگاه مى تواند در عصر ظهور که عصر استقرار عدل ناب و مطلق است، خویشتن را با شرایط نوین تمدن توحیدى مهدوى هماهنگ کند؛ اما در غیر این صورت، هاضمه شخصیت فرد، قدرت جذب مولفه هاى فرهنگ عدالت محور دولت کریمه را نخواهد داشت.
طبعا چنین شخصى با شرایط و ملاک هاى جدید هماهنگ نمى شود و این تعارض در پایان وى را به بن بست مى کشاند. نمونه تاریخى چنین شرایطى را در زمان حکومت نورانى علوى مى توان یافت. حضرت از آغاز امر مى دانست که نفوس غیر مهذب و تربیت نشده که از ملکه عدالت فاصله گرفته بودند، عدالت وى را بر نمى تابند، از این رو از پذیرش خلافت سرباز زد تا آنجا که حجت را بر آنان تمام کرد، و پس از استقرار حکومت علوی همان شد که مولا پیش بینى فرمود؛ یعنى بسیارى از کسانى که او را بر حق مى دانستند و قلبشان با او بود، بر وى شمشیر کشیدند و سرانجام فرق عدالت در محراب عبادت شکافت؛ قتل فى محرابه لشدة عدله.
بله هر کس بخواهد در شمار منتظران حقیقى آن (عدل منتظر) باشد، باید پارسایى پیشه کند و متخلق به مکارم اخلاق گردد و به معناى دقیق کلمه، انسانى مکتبى باشد.

آراستگى به بردبارى و پایدارى
فرد منتظر باید استقامت بورزد و صبر و حلم پیشه سازد؛ بر پایه روایت مفصلى که در بیان شرایط عصر غیبت و اوضاع پیش از مقطع ظهور وارد شده است و با تایید تحلیل تاریخى و روند حوادث، مى توان این نکته را دریافت که در دوران غیبت فشار زاید الوصفى بر منتظران مخلص و صدیق مهدى موعود (عجل الله تعالى فرجه الشریف) وارد مى شود. مقاومت و پایدارى در چنین شرایطى به توان بالاى روحى نیازمند است. منتظران باید بکوشند تا به درجات بالاى صبر نایل گردند؛ صبرى که طبق حدیث شریف (راس الایمان) است. در اینجا به بیان یک حدیث نبوى اکتفا مى کنیم: روزى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) خطاب به اصحاب فرمودند:
(پس از شما کسانى مى آیند که به هر یک از آنان، اجر پنجاه نفر از شما را خواهند داد.) اصحاب پرسیدند: اى رسول خدا ما در غزوات بدر، احد و حنین با شما بودیم و درباره ما آیاتى از قرآن کریم نازل شده است. پس، چرا به آنان پنجاه برابر ما ثواب داده مى شود؟ حضرت پاسخ گفتند: (آنان در شرایطى بس دشوار خواهند بود که اگر شما در آن شرایط به سر برید، تحمل و استقامت آنان را نخواهید داشت.)

جمعه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۸ .::. 23:23 .::. .::.

روزی که حضرت مهدی(عج) قیام کند و عالم را از عدالت پر کند، آن روز روز خداست؛ روزی که همه منتظر آن هستند. آیات قرآن کریم در اشاراتی زیبا، خصوصیت مهم این روز را بیان کرده‌اند:



روزهای خدا

همه روزها از آن خداست. چون او مالک حقیقی است و همه چیز به او تعلّق دارد. امّا در میان همه روزهای خدا، سه روز ویژه هستند که از آنها با عنوان «ایام الله» یاد شده است.

خداوند متعال در آیه 5 سوره مبارکه ابراهیم می‌فرماید:

وَ ذکّرهُم بأیّام الله إنّ فی ذلک لآیاتٍ لکُلِّ صَبّارِ شکورِ. (ابراهیم / 5) و به یادشان آور روزهای خدا را که در این برای همه صبوری پیشگان سپاسگزار عبرتی است. به نظر شما منظور از این «ایام الله»؛ روزهای خدا چیست؟!



روزهای ویژه

برای فهم آیات الهی باید به مفسّران واقعی آن رجوع نمود و چه کسانی بهتر از معصومین(علیهم‌السلام) که ثقل قرآنند. از امام جعفر صادق(علیه‌السلام) نقل است که از پدر بزرگوارشان امام باقر(علیه‌السلام) روایت کرده اند که حضرت فرمودند: أیام الله عزّوجلّ ثلاثَةٌ: یومُ القائم و یومُ الکره و یومُ القیامَة؛ روزهای خدا سه روز است: روز قیام قائم (عج) و روز بازگشت به سوی خدا و روز قیامت.



روزهای خاص، حوادث خاص

این سه روز ویژه خدا در واقع بیانگر سه واقعه و حادثه عظیم و مهمی هستند که هر کدام از آنها به تنهایی کافی است تا سرنوشت بشریت تغییر کند.

اولین آنها روز قیام مهدی(عج) است. آن روز، روز ویژه خداست که همه ی عالم متحول می شود و به سوی خیر و خوبی سوق داده می شود تا با برپایی عدالت جهانی، بشریت طعم زندگی الهی را بچشد. روز دیگر، روز بازگشت به سوی خدا و روزی است که هر یک ما طعم مرگ را می چشیم. کلّ نفسٍ ذائقةُ الموت. روزی که دیگر از غل و زنجیرهای عالم ماده پر بکشیم و خود را به جایگاه واقعی که از آن آمده ایم، برسانیم.

اولین آنها روز قیام مهدی(عج) است. آن روز، روز ویژه خداست که همه ی عالم متحول می شود و به سوی خیر و خوبی سوق داده می شود تا با برپایی عدالت جهانی، بشریت طعم زندگی الهی را بچشد. روز دیگر، روز بازگشت به سوی خدا و روزی است که هر یک ما طعم مرگ را می چشیم. کلّ نفسٍ ذائقةُ الموت. روزی که دیگر از غل و زنجیرهای عالم ماده پر بکشیم و خود را به جایگاه واقعی که از آن آمده ایم، برسانیم.

و روز سوم، روز قیامت است که همگان سر از خاک بر می دارند و برای محاسبه اعمال و حساب و کتاب نزد پروردگار خویش حاضر می شوند.



وجه مشترک روزهای ویژه خدا

ویژگی مشترک این سه روز ویژه خدا آن است که در هر سه روز، بشریت طعم خداگونگی را می چشد و به سوی زندگی الهی باز می‌گردد. ویژگی مخصوصی که در همان آیه شریفه پس از بیان «ایام الله»، آن را برای هر صبوری پیشه ی سپاسگزاری محل عبرت می داند. هر بنده ای که صبر کند و در مقابل گناهان و نیز مشکلات شکیبا باشد و در همان حال اهل شکر و سپاسگزاری از پروردگار خویش بمانند، حتماً روزهای ویژه ی خدا را انتظار می‌کشد. زیرا در آن روزهاست که زندگی و حیات الهی و خدایی را تجربه خواهد کرد.



روز قیام مهدی(عج)؛ روز ویژه خدا

از نکات مهم دیگری که از آیه شریفه و حدیث معصوم(علیه السلام) بدست می آید آن است که این سه روز ویژه هم طراز یکدیگر قرار داده شده‌اند و این نکته بیانگر ویژگی مهمی است و آن اینکه، روز قیام مهدی(عج) روزی است همانند روز بازگشت به سوی خدا و روز قیامت. از این رو، در این روز انقلابی اساسی و تحولی بنیادین در بشریت روی می دهد و همچون روز بازگشت به سوی خدا و روز قیامت، پرده ها از مقابل چشمان انسانها کفار می روند و حقایق آشکار می شود. در روایات اسلامی از این موضوع تعبیر به «بلوغ و کمال عقول» شده است. یعنی روز قیام قائم(عج) روزی است که در آن عقل های انسانها کامل می‌شود و در آن صورت آنها به غیب و آنچه به واسطه جهل خود از آن غافل بودند، آگاهی می یابند. آن وقت آمادگی می یابند تا زندگی الهی سرشار از خیر و خوبی را تجربه نمایند.



نتیجه

یکی از روزهای ویژه خدا، روز قیام مهدی(عج) است که در آن همچون روز قیامت و روز بازگشت به سوی خدا، انسانها زندگی الهی و خدایی را تجربه می کنند.

رادفر- گروه دین و اندیشه تبیان

فهرست منابع و مآخذ:

1- قرآن کریم

2- خصال – شیخ صدوق (ره)

3- آیات الولایة – سید کاظم ارفع

4- امام عصر(عج) عصاره ی خلقت – آیت الله جوادی آملی

5- تفسیر المیزان – علامه ی طباطبایی

6- تفسیر نمونه – زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی

جمعه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۸ .::. 23:21 .::. .::.

رجعت ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ از امور قطعی و یقینی است اما در مورد كیفیت رجعت و نحوه حكومت آنها اطلاعات آنچنانه ای در دست نیست فقط در مورد حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ وارد شده كه به اندازه ای پادشاهی خواهند كرد كه از پیری موی ابروهایش بر روی چشمانش آویخته شود.
رجعت در نزد شیعه
رجعت در اصطلاح علم کلام و در عقیده شیعیان عبارت است از اینکه خداوند گروهی از مردگان را در هنگام ظهور امام مهدی علیه السلام به همان صورتی که قبلا در دنیا بوده‌اند به دنیا بر می‌گرداند، گروهی را عزیز و گروهی را ذلیل می‌کند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه داده، داد مظلومان را از ستمگران می‌گیرد. (بحارالانوار/ ج 53 ص 42) شیعیان معتقدند انسان‌های بسیار نیکو و انسان‌های بسیار پلید در آخرالزمان و پس از ظهور مهدی به اذن خداوند به دنیا باز می‌گردند.
در حدیثی از علی چنین آمده‌است: «رجعت علم خاص و ویژه‌ای است که اکثر مردم قدرت درک و تحمل آن را ندارند.» (بحار الانوار جلد 53 ص 74)
همچنین در حدیث دیگری چنین آمده‌است: «رجعت تجلی قدرت خداوند است، پس آن را انکار نکنید.»
به اعتقاد شیخ مفید"امامیه اتفاق کرده‌اند که بازگشت بسیاری از مرده‌ها به دنیا قطعی است".
«کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد از ما نیست».
طبرسی و حرّ عاملی و ابن المظفّر و غیره گفته‌اند: «اعتقاد به رجعت محل اجماع همه شیعیان است» و بلکه از ضروریات تشیع است.
همچنین به اعتقاد مجلسی: «همه پیامبرانی که خداوند آنان را مبعوث کرده به دنیا باز گردانده می‌شوند تا همراه علی بن ابی طالب بجنگد». (بحار الانوار 53 / 41)

نحوه ی حكومت ائمه بعد از رجعت چگونه است؟
درباره كیفیت رجعت ائمه و حكومت ایشان بحثهای تفصیلی در اخبار و روایات وارد نگردیده است. فقط آنچه قطعی است رجعت آنان می باشد و نیز وارد گردید كه نوزده سال بعد از قیام صاحب الامر رجعت ائمه با رجعت امام حسین ـ علیه السلام ـ شروع می شود و سپس حضرت علی ـ علیه السلام ـ می آیند آنگاه پیامبر اكرم ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ .
اما آیا همه معصومین در عصر امام زمان می آیند یا به ترتیب یكی یكی می آیند و از دنیا می روند قطعی نیست و درباره كیفیت حكومت ایشان نیز تفصیلاً بیان نشده است فقط از روایات می شود استفاده نمود كه ادامه همان حكومت امام عصر است فقط در یك روایات به كلیاتی از حكومت حضرت علی آمده است، در اینجا ابتداء نمونه هایی از این روایات را ذكر می كنیم آنگاه به جمع بندی آنها و نیز به نظر علامه مجلسی در این زمینه می پردازیم.
1- از امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه: بعد از گذشت نوزده سال از قیام امام عصر ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ امام حسین ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد و به خونخواهی و انتقام خون خود و اصحابش می پردازد و دشمنانش را می كشد و اسیر می كند تا اینكه حضرت امیر مۆمنان ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد.
2- اولین كسی كه رجعت می نماید امام حسین است.
3- در حدیثی كه معروف به حدیث مفضل می باشد بعد از بیان اموری كه امام عصر در تثبیت حكومتش انجام می دهند می فرماید: پس حضرت امام حسین با یارانش و دوازده هزار صدیق ظاهر می شوند و رجعتی از این خوشتر نباشد، آنگاه صدیق اكبر امیر المۆمنین بیرون می آید سپس بیرون می آید سید اكبر محمد رسول اللَّه ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ با هر كه به ادیان آورده از مهاج رو انصار و هر كه در جنگهای ایشان به شهادت رسیده اند و....
4- درباره حكومت حضرت علی ـ علیه السلام ـ در روایتی چنین آمده است كه همه انبیاء و مۆمنین در حكومت او رجعت می كنند و پیامبر اكرم ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ پرچم حكومت را به دست حضرت علی ـ علیه السلام ـ می دهد و همه انبیاء و مۆمنین و خلایق تحت امر او در می آیند و او امیر همه می شود.
ملاحظه می فرمایید كه در این روایات فقط اشاره شده كه در عصر حكومت امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ رجعت ائمه شروع می شود بنابراین می شود استفاده كرد كه حكومت آنها ادامه حكومت جهانی امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ است. فقط در حكومت حضرت علی ـ علیه السلام ـ همه انبیاء و مۆمنان رجعت می كنند و تحت امر او قرار می گیرند.
شایسته می دانیم در اینجا نظر مرحوم علامه مجلسی را در این زمینه ذكر نماییم:
"خصوصیت این رجعت ها معلوم نیست كه آیا با ظهور امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ رجعت آنان در یك زمان خواهد بود یا بعد خواهد بود و از بعضی احادیث ظاهر می شود كه به ترتیب زمان امامت رجعت خواهند كرد و شیخ حسن بن سلیمان قائل شده است به آنكه هر امامی زمان امامتی دارد و هر امامی زمان مهدی بودن دارد و حضرت صاحب الامر اول كه ظاهر می شود زمان امامت اوست و بعد از آباء و اجداد كرام خود باز آن حضرت رجعت خواهد كرد و به این وجه تأویل كرده است آن حدیثی را كه گفته: از ما دوازده امام دوازده مهدی است، و این قول اگرچه بعید از صواب نیست اما مجمل اقرار كردن و تفاصیلش را به علم ایشان رد كردن احوط است"
بنابراین همانگونه كه مرحوم مجلسی فرموده اند احتیاط این است كه تفصیل رجعت و حكومت ائمه را به علم خودشان واگذار نمائیم و فقط اجمالاً معتقد باشیم كه آن بزرگواران رجعت خواهند كرد.

یکشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۸ .::. 20:29 .::. .::.

بر اساس روایات، غیبت به معنای «پوشیده بودن از دیدگان» است، نه حاضر نبودن. در این دوران، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از چشمان مردمان غایب است و آن‌ها او را نمی‌بینند؛ در حالی که آن بزرگوار در بین مردم حضور دارد و در کنار ایشان زندگی می‌کند. امام علی علیه السلام می‌فرماید: «سوگند به خدای علی، حجت خدا در میان مردم است و در راه‌ها (کوچه و بازار) گام برمی دارد، به خانه‌های آن‌ها سر می‌زند، در شرق و غرب زمین رفت و آمد می‌کند، گفتار مردم را می‌شنود و به ایشان سلام می‌کند، می‌بیند و دیده [و شناخته] نمی‌شود، تا وقت معیّن و وعده الهی».1 در اصطلاح مذهب ما، غیبت، پنهان بودن یک شخصیت بزرگ آسمانی است که به او مأموریت داده شده جامعه بشری را رهبری کند و جهانی را از مفاسد و پلیدی‌ها دور سازد و عدل و داد اجتماعی را بر پا دارد.2

انکار غیبت

منکران وجود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از نظر روحی، فکری و اعتقادی مشکل دارند؛ زیرا انکار، برانگیخته از شک و تردید است. طرح مسائلی همچون ارائه دلیل بر وجود امام غایب، علت و سبب غیبت، فایده آن، دلیل طولانی بودن غیبت و زنده بودن امام عجل الله تعالی فرجه الشریف، مدت غیبت و زمان ظهور، محل اسکان امام عجل الله تعالی فرجه الشریف و ظاهر نشدن بعضی علامات و...، اشکال‌هایی است که انکار کنندگان با ارائه کردن آن‌ها، سعی در منحرف ساختن اذهان و خدشه دار کردن وجود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسائل مهدویت دارند.



فلسفه و علل غیبت

مسئله غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یکی از اسرار الهی است که تاکنون جز معصومان علیهم السلام کسی نتوانسته است به راز آن پی ببرد. تمام کارهای خداوند بر اساس حکمت و مصلحت انجام می‌گیرد و همه رویدادهای خرد و کلان جهان با تدبیر پروردگار عالم و به اراده او انجام می‌پذیرد.3 مسئله غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز یکی از مهم‌ترین این رویدادهاست که بنا بر حکمت‌هایی صورت گرفته است. البته برخی از این حکمت‌ها در احادیثی که از سوی معصومان علیهم السلام آمده، ذکر شده است؛ هر چند وجه حکمت و علت آن به طور کامل، جز پس از ظهور روشن نخواهد شد.4

1. جاری شدن سنت‌های پیامبران در او

خداوند سنت‌هایی چون هجرت و غیبت را برای پیامبرانی چون ادریس علیه السلام، صالح علیه السلام، موسی علیه السلام و ابراهیم علیه السلام برقرار کرده و اراده خداوند بر این قرار گرفته است که این سنت‌ها در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز صورت پذیرد.5 پیامبران الهی گاه به امر خداوند و بنا بر علت‌ها و مصلحت‌هایی مدتی، کوتاه یا طولانی از مردم قوم خود فاصله می‌گرفتند. امام صادق علیه السلام در این زمینه فرموده است: «مهدی ما غیبتی خواهد داشت که مدت آن طولانی است. خواست خدا چنین است که سنت غیبت دیگر پیامبران درباره او اجرا شود. آنچه بر سر امت‌های پیشین آمده است، بر سر این امت هم خواهد آمد و این سنت تغییرناپذیر خواهد بود».6

امام علی علیه السلام می‌فرماید: «سوگند به خدای علی، حجت خدا در میان مردم است و در راه‌ها (کوچه و بازار) گام برمی دارد، به خانه‌های آن‌ها سر می‌زند، در شرق و غرب زمین رفت و آمد می‌کند، گفتار مردم را می‌شنود و به ایشان سلام می‌کند، می‌بیند و دیده [و شناخته] نمی‌شود، تا وقت معیّن و وعده الهی»

2. امتحان و آزمایش مردم

فلسفه امتحان الهی

امتحان کردن مردم، یکی از سنت‌های خداوند است.7 او بندگان خود را به شیوه‌های گوناگون آزمایش می‌کند تا میزان صبر و استواریشان در مسیر حق روشن شود. این آزمایش‌ها در حقیقت برای آن است که بندگان ساخته شده و به گوهر وجود خود پی ببرند. غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز آزمایش و امتحانی است، سخت و دشوار برای اینکه خالص از ناخالص و خوب از بد جدا شود. امام کاظم علیه السلام فرموده است: «صاحب امر باید غیبتی داشته باشد، تا اینکه بعضی از گروندگان از او روی گردان شوند و این، امتحانی است که خداوند آفریده‌های خود را با آن می‌آزماید».8



3. یادآوری نعمت به مردم

بسیاری از مردم، قدرشناس نعمت‌های خداوند نیستند؛ بلکه کفران نعمت می‌کنند. وقتی امت قدر پیامبر صلی الله علیه و آله و امام علیه السلام را نداند و وظایف خود را در برابر او انجام ندهد، خداوند نیز آن‌ها را تنبیه کرده و پیشوای ایشان را از آن‌ها جدا می‌کند تا به خود آمده و ارزش و برکت وجود او را در روزگار غیبت دریابند.

امام باقر علیه السلام در این مورد می‌فرماید: «وقتی خداوند همراهی و هم نشینی ما را برای قومی خوش ندارد، ما را از میان آن‌ها بر می‌گیرد».9 بهترین راه تأدیب افراد این است؛ زیرا بدین وسیله، بیدار می‌شوند و با تغییر راه و روش خود، نعمت از دست رفته را دوباره از خداوند می‌خواهند.



4. استقلال امام عجل الله تعالی فرجه الشریف

اگر کسی به دنبال ایجاد تحول و انقلاب باشد، به ناچار باید در ابتدای قیام با بعضی از مخالفان خود عهد و پیمان ببندد تا بتواند اهداف خود را دنبال کند. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز اگر بدون آماده بودن شرایط قیام کند، یا باید پیرو دولتی باشد یا کشته خواهد شد. ولی آن حضرت مصلح بزرگی است که در راه برپایی انقلاب و حکومت عدل جهانی، با هیچ قدرت ستمگری سازش نخواهد کرد؛ زیرا به مبارزه آشکار با همه ظالمان مأمور است.

امام حسن مجتبی علیه السلام می‌فرماید: «... خداوند عزوجل ولادت او [حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف] را مخفی و شخص او را غایب می‌کند تا برای هیچ کس در گردنش بیعتی نباشد».10

از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چرا حضرت علی علیه السلام با مخالفان اول خود جنگ نکرد؟ حضرت فرمود: «به دلیل این آیه در کتاب خدا که می‌فرماید: " اگر مؤمنان و کافران (در مکه) از هم جدا می‌شدند، کافران را عذاب دردناکی می‌کردیم"»

5. حفظ جان امام عجل الله تعالی فرجه الشریف

امام زمان (عج)

یکی از عواملی که سبب کناره گیری پیامبران از قوم خود می‌شد، حفظ جان خویش بود؛ همان گونه که پیامبر صلی الله علیه و آله برای انجام رسالت خود، از مکه بیرون رفت و در غاری پنهان شد. در روایات بسیاری از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام آمده است که یکی از حکمت‌های غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، بیم کشته شدن آن حضرت است.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «امام منتظر، پیش از قیام خود مدتی از چشم‌ها غایب خواهد شد» و علت را چنین برمی شمارد که: « او بر جان خویش بیمناک است».11 شهادت و کشته شدن در راه خدا، یکی از افتخارات معصومان بوده است، ولی شهادتی مطلوب است که در میدان انجام وظیفه الهی و به صلاح جامعه و دین باشد. اگر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دست مردمان بد شهید شود، زمین از حجت خدا خالی می‌شود و حکومت عدل جهانی هم بدون رهبر می‌ماند.



6. خالی شدن صلب کافران از مؤمنان

بنا به فرموده خداوند در قرآن کریم، در اصلاب مردم کافر و منافق، امانت‌هایی است که همان فرزندان صالح هستند و از نسل آنان پدید می‌آیند.12 از سوی دیگر، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با دشمنان خدا هیچ گونه سازشی نخواهد کرد؛ بلکه آن‌ها را به قتل می‌رساند. از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چرا حضرت علی علیه السلام با مخالفان اول خود جنگ نکرد؟ حضرت فرمود: «به دلیل این آیه در کتاب خدا که می‌فرماید: " اگر مؤمنان و کافران (در مکه) از هم جدا می‌شدند، کافران را عذاب دردناکی می‌کردیم"».

سؤال شد: منظور از جدا شدن چیست؟ حضرت فرمود: «امانت‌هایی از مؤمنان در صلب جمعی از کافران است. مهدی ظهور نخواهد کرد، هرگز تا اینکه امانت‌های خدا بیرون آیند و چون بیرون آیند، آن گاه بر دشمنان خدا ظاهر شود و آن‌ها را بکشد».13

زهرا رضائیان

بخش مهدویت تبیان

پی نوشت:

1. نعمانی، الغیبه، باب 10، ج 3، ص146.

2. خادمی شیرازی، محمد، غیبت امام عصر یا پنهانی خورشید عدالت، ص 24.

3. انبیا: 33؛ انعام: 2؛ اعراف: 32 و هود: 12.

4. بحارالانوار، ج52، ص91.

5. معجم احادیث امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص192.

6. همان، ج5، ص488.

7. عنکبوت: 2 و 3.

8. بحارالانوار، ج52، ص92.

9. شیخ صدوق، علل الشرایع، ص244.

10. معجم احادیث امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص165.

11. بحارالانوار، ج52، ص95.

12. فتح: 25.

13. بحارالانوار، ج 52، ص97.

یکشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۸ .::. 20:26 .::. .::.
درباره ما
برچسب‌ها وب
طراح قالب
ثامن تـــم