بَابُ أَنَّ مُسْتَقَى الْعِلْمِ مِنْ بَيْتِ آلِ مُحَمَّدٍ ع
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبِی الْحَسَنِ صَاحِبُ الدَّيْلَمِ قَالَ سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع يَقُولُ وَ عِنْدَهُ أُنَاسٌ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ عَجَباً لِلنَّاسِ أَنَّهُمْ أَخَذُوا عِلْمَهُمْ كُلَّهُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَعَمِلُوا بِهِ وَ اهْتَدَوْا وَ يَرَوْنَ أَنَّ أَهْلَ بَيْتِهِ لَمْ يَأْخُذُوا عِلْمَهُ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ ذُرِّيَّتُهُ فِی مَنَازِلِنَا نَزَلَ الْوَحْيُ وَ مِنْ عِنْدِنَا خَرَجَ الْعِلْمُ إِلَيْهِمْ أَ فَيَرَوْنَ أَنَّهُمْ عَلِمُوا وَ اهْتَدَوْا وَ جَهِلْنَا نَحْنُ وَ ضَلَلْنَا إِنَّ هَذَا لَمُحَالٌ
اصول کافى جلد 2 صفحه 249 روایت 1
ترجمه:
صاحب دیلم گوید: شنیدم امام جعفر علیه السلام هنگامیکه جماعتى از اهل کوفه خدمتش بودند مىفرمود: شگفتا از این مردم که علم را از رسولخدا صلى اللّه علیه و آله گرفتند و به آن عمل کردند و هدایت شدند، و باز عقیده دارند که اهل بیتش علم او را فرا نگرفتهاند، ما هستیم اهل بیت و ذریه او که وحى خدا در منازل ما فرود آمده و علم از ما بایشان رسیده است، آیا عقیده دارند که آنها دانستند و هدایت یافتند و ما ندانستیم و گمراه شدیم؟! چنین چیزى محالست.
شرح مجلسى (ره) در اینجا بمناسبت براى دلیل أعلم بودن امیرالمؤمنین علیه السلام از ابوبکر و سایر مشابه از قول ابن خطیب أعلم علماء اشعریین چنین گوید: على از نظر سرشت و فطرت در نهایت هوش و فهم و استعداد بود و بتحصیل علم کمال اشتیاق داشت و پیغمبر صلى اللّه علیه و آله هم به تعلیم و تربیت او نهایت علاقه و اشتیاق را نشان مىداد و على از کودکى همیشه همراه پیغمبر صلى اللّه علیه و آله بود، پیداست که چنین شاگردى در مکتب چنان استادى ببالاترین مقام علمى خواهد رسید و اما ابوبکر در پیرى خدمت پیغمبر صلى اللّه علیه و آله رسید و آن هم گاهى، شبانه روزى یکمرتبه و در مدت کوتاه پایان -.
همین دلیل را نسبت به یازده نفر از اولاد امیرالمؤمنین علیه السلام مىتوان جارى ساخت. زیرا هر یک از آنها علاوه بر جنبه وراثت علم از پیغمبر، در خانه پدر خود و زیر دست او تربیت یافتهاند. و از این روایت استفاده مىشود که در زمان آن حضرت مردمى بیشعور و یا مغرض بودهاند که علاوه بر اینکه ابوحنیفه و امثالش را بر آنحضرت ترجیح مىدادند، نسبت جهالت و گمراهى هم العیاذ بالله به آنحضرت مىدادهاند.
2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ صَبَّاحٍ الْمُزَنِيِّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَصِیرَةَ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ قَالَ لَقِيَ رَجُلٌ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع بِالثَّعْلَبِيَّةِ وَ هُوَ يُرِیدُ كَرْبَلَاءَ فَدَخَلَ عَلَيْهِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ ع مِنْ أَيِّ الْبِلَادِ أَنْتَ قَالَ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ يَا أَخَا أَهْلِ الْكُوفَةِ لَوْ لَقِیتُكَ بِالْمَدِینَةِ لَأَرَيْتُكَ أَثَرَ جَبْرَئِیلَ ع مِنْ دَارِنَا وَ نُزُولِهِ بِالْوَحْيِ عَلَى جَدِّی يَا أَخَا أَهْلِ الْكُوفَةِ أَ فَمُسْتَقَى النَّاسِ الْعِلْمَ مِنْ عِنْدِنَا فَعَلِمُوا وَ جَهِلْنَا هَذَا مَا لَا يَكُونُ
اصول کافى جلد 2 صفحه 250 روایت 2
ترجمه:
حکم بن عتیبه گوید: هنگامى که حسین بن على علیهما السلام رهسپار کربلا بود، مردى در ثعلبیه باو برخورد و خدمتش رسید و سلام کرد، حسین علیه السلام به او فرمود: از کدام شهرى؟ عرضکرد: اهل کوفه هستم، فرمود: هان بخدا اى برادر اهل کوفه! اگر در مدینه بتو بر مىخوردم علامت آمدن جبرئیل را در خانه خود و وحى آوردنش را بر جدم بتو نشان میدادم اى برادر اهل کوفه! سرچشمه علم مردم از نزد ما بود سپس آنها عالم شدند و ما جاهل؟!! این چیزیست نشدنى.
🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿