بَابٌ فِیمَنْ عَرَفَ الْحَقَّ مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ وَ مَنْ أَنْكَرَ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع وَ امْرَأَتَهُ وَ بَنِیهِ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ ثُمَّ قَالَ مَنْ عَرَفَ هَذَا الْأَمْرَ مِنْ وُلْدِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ ع لَمْ يَكُنْ كَالنَّاسِ
اصول کافى جلد 2 صفحه 209 روایت 1
ترجمه:
سلیمان بن جعفر گوید: شنیدم حضرت رضا مىفرمود: همانا على بن عبداللّه بن حسین بن على بن حسین بن على بن ابیطالب علیهم السلام و همسر و پسرانش اهل بهشتند. سپس فرمود: هر کس از اولاد على و فاطمه علیهما السلام عارف باین امر (امامت) باشد، مانند مردم دیگر نیست.
شرح علامه مجلسى (ره) گوید: ظاهراً بجاى عبداللّه، عبیداللّه صحیح است چنانچه گفته صاحب عمدة الطالب و مقاتل الطالبین و مورخین دیگر بر آن دلالت دارد، سپس از عمدة الطالب نقل میکند که اولاد حضرت على بن الحسین علیهما السلام از شش پسر باقى ماندند: 1- امام محمد باقر علیه السلام 2- عبد اللّه باهر 3- زید شهید 4- عمر اشرف 5- حسین اصغر 6- على اصغر.
یکى از پسران حسین اصغر عبید اللّه اعرج است که این على بنام على صالح است پسر اوست، او را زنى صالحه بنام ام سلمه بود که از شدت اخلاص و ارادتى که بحضرت رضا علیه السلام داشت، روزى که آنحضرت بعیادت شوهرش تشریف آورده بود، او از پشت پرده به آنحضرت مىنگریست و چون از مجلس برخاست، محل جلوس امام علیه السلام را مىبوسید و بعنوان تبرک بر آن دست میمالید. حضرت رضا علیه السلام از خانواده على صالح تجلیل فرموده و بهشت را براى آنها وعده داده و در آخر فرموده است: ساداتى که به امامت عارف باشند مانند دیگر مردم نیستند، یعنى ثواب آنها از سایر مردم بیشتر است بواسطه شرافت نسب ایشان، چنانچه خدا درباره همسران پیغمبر صلى اللّه علیه و آله این امتیاز را قائل شده است، یا بجهت اینکه ایمان و اطاعت ایشان از امامى که از خویشان و فامیل خود آنهاست دشوار و مشکل تر است نسبت به سایر مردم، زیرا اسباب حسد و کینه در آنجا قویتر و خضوع و کوچکى کردن در برابر فامیل سختتر و گرانتر است و لذا شیطان ایشانرا بادعاء امامت بیشتر وسوسه مىکند، بعضى گفتهاند: علتش این است که طاعت و عبادت سادات، ثوابش دو برابر مردم دیگر است، چنانکه عقوبت گناه و نافرمانى ایشان هم دو برابر است.
2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِی الْوَشَّاءُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عُمَرَ الْحَلَّالُ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ ع أَخْبِرْنِی عَمَّنْ عَانَدَكَ وَ لَمْ يَعْرِفْ حَقَّكَ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ هُوَ وَ سَائِرُ النَّاسِ سَوَاءٌ فِی الْعِقَابِ فَقَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع يَقُولُ عَلَيْهِمْ ضِعْفَا الْعِقَابِ
اصول کافى جلد 2 صفحه 210 روایت 2
ترجمه:
احمد بن عمر گوید: بحضرت ابوالحسن علیه السلام عرضکردم: بمن بفرمائید کسیکه فرزند فاطمه باشد و با شما دشمنى کند و حق شما را نشناسد از لحاظ مجازات با سایر مردم برابر است؟ فرمود على بن الحسین علیهما السلام مىفرمود: عقاب ایشان دو چندانست.
شرح مجلسى (ره) درباره معنى کلمه ضعف اقوالى از أهل لغت ذکر میکند که طبق یکى از آنها معنى ضعفا در این روایت سه برابر میشود، چنانچه راجع به آیه شریفه (((یضاعف لها العذاب ضعفین))) هم بعضى از مفسرین همین قول را گفتهاند، ولى ازهرى منکر این معنى شده و دو برابر را تقویت کرده است.
3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِیلَ الْمِیثَمِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا رِبْعِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ لِی عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الْمُنْكِرُ لِهَذَا الْأَمْرِ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ وَ غَيْرِهِمْ سَوَاءٌ فَقَالَ لِی لَا تَقُلِ الْمُنْكِرُ وَ لَكِنْ قُلِ الْجَاحِدُ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ وَ غَيْرِهِمْ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ فَتَفَكَّرْتُ فِیهِ فَذَكَرْتُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی إِخْوَةِ يُوسُفَ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ
اصول کافى جلد 2 صفحه 210 روایت 3
ترجمه:
عبد الرحمن بن ابىعبداللّه گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: منکر امر امامت از خاندان بنى هاشم و دیگران برابرند؟ فرمود: مگو منکر، بلکه بگو جاحد از خاندان بنى هاشم و دیگران. ابوالحسن (على بن اسمعیل میثمى) گوید: من در این باره فکر کردم، و قول خداى عزوجل درباره برادران یوسف بیادم افتاد (((فعرفهم و هم له منکرون 58 سوره 12))) یوسف آنها را شناخت و آنها یوسف را منکر بودند (نشناختند).
شرح فرق منکر و جاحد این است که: منکر در برابر عارف و عالم بکار مىرود یعنى کسیکه چیزى را نشناخته و ندانسته است چنانچه آیه سوره یوسف که بیاد ابوالحسن افتاد، شاهد آن است. اما جاحد کسى است که مطلبى را فهمیده و دانسته رد کند و نپذیرد، (9) از اینجهت امام علیه السلام فرمود: نسبت به بنى هاشم که امام را نمىپذیرند، باید جاحد گفت نه منکر، زیرا امام از خداندان خود آنهاست و او را خوب مىشناسند اگر کسى از آنها امام را نپذیرد، بواسطه حسد و اغراض دنیوى دیگر است و عذاب و عقاب او از دیگران بیشتر باشد، زیرا خدا حجت را براى او کاملتر و تمامتر کرده که از آن خاندانش قرار داده است و نیز ناسپاسى ایشان از این نعمت و منت بزرگ خداوند زشتتر و شدیدتر است و یا بجهت این است که گناه و خطا از اشراف زشتتر و ناپسندهتر است و لذا خدا لغزشهائى را بر پیغمبران مىگیرد و از آنها مؤاخذه مىکند که از دیگران در گذشته و بخشیده مىدارد.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا ع قُلْتُ لَهُ الْجَاحِدُ مِنْكُمْ وَ مِنْ غَيْرِكُمْ سَوَاءٌ فَقَالَ الْجَاحِدُ مِنَّا لَهُ ذَنْبَانِ وَ الْمُحْسِنُ لَهُ حَسَنَتَانِ
اصول کافى جلد 2 صفحه 211 روایت 4
ترجمه:
ابن ابى نصر گوید: بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: آنکه جاحد (امر امامت) باشد از خاندان شما با دیگران برابر است؟ فرمود: براى جاحد از خاندان ما دو گناه و براى نیکوکار دو ثوابست.